توئیتر

ZEINAB RAHIMI

روز خبرنگار در حالي گذشت که نه ما رومون ميشه بگيم خبرنگاريم، نه ملت ما رو به عنوان خبرنگار قبول دارن. آيا واقعا رسانه مرده؟ اميدي نيست؟

 

زينب کريميان

وقتي سايه به زندان مي رود، حبس او ديري نمي پايد، روزي نگهبان بند به او گفت: وسايلت را جمع کن؛ تو ازادي! ابتهاج ناباورانه از زندان بيرون آمد و وقتي علت آزادي اش را جويا شد، دانست که شهريار پيگير آزادي او بوده است. شهريار و سايه، از جواني دوست صميمي يکديگر بودند، به طوري که ابتهاج در اين باره مي گويد: دوستي من با شهريار در حد دوستي نبود، عشق هم اگر بگيم، کمه. واقعا هم اون نسبت به من و هم من نسبت به او چنين احساسي داشتيم.  يادشان گرامي باد

 

Homayon shajarian fan

از آن شبي که نامم را برگزيدي همان شبي که اين شعر(شعريکي از آثاراجرايي محمد رضا شجريان که در اين توئيت منتشر شده است)،به آواز پدر خوانده ميشد، دانه مهرت را در دلم گذاشتي و امروز مي روي پيش آن يار ديرين و ياران همنشين. بدورد عزيزترين برسان سلام عاشق.

 

محسن افشاري

هوشنگ ابتهاج درگذشت. دنبال پست هاي قديمي که از سايه گذاشتم مي گشتم ، ديدم هر جا درباره اش نوشتم ، يک جمله تکراري وجود دارد . اينکه : يکي از بزرگ ترين خوشبختي هاي ما اين است که در زماني نفس مي کشيم که هوشنگ ابتهاج هم نفس مي کشد! امروز اما ديگر او نفس نميکشد

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه