طرز فكر دروغگو

دروغگو از ارتكاب گناه، چندان ابايي ندارد. او اگر از گناه مي‌هراسيد، دروغ نمي‌گفت. دروغ او را بر گناه جري مي‌كند، تنها هراس دروغگو از ارتكاب گناه، همانا دانستن دگران است. وي اگر اطمينان يابد كه از گناه و بدكاري‌هايش، كسي آگاه نخواهد شد، هر گناهي را مرتكب شده و از زشت كاري دريغي نخواهد داشت. دروغ اين مشكل را براي وي حل مي‌كند و او را اطمينان مي‌دهد كه نخواهد گذارد كه دگران به گناهش پي ببرند. دروغگو با خود مي‌انديشد كه اگر كسي به من بد گمان شد، زود انكار مي‌كنم و مي‌گويم: كه من نكرده ام؛ مي‌گويم: چنين پيشامدي رخ نداده و اگر بر فرض هم رخ داده، من مرتكب آن نبوده ام؛ ادله و براهيني براي برائت خود اقامه خواهم كرد و خود را بي‌گناه نشان می‌دهم. او مي‌گويد: انكار، چه چيز خوبي است، هم انسان به خواهش دل رسيده و هم به وسيله انكار، خود را بي‌تقصير، معرفي مي‌كند. اينگونه فكر، در گناهان را به روي او باز مي‌كند و هر مانعي را از پيش پايش بر مي‌دارد. پس دروغ، كليد ارتكاب همه گناهان است.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه