منزل‌های دریا بی‌نشان‌اند

یاسمن خلیلی‌‌فرد*

«هفت گنبد» عنوان مجموعه‌داستانی از محمد طلوعی است. کتاب شامل هفت داستان کوتاه است که در هریک از آنها راوی‌ها هفت سفر به هفت کشور خاورمیانه می‌کنند و در راستای این سفرها دست به‌ نوعی مکاشفه‌ درونی می‌زنند و قصه‌ زندگی‌شان را روایت می‌کنند. پیش از هر چیز اصلی‌ترین و قابل توجه‌ترین بخش داستان‌ها، تسلط نویسنده بر جغرافیای آنها است. به نظر می‌رسد طلوعی، اشراف کاملی به موقعیت‌های مکانی در نظر گرفته برای داستان‌هایش داشته است. ذکر دقیق نام و توصیف‌های پرظرافت نویسنده از جزئیات و ریزه‌کاری‌های «مکان»‌های انتخاب‌شده برای روایت قصه‌ها این گمانه را در ذهن مخاطب پررنگ می‌کند که نویسنده یا به‌واسطه‌ شناخت قبلی و تجربیات پشت‌ سرگذاشته‌ شخصی داستان‌هایش را خلق کرده است یا به‌راستی چمدانی برداشته و برای نوشتن هر یک از این داستان‌های نیمه‌بلند به سفر رفته و هرآ‌نچه را باید، بجا و به‌اندازه از مکان موردنظرش در ذهن و دفترچه‌ یادداشت خود ثبت کرده و با دستی پر به خلق داستان‌هایش پرداخته است. از این منظر می‌توان هر هفت داستان مجموعه را سنجیده و متقاعدکننده تلقی کرد.

به‌عنوان مثال اگر داستان «امانت‌داری خاندان آباشیدزه» را به یاد آوریم نویسنده علاوه بر شناخت و توصیف خصوصیات جغرافیایی کشور مدنظرش به بسیاری از جزئیات آن نزدیک می‌شود و به مسائلی چون بزهکاری، اعتیاد و زندان در این کشور نیز می‌پردازد. این قرابت و آشنایی با فضای مورد ترسیم در داستان «خانه‌ خواهری» نیز پررنگ و برجسته می‌شود و با خواندن این داستان نویسنده مخاطب را آگاه می‌کند که با شناخت و اشرافی کامل به سراغ پی‌ریزی داستان خود رفته است. این توجه به جزئیات و موقعیت مکانی یک حسن دیگر هم دارد و آن اینکه نوعی ویژگی دراماتیک به داستان‌ها می‌بخشد؛ به این معنا که می‌توان با به تصویر درآوردن ذهنی موقعیت‌های مکانی و رویدادها آنها را در قالب تصاویر تجسم کرد.

به نظر می‌رسد نه تنها عنوان «هفت گنبد» وام‌‌گرفته از «هفت پیکر»(یا همان «هفت گنبد») نظامی گنجوی ا‌ست، بلکه به لحاظ سبک، روایت‌پردازی و بسیاری از ظرایف بینامتنی نیز می‌توان میان دو اثر اشتراکاتی را پیدا کرد.

از نظر فن داستان‌سرایی موفق‌ترین و ماندگارترین اثر منظوم نظامی، «هفت پیکر» است. منظومه‌ «هفت پیکر» نظامی گنجوی مجموعه‌ای حماسی‌ است که با اسلوب‌ها و عناصر ادبیات داستانی رمانتیک پیوند خورده است و می‌توان به وجوه ادبیات عاشقانه نیز در لایه‌های زیرین متون افسانه‌های آن دست یافت. «هفت پیکر» مجموعه‌ای متشکل از قصه‌هایی پراکنده پیرامون سلطنت و زندگی بهرام گور است که در عمل به خلق داستانی واحد و منسجم انجامیده است. قصه‌های «هفت پیکر» نظامی را احتمالا این روزها به‌واسطه‌ عناصری چون صحنه‌پردازی ماهرانه و خلاقیت در داستان‌گویی‌شان می‌توان به فیلمنامه‌ای کامل و کم‌نقص تشبیه کرد که از جذابیت نمایشی بالایی برخوردار است و می‌توان آن ‌را چون فیلمی شگفت‌انگیز تجسم کرد. علاوه بر آنچه گفته شد، نظامی در «هفت پیکر» در خلق و القای انواع عواطف، انگیزه‌ها و احساسات به مخاطب خود سنگ تمام گذاشته است. محمد طلوعی می‌کوشد که ویژگی‌های یادشده درباره‌ اثر نظامی گنجوی را در داستان‌های نیمه‌بلند خود تکرار کند؛ اما به سبکی متفاوت و در دنیای مدرن امروزی. نویسنده از کوچک‌ترین جزئیات چشم‌پوشی نمی‌کند و به شکلی کاملا سنتی دست به توصیف ظرایف اعمال، ویژگی ظاهری افراد و اجسام و شرح رخدادها می‌زند و به این جهت می‌توان رویدادها و مناظر مدنظر او را به تجسمی عینی درآورد. مثلا در داستان «آمپایه‌ بارن» بوها، مزه‌ها، مکان‌ها و آدم‌ها در نظر مخاطب زنده و ملموس می‌شوند و می‌توان حتی طعم آن گاتا را با قهوه‌ ارمنی کاملا مزه‌مزه کرد! این ویژگی در داستانی که در سوریه می‌گذرد نیز به شکل بارزی تبلور می‌یابد و برجسته می‌شود. وقتی سخن از جنگ به میان می‌آید می‌توان ناکامی، درد و تلخی آن را از توصیفاتی چون بوی باروت، صدای بمب و موشک و وقایعی چون آوارگی و احساساتی چون حس ناامنی به‌طور کامل لمس کرد.

داستان‌های کتاب در ظاهر ربطی به هم ندارند اما در وهله‌ اول «موقعیت مکانی» آنها و سپس شخصیت‌محور بودنشان و پرداخت به درونیات شخصیت‌ها در هر یک از داستان‌ها، هفت داستان مجموعه را دچار اشتراک و اتصالی ناگسستنی می‌کند و همین امر باعث می‌شود مخاطب با به پایان‌رساندن هر داستان با رغبت بسیار به سراغ داستان بعدی برود؛ همان اتفاقی که در «هفت پیکر» نظامی شاهدش هستیم. نویسنده تلاش می‌کند در داستان‌هایش نقبی هم به رمانتیسیسم بزند و وجه عاشقانه‌ داستان‌ها را حفظ کند اما شاید این بُعد در سایه‌ جزئی‌گرایی او و تلاشش برای قصه‌گویی و شخصیت‌پردازی کم‌رنگ می‌شود و آنقدر که انتظار می‌رود به بار نمی‌نشیند.

نمی‌توان «هفت گنبد» را به‌‌طور کامل به ادبیات مهاجرت نسبت داد، اما برخی از مولفه‌های این‌گونه ادبیات داستانی در برخی از داستان‌های آن به‌طور کامل پررنگ می‌شوند و به چشم می‌آیند. مواردی چون تنهایی، دلتنگی، مرور خاطرات، بازگشت ذهنی به گذشته و... از ویژگی‌هایی هستند که در برخی از داستان‌های ادبیات مهاجرت به آنها پرداخته می‌شود. هر داستان کتاب از زبان یک راوی مجزا روایت می‌شود و راویان اول‌شخص‌اند. این انتخابی منطقی است؛ چراکه کتاب را بر نوعی همگنی و ساختار درست مستحکم می‌کند و به‌رغم آنکه هر راوی در موقعیتی مجزا و متفاوت از راوی دیگر قرار دارد اما نوعی یکدستی میان هر هفت داستان به چشم می‌خورد که انتخاب درست راوی یکی از دلایل آن است.

یکی دیگر از وجوه مشترک داستان‌های این کتاب ـ که نمی‌دانم ویژگی مثبتی‌ است یا منفی ـ تصمیم نویسنده است مبنی بر آنکه در هیچ‌یک از داستان‌ها مخاطب دچار غافلگیری نشود. به این معنا که با تمام‌شدن داستان‌ها هرگز شگفت‌زده نمی‌شود و در عین حال اتفاق خیلی بزرگی هم در هیچ‌یک از آنها نمی‌افتد. بنابراین داستان‌ها بیش از آنکه بر قصه‌ها و بحران‌ها تکیه کرده باشند بر شخصیت‌ها و مکان‌هایشان تکیه می‌کنند و پیش می‌روند. گاهی نیز داستان‌ها از مسیر اصلی خود منحرف می‌شوند و توصیفات و ذکر جزئیات آن‌قدر زیاد می‌شوند که مخاطب خود را از داستان اصلی دور می‌بیند و به این احساس دچار می‌شود که بیش از هر چیز تحت‌تاثیر رمزآلودبودن راوی، انگیزه‌ها و دغدغه‌هایش قرار داشته تا چیز دیگر.

سورئالیسم مطبوعی بر بیشتر داستان‌های کتاب سایه انداخته است؛ سورئالیسمی که پا به پای ایده‌هایی بکر و جذاب پیش می‌رود و گرچه برخی از داستان‌های کتاب به سرانجام مورد انتظار خواننده منتهی نمی‌شوند اما به لحاظ وفاداری به سبک و حفظ آن در سراسر هر داستان و در کل داستان‌های کتاب درست و خواندنی از آب درآمده‌اند. در ابتدای این یادداشت نوشتم که «هفت گنبد» محمد طلوعی براساس منظومه‌ نظامی گنجوی نوشته شده است. افسانه‌های «هفت پیکر» نظامی بنا بر مقتضیات زمان پایان‌هایی بسته داشتند و به شیوه‌ هر روایت کلاسیک دیگری داستان‌هایش به پایان می‌رسیدند. از این حیث، «هفت گنبد» محمد طلوعی کاملا از اثر نظامی متمایز می‌شود. وقتی نویسنده‌ای با ورود به دنیای مدرن و با بهره‌گیری از سبک فراواقع‌گرا دست به روایت‌پردازی می‌زند طبیعتا نمی‌توان از او انتظار داشت که پایان‌بندی کلاسیک را برای داستان‌های خود در نظر بگیرد و همین اتفاقا یکی از خردمندی‌های کار طلوعی ا‌ست که «هفت پیکر» را نه نصفه و نیمه و به شیوه‌ ناخنک‌زنی بلکه کامل و یک‌جا از گذشته به حال منتقل می‌کند. آن‌ را از دنیای ادبیات کلاسیک به دنیای مدرن وارد می‌کند و پیچیدگی‌ها و فرازونشیب‌های آن را نیز رعایت. و همین از بزرگ‌ترین برگ‌های برنده‌ موفقیت کتاب اخیر او است که برایش کتاب اول جایزه ادبی بوشهر را نیز به ارمغان آورده است.

* داستان‌نویس. از آثار: انگار خودم نیستم

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه