تفاوت‌هایی که مردها متوجه نمی‌شوند

احسان محمدی*

صبح لباس‌هایم را پوشیدم؛ پیراهن سبز با خطوط سفید و شلوار سبز تیره. ادکلن زدم و رفتم دانشگاه. مثل هر روز حمید و مجتبی، دو دوست و همکارم را دیدم. چای خوردیم و کمی گپ زدیم. حوالی ساعت یازده باران زنگ زد. گفت کولر خراب شده، هوا خیلی گرم است. بین دانشگاه و خانه فاصله زیادی نیست، رسیدم. لباس‌های اداری را درآوردم و رفتم روی پشت‌بام. تسمه شل شده بود، پیچ‌های موتور را باز کردم و... درست شد. هوا خیلی گرم بود، دوش گرفتم، لباس‌های سمت دیگرم را پوشیدم. پیراهن آبی و شلوار لی. یک ادکلن کاملا متفاوت دیگر زدم و برگشتم دانشگاه. حمید را توی محوطه دیدم. به سرم زد تست بگیرم.پرسیدم: «حمید! من از صبح تغییری کردم؟» نگاهی به‌سر و صورتم انداخت. چشم‌هایش را ریز کرد و گفت: «نه! چه تغییری آخه؟» رفتم اتاقم. مجتبی آمد. ایستادم جلویش و گفتم: «خوب نگاه کن ببین من از صبح تغییری کردم!»او گفت: «از صبح نه ولی لاغرتر شدی این چندوقته. پیراهنت گشاد شده. معلومه!»

وقتی ماجرا را برای هر دو نفر گفتم خندیدند. واقعا متوجه تغییری نشده بودند. من با این دونفر سال‌هاست همکارم. با هم نشست ملی و بین‌المللی با حضور ده‌ها کشور برگزار کرده‌ایم و در کارشان دقیق و بی‌نظیرند اما متوجه نشدند.

نتیجه‌گیری یک: این یک تفاوت مردانه است. بیشتر ما واقعا نمی‌فهمیم و متوجه نمی‌شویم. دلیلش اهمیت ‌ ندادن نیست. پس وقتی مردتان خانه آمد نگویید: «چطور متوجه نشدی ابروهامو رنگ کردم؟ چطوررر!» یا «بی‌سلیقه! چطور نفهمیدی رومیزی فیروزه‌ای رو جای آبی آسمونیه گذاشتم؟» یا «واقعا متوجه نشدی سهیلا همین کفش‌ها رو توی مهمونی قبلی پوشیده بود؟ حواست کجا بود؟» یا اصلا «چطور یادته پاتریک کلایورت بیست‌سال پیش گل زد به آث‌میلان اما یادت نیست این شلوار رو سه‌ماه پیش چند خریدیم؟» خلاصه به‌جز مردان معدودی، بیشتر ما نمی‌فهمیم، متوجه نمی‌شویم. ادا هم درنمی‌آوریم. فقط نمی‌فهمیم!

* روزنامه‌نگار

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه