آن چه بر روسیه گذشت

مهدی تدینی

پس از عقبنشینیهای گسترده روسها در شرق اکراین و پیشرویهای برقآسای نیروهای اکراینی برای اولین بار حتی بوی شکست روسیه به مشام رسید اما از آن مهمتر، برای اولین بار، اعتراضاتی جدیتر نسبت به پوتین در روسیه مطرح شد؛ تا حدی که برخی نمایندگان محلی به صراحت اعلام کردهاند «پوتین خطری برای روسیه است.» گروهی از نمایندگان محلیِ سنپترزبورگ درخواست برکناری پوتین را مطرح کردهاند و طرح چنین مسائلی در این ابعاد نشاندهنده نارضایتیهای عمیقی در روسیه است. برای مثال، نیکیتا یوفِرِف، یکی از بانیان بیانیه ضدپوتین میگوید پوتین از گسترش ناتو به شرق میترسید اما ورود نیروهای روسیه به اکراین باعث شد مرز میان کشورهای ناتو و روسیه دوبرابر قبل شود. مسئله پوتین نظامیزدایی اکراین بود اما اینک اکراین پولهای فراوان و کمکهای نظامی بسیاری دریافت میکند. اینک جوانان بسیاری باید بمیرند و افزون بر این، شکستی هم برای  اقتصاد روسیه رقم خورد. ما معتقدیم پوتین خطری برای روسیه است. پوتین با تصمیم خود برای ورود نظامیان به اکراین امنیت شهروندان روسیه را به خطر انداخت.

این عین جملاتی است که امثال بنده در ماههای اخیر میگفتیم و جالب است که کموبیش با همان صورتبندی از زبان یک سیاستمدار و نماینده روس بیان میشود با این تفاوت که مشخص است او برای جلوگیری از پیگرد قضایی از به کار بردن تعبیر «حمله به اکراین» خودداری میکند و به جای آن میگوید ورود به اکراین اما واقعیت این است که زیانهای روسیه بسیار عمیقتر و ماندگارتر از چیزی است که این شهروندِ نگران روس میگوید. روسیه در هیچ برههای از تاریخ خود چنین منزوی نبوده است و اگر فکر میکنید این انزوا بیاهمیت است، خبر ندارید که حفظ موجودیت روسیه مدیون همین بود که همیشه متحدان بزرگی در غرب داشت. روسیه کشور بزرگ و نیرومندی است اما همیشه با کمک بخشی از غرب از گردنههای سخت تاریخی گذر کرده است. حتی در جنگ سرد، نیمی از اروپا را کنار خود داشت. روسیه آن زمان یک امپراتوری عظیم توتالیتر بود با مجموعهای گسترده از دولتهای اقماری متحد اما امروز ملتهای چسبیده به مرزهای روسیه یا یک به یک به ناتو میپیوندند یا قلکهایشان را میشکنند تا برای تهیه جنگافزار برای سربازان اکراینی پول جمع کنند. در هیچ برههای از تاریخ دویست سال اخیر، یکچنین آرایش یکدست ضدروسی وجود نداشته است. در چنین وضعیتی آیا روسیه میتواند امیدوار باشد در ازای چنین هزینه گزافی حداقل پیروزی دندانگیری در اکراین به دست خواهد آورد؟ نه! دیگر کمتر کسی از پیروزی قاطع روسیه مطمئن است.

امروز، در اواخر هفتمین ماهی که از حملۀ روسیه به اکراین میگذرد، تصویر جنگ اکراین روزبهروز شفافتر و واقعیت عیانتر میشود. هشت ماه پیش روسیه در تدارک حمله به اکراین بود و دائم انکار میکرد اما هر فرد خُبرهای میفهمید این میزان تجمع نیروهای روسیه برای ترساندن نیست و باید منتظر حملۀ روسیه بود. روسیه حملهای تمامعیار را آغاز کرد؛ جبههای در شمال و جبههای در شرق گشود. صحبت از جنگی برقآسا بود. قرار بود ظرف چند روز تا یک هفته کییف تصرف شود. اهدافی که اعلام میشد عجیب، مضحک و حداکثری بود و معنایی مگر تصرف کامل اکراین نداشت. نازیزدایی و نظامیزدایی و کوتاه کردن دست عناصر غربگرا. میشد حدس زد برنامۀ روسیه چه بود. خیال میکرد با حرکت به سوی کییف و سقوط پایتخت، مقاومتها در دیگر نقاط اکراین هم متوقف میشود و نیمۀ شرقی کشور تا کییف کامل به تصرف روسها درمیآید. خیال میکرد دولت زلنسکی بازداشت یا متواری میشود. در هر دو حالت روسها برنده بودند زیرا دولتی دستنشانده مستقر میکردند و آن دولت مقدمات لازم برای تحقق سیاستهای روسیه را میچید. از تشکیل یک پارلمان روسدوست تا برگزاری انواع همهپرسی و بعد هم تشکیل یک دولت روسدوست و ضدملی در اکراین. دربارۀ بخش غربی اکراین هم سر فرصت میشد تصمیمگیری کرد اما همه اینها سرابی محض بود. نظارهگر بیطرف و آشنا به مسائل اکراین میدانست این خواب و خیال پوچ است اما آن زمان میخ آهنینِ پند و اندرز در سنگ پروپاگاندا نمیرفت. همان مقاومت اندک و دستپاچه اکراینیها کافی بود تا روسیه در پیشروی کُند عمل کند و اعتمادبهنفس اکراینیها بالا برود. میتوان گفت مهمترین برهۀ جنگ همان ده روز اول بود.

وقتی دولت زلنسکی میدان را خالی نکرد و در پایتخت ماند، مقاومت مستحکم شد و لحظهبهلحظه پیشروی روسها کند شد. کموبیش همان دو هفتۀ اول مشخص بود که روسیه پا به باتلاق گذاشته و خبری از پیروزی برقآسا نیست اما به چند هفته زمان نیاز بود تا روسها اشتباهات اساسی خود را بپذیرند و از جبهۀ شمال عقبنشینی کنند.

تحلیلگر مسائل بین الملل

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه