تابستان شهر ما

علیرضا دادونژاد*

گرمای هوا به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش پیدا کرده و این‌بار طرفدارهای سنتی فصل تابستان هم خود در این حمایت و هواداری مردد شده‌اند و اصلا بماند که چرا ما طرفدارهای بهترین سه‌ماه سال و سلاطین فلان ماه و قدرقدرت‌های آن یکی ماه را داریم و چقدر این ادبیات عجیب که از باب شوخی وارد مکالمات ما شده بود جدی گرفته شده و ظاهرا دارد در رفتارهای فردی و مناسبات اجتماعی هم موثر واقع می‌شود و مثلا به‌جای مشاوره قبل از ازدواج به طالع‌بینی‌های اردیبهشتی مغرور و چپ‌دست با آذرماهی حساس و زبردست پناه می‌بریم و راضی از پاسخ آنکه هرچه باشد به خانه بخت می‌رویم. القصه تابستان امسال به‌گونه‌ای عمل می‌کند که ماشین سرد داخل پارکینگ هم ناگهان جوش می‌آورد و از دست ضدجوش‌ها و ضدلک‌ها هم کاری ساخته نیست یا حتی در کولرهای آبی نیز آب قبل از رسیدن به پوشال تبخیر می‌شود و کولر به‌صورت کاملا خشک کار می‌کند و البته دیگر مثل قدیم کسی نمی‌گوید کولر باد گرم می‌زند پس موتورش می‌سوزد و به همان باد گرم هم قانعیم! از دیگر تبعات چند روز اخیر تابستان و گرمای آن تصعید بسیاری از آدم‌ها و اشیاست که البته این موضوع جای مسرت دارد چون دلیل منطقی مثل گرما پشت آن است والا ما تصعید دکل نفتی در زمستان را هم دیده‌ایم و ککمان هم نگزیده است و اینکه دیگر تابستان است و کاری هم نمی‌شود کرد. راستی از دکل نفتی گفتم حیفم می‌آید از آن عزیز سفرکرده نگویم که هر کجا هست خدایا مردم آن استان را به سلامت دارش. گویا سفرهای استانی این دوست‌داشتنی محبوب دوست و دشمن مجددا آغاز شده و در راستای اهداف و برنامه‌های تعیین‌شده در حال ادامه است. البته اینکه ایشان در دوره خودشان هم هدف و برنامه‌ای نداشته یک طرف قضیه است و اینکه در این بی‌مسئولیتی محض این سفرها با چه اهدافی و با چه بودجه‌ای دنبال می‌شود روی دیگر داستان و از همه مهمتر موضوعات مطروحه در حین سفر چقدر می‌تواند به سیاست‌های اجرایی امروزه لطمه بزند هم بحث دیگری است که حتما خیریتی در آن است و حتی اگر این خیریت در حوزه تبلیغ مصالح‌فروشی نیسان حامل ایشان و همراهان باشد که چه بهتر! ما که بخیل نیستیم و اصلا پول خودش است و اعتبار خودش است و برود استان‌های جدید هم در اروپا بسازد و به آن سفر کند. یک تابستان گرم ببین کجاها ما را برد، گنج سلیمان می‌دادی ما را به عرش نمی‌رساند. ظاهرا از تابستان دور شدیم و داشتیم باز به دام زمستان می‌افتادیم! برگردیم به موضوع اصلی و بحث اشتغالزایی در تابستان، فروش تخم شربتی و خاکشیر به صورت محلی و منطقه‌ای از دیگر دستاوردهای تابستان است که نباید از حق بگذریم و این اتفاق فرخنده را به فال نیک نگیریم. حتی تا جایی‌که وارد هر راسته از بازار می‌شوی می‌بینی شاید فروش محصولات خانگی و پوشاک و منسوجات و وارداتی‌ها و صادراتی‌ها کساد باشد ولی هر حجره با لحاظ تمکن مالی خودش اقدام به نصب دستگاه‌های شربت‌سازی کرده تا مشتریان و کسبه محل که در این گرما و گرانی از خرید و فروش منصرف شده‌اند لااقل رفع عطش کنند و با پرداخت مبلغی طبعشان را خنک نمایند. در خاتمه باید بگویم اگر در این گرمای ۴۳درجه دنبال طنز فاخر هستید من به شخصه پوزش می‌طلبم و این چند سطر هم از باب خالی نبودن ستون از من بپذیرید ولی واقعیت آن است که برخی مسئولان کمتر ایجاد محتوا کرده‌اند و به همین دلیل دست ما کوتاه و سوژه بر نخیل.

* طنزپرداز

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه