مثل عمر، مثل رنج

سعید قاضی‌نژاد*

تصور کنید برای گرفتن طلبی قدیمی به درب منزل دوستتان می‌روید. مدت‌ها از زمانی که قرار به پرداخت پول بوده گذشته و دوستتان هر بار با بهانه‌ای شما را به روز و موقعیت دیگری وعده داده است. این بار تصمیم گرفته‌اید بسیار جدی به موضوع بپردازید و خبر هم ندارید که این بار هم او به صورتی کاملا جدی تصمیم گرفته یک بار برای همیشه  تکلیف این بدهی را مشخص کند و البته آن هم به سبک و سیاق خودش! قبل ازهر چیز باید بگوییم شما استطاعت مالی خوبی دارید اما آیا واقعا توانایی مالی شما باید بهانه‌ای برای پرداخت نکردن بدهی باشد؟ مشکل از همین جا آغاز می‌شود. دوستتان به شما همین را می‌گوید و در کمال خونسردی از شما توقع دارد حالا که از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارید بی‌خیال این پول شوید. چیزی که اینجا اهمیت بسیاری پیدا می‌کند نحوه بیان اوست. لحن و شیوه گفتار او مهم‌ترین مساله در این دعوای فعلا زرگری است. او با لحنی دوستانه این را از شما نمی‌خواهد بلکه با به رخ‌کشیدن امکانات مالیتان، طلبکارانه شما را به حریص‌بودن و طمع‌داشتن متهم می‌کند. و اشکال از همین جا شروع می‌شود. این دعوا در روزهای اخیر به گونه دیگری در حال رخ دادن است. محمدرضا درویش کارگردان فیلم «رستاخیز» همچنان به توقیف این فیلم معترض است و از آنجایی که فیلم هزینه تولید سنگینی داشته است، از وزارت ارشاد که جلوی اکران فیلم را گرفته ادعای خسارت کرده است. وزیر محترم ارشاد هم در روزهای اخیر به این موضوع اشاره کرده و در جواب تامین‌شدن بودجه مالی فیلم توسط کسانی که تنها برای شریک شدن در این اجر معنوی حاضر به سرمایه گذاری شده‌اند را به رخ کشیده و اعلام کرده هیچ کدام از این سرمایه‌گذاران بازگشت سرمایه برایشان اهمیتی ندارد و درویش به فکر منافع مالی خودش است. حالا شما وسط دعوایی ایستاده اید که در عین حال که عصبانی هستید سکوت را ترجیح می‌دهید. در واقع با این پاسخ وزیر محترم ارشاد اگر گروه دیگری تصمیم بگیرند از روی عشق و علاقه شخصی در فیلمی سرمایه گذاری کنند، برای نشنیدن چنین پاسخی باید این کار را در خفا و به صورت پنهانی انجام دهند، چون اگر این اتفاق به صورت رسمی اعلام شود وزرات ارشاد حق خود می‌داند که در صورت بروز اشکالی فیلم را توقیف کند و حتی بابت ضرر و زیان احتمالی گروه هم پاسخگو نباشد. مساله کمی بیش از حد تجاری دیده شده است. «رستاخیز» با هر متر و معیاری فیلم سختی است. حساسیت موضوع از یک طرف و عظیم بودن تولید فیلم، سختی‌ها و حساسیت‌های دوچندانی را به گروه اضافه خواهد کرد. مساله مهمی که اینجا توسط وزیر محترم محاسبه نشده هنرنمایی چندین هنرمندی است که سعی کرده‌اند برای این فیلم و از روی عشق و علاقه شخصی بهترین کارشان را انجام بدهند؛ بهترین بازیگری و گریم و طراحی صحنه و لباس و جلوه‌های ویژه و... و زحمت و خلوصی که با هیچ بودجه مالی قابل جبران نیست. حالا چندصد نفر نتیجه یکی دو سال زحمتشان به راحتی در کمد وزرات ارشاد حبس شده است. آقای محترم وزیر هم خیالش راحت است که همه دستمزدهایشان را گرفته‌اند و بدهی‌ای از این بابت به کسی ندارد. اما کاش همه چیز با پول قابل جبران بود. مثل عمر، مثل رنج... 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه