بیژن عبدالکریمی در واکنش به سفر هیات اعزامی به سیستان وبلوچستان با «آرمان امروز» مطرح کرد

دیدار و دلجویی، دوگام مهم عقلانیت سیاسی

آرمان امروز| رضا پورحسين: پس از اتفاقات اخير در کشور و جان باختن تعدادي از شهروندان در استان سيستان و بلوچستان، هياتي از سوي مقام معظم رهبري به اين استان اعزام شد تا خواسته هاي شهروندان و مسئولين اين خطه از کشور شنيده شود. امري که برخي آن را بي سابقه مي دانند و نشانه اي از عقلانيت در کنش سياسي قلمداد ميکنند. مقوله اي که برخي با آن موافق و برخي نيز آن را تنها، گام اول ميدانند. اتفاقي که شايد يکي از ويژگي هاي کنش معقولانه در امر سياست باشد. در اين ميان روزنامه «آرمان امروز» در راستاي بررسي ويژگي هاي کنش معقولانه در عرصه سياست و راه برون رفت از وضعيت موجود، گفت و گويي اختصاصي با دکتر بيژن عبدالکريمي، استاد دانشگاه و تحليلگر مسائل سياسي داشته است که در ادامه مي خوانيد.

عقلانيت در سياست به چه معناست و چه ويژگي ها و مولفه هايي دارد؟

عقلانيت در حوزه سياست به اين معناست که روش هايي اتخاذ شود تا هزينه هاي تحميل شده بر کشور را کم تر و راه رسيدن به آرمان ها را کوتاه تر کند. مشخصا هر عملي که به ما کمک کند تا به آرمان ها نزديک تر شويم و از اين طريق بتوانيم جامعه اي مطلوب تر ايجاد کنيم، کنشي عقلاني است.

امروز اگر مسئولين خواهان داشتن جامعه اي آرام هستند و در جست و جوي عدالت پيش مي روند و آرمان براي آن ها تحقق عدالت تعريف شده است، هر کنشي که به جامعه تعادل ببخشد، مي تواند عملکرد عقلاني در سياست باشد و جامعه را به آرمان مدنظر نزديک تر کند. زماني که اين امر تعريف شده است تا در مقابل نظام سلطه ايستادگي شود، مشخصا هر عملي در اين راستا مي تواند عقلاني باشد. مشخصا هر کنشي که سبب شود تا تعادل جامعه از بين رود و تنش وارد جامعه شود و همگان را از رسيدن به آرمان ها دور کند، يک اقدام غيرعقلاني در عرصه سياست است. توجه به ديگري به خصوص در عرصه سياست داخلي مشخصا يکي از کنش هايي است که مي تواند مولفه عقلانيت در سياست تعريف شود. بايد توجه داشت که اقدمات عقلاني در حوزه سياست داخلي و سياست خارجي کاملا با يکديگر متفاوت است. براي مثال اگر عقب نشيني در مقابل دشمن خارجي و دادن امتياز به آن ها سبب مي شود تا آن ها خواهان امتيازهاي بعدي شوند و کشور مجبور مي شود عقب نشيني هاي ديگري نيز داشته باشد، در داخل صدق نمي کند. مواجهه با عامل بيروني مشخصا متفاوت با آن چيزي است که در داخل خانواده رقم مي خورد.  اگر پدر در مقابل فرزند خود کوتاه نيايد، مشخصا سبب مي شود تا شيرازه خانواده از هم بپاشد. منطق داخلي با منطقه روابط بين الملل دو امر کاملا متفاوت است. بنابراين سهم ديگري و توجه به خواسته ديگري، مهم ترين بخش کنش ها در سياست داخلي براي عقلاني عمل کردن است.

در عرصه سياسي و اجرايي گام بعدي بعد از ديدار و درک طرف مقابل چه مواردي است؟

پس از ديدار و دل جويي مشخصا رسيدن به فهم مشترک مهم ترين گامي است که بايد برداشته شود. بايد مطالبات و خواسته ها شنيده شود و اين مطالبات و خواسته ها دسته بندي شود و مشخص شود که محل اعتراض دقيقا کجاست و در اين خصوص بايد شفاف سازي شود. بايد پس از اين مراحل به سمت تحقق مطالبات گام برداشته شود تا طرف مقابل به اين باور برسد که ديدارها نمايشي نبوده و به حرف آن ها در عمل گوش داده مي شود. در مرحله بعد اگر بخشي از اين مطالبات از نگاه مسئول غيرمنطقي است، بايد گفت و گو ادامه پيدا کند و طرف مقابل را متوجه اين امر کرد که به چه علت امکان تحقق اين مطالبه وجود ندارد. بايد رابطه گفت و گويي با مطالبه گر ايجاد شود. اين امري مهم و اساسي است. استفاده از قدرت به صورت کلي و اعمال زور بايد در آخرين مرحله باشد نه اين که از ابتدا با مطالبات به صورت قهري برخورد شود. اين يک اشتباه است که نبايد صورت گيرد. مسئول تا مي تواند بايد مطالبات را پاسخ دهد و اگر هم نمي توان به اين مطالبات پاسخ داد بايد طرف مقابل را در اين خصوص آگاه کنيم. بايد رابطه اغنايي در اين مسير برقرار شود تا بخشي از مردم که اين مطالبات را دارند طرد نشوند.

در چنين شرايطي، آيا فضايي در جامعه وجود دارد که بتوان به فهم مشترک رسيد؟

اين که چنين فضايي براي رسيدن به فهم مشترک وجود دارد يا خير اندکي مبهم است اما بايد توجه داشت که هيچ راه ديگري جز رسيدن به فهم مشترک براي حل مشکلات کشور نداريم زيرا براي نجات کشور راهي جز همدلي و همکاري وجود ندارد. به اين معني که هيچ يک از جريانات کنوني دخيل در امور ايران به تنهايي نمي توانند اين کشتي را نجات دهند. گفتمان انقلاب و نيروهاي آن به تنهايي نمي توانند مشکلات کشور را حل کنند. اين اصل در خصوص مخالفين، منتقدين و اپوزيسيون نيز صادق است و آن ها نيز به تنهايي نمي توانند مشکلات کشور را حل کنند. صورت مساله به اين شکل نيست که ما راه هاي مختلفي براي نجات کشور داريم و يکي از آن ها گفت و گو است بلکه امروز تنها راه نجات کشور گفت و گو و پاسخ به مطالبات است و هيچ راه ديگري وجود ندارد. گزينه دوم خشونت شديد در کشور از سوي طرفين است که اين امر مشخصا به بن بست خواهد رسيد.  امروز کشور زير فشار خارجي نيز قرار دارد و اگر کشور بخواهد در مقابل فشار خارجي عقب نشيني کند مي تواند يک شکست نيز براي ملت باشد و به همين علت بايد از درون به مطالبات مردم پاسخ داد و هر آن چه را مردم مي خواهند شنيد. نبايد نسبت به مطالبات بخشي از مردم بي تفاوت بود زيرا جامعه را در خشونت غرق مي کند و عملا درگير حالتي همچون حکومت نظامي خواهيم شد و ما را عملا تبديل به کره شمالي مي کند. بي شک نظام سياسي نمي تواند هم در مقابل فشار خارجي و هم در مقابل فشار داخلي مقاومت کند و بايد تغيير در اين عرصه را در دستور کار قرار داد و اين به نفع هيچ کس و حتي خود نظام نيست. گزينه خشونت، گزينه سرنگوني قدرت سياسي و امثالهم وجود ندارد. عملا در شرايط تاريخي کنوني اين امر ممکن نيست اما از سوي ديگر نيز بايد توجه داشت که مسئولين بايد مطالبات مردم را بپذيرند. امروز زمان قانع کردن مردم نيست و بايد مطالبه مردم را عملي کرد زيرا امروزه تغيير يک خواست ملي است و بايد گام به گام به سمت خواسته هاي مردم رفت.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه