قیمت‏ها خواهد شکست؟

مصطفی نعمتی*
read online women who like to cheat

با پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، بسیاری از شهروندان امیدوار هستند به زودی شاهد اثرات مثبت این انتخاب بر متغیرهای اقتصادی باشند. خوشبینی در فضای اقتصادی البته پدیده مثبتی است که می‏تواند موجبات کاهش نبود اطمینان‏های موجود در بازار و فضای کسب‌وکار شود که از قِبَل آن، سرمایه‏گذاری، تولید و رشد افزایش یابد. اما پرسش این است که این خوشبینی چگونه و طی چه زمانی بر متغیرهای اقتصاد کلان مؤثر خواهد افتاد یا به عبارت دیگر، با توجه به اینکه یکی از مهم‏ترین مشکلات فعلی فضای اقتصاد کلان، بی‏ثباتی است، آیا فضای به وجود آمده می‏تواند در کاهش این نبود ثبات مؤثر واقع شود؟ پاسخ به این پرسش به این موضوع برمی‏گردد که متغیرهای کلان اقتصاد ایران به ویژه طی 8 سال گذشته چه فضایی را تجربه کرده‏اند و این فضا، چه تأثیراتی بر آنها و نحوه تصمیم‏گیری فعالان اقتصادی بر جای گذاشته است؟ اقتصاد کلان با 4 متغیر «رشد، تورم، بیکاری و ثبات» سنجیده می‏شود و میزان موفقیت در فضای اقتصاد کلان، به میزان موفقیت در این 4 متغیر وابسته است. بررسی وضعیت 3 متغیر اول طی دوره 1384 تا 1391 نشان می‏دهد که آنها به شدت دارای وضعیت نااطمینانی و نبود ثبات هستند؛ به گونه‏ای که نبود ثبات در این 3 متغیر در نهایت، به ایجاد نبود ثبات در کل فضای اقتصادی منجر شده است. برای خواننده غیرمتخصص در حوزه اقتصادی لازم است که این وضعیت تشریح شود. در اقتصادسنجی سری‏های زمانی به روش کلاسیک، چند فرض اساسی ‏باید وجود داشته باشد تا بتوان از این روش‏ها استفاده کرد. یکی از این شروط، نبود ناهمسانی واریانس در سری‏های زمانی است. چنانچه یکسری دارای ناهمسانی واریانس باشند، یعنی واریانس داده‏ها در طول زمان تغییر کند، استفاده از روش‏های کلاسیک، نتایج گمراه‏کننده‏ای به بار خواهد آورد. به همین دلیل، از اواسط دهه 70 میلادی برای توضیح رفتار اینگونه متغیرها، مدل‏هایی ابداع شده است که به «مدل‏های ناهمسانی واریانس شرطی» موسوم هستند. این مدل‏ها یک خانواده کامل را تشکیل می‏دهند که هر یک بر اساس شرایط سری داده‏ها، می‏تواند توضیح دهنده روابط بین متغیرهای اقتصادی باشد. یکی از انواع مدل‏های این خانواده «مدل ناهمسانی واریانس شرطی نامتقارن» است. یک مدل نامتقارن ‌باید این امکان را فراهم کند که سقوط غیرمنتظره در قیمت (خبر بد)، اثر بزرگ‌تری نسبت به همان اندازه افزایش غیرمنتظره در قیمت (خبر خوب)، در تغییرات آینده ایجاد کند.2 نکته اساسی را باید در این خصوص مورد توجه قرار داد؛ اول آنکه تمایز میان خبرهای خوب و خبرهای بد، کار بسیار حساسی است؛ چرا که عاملان بازار سهام و ارز، در 2 طرف بازار قرار دارند و یک خبر خوب ممکن است برای دیگری بد محسوب شود. دوم آنکه، قدرت منبع خبر بسیار مهم است. خبر بدی با تأثیر کم اگر از منبعی که دارای قدرت زیاد است منتشر شود، تأثیر به مراتب بیشتری از قدرت خبر خوب با تأثیر زیاد خواهد داشت، اگر قدرت منبع انتشار خبر خوب ضعیف باشد. یعنی عدم تقارن به نوعی در منبع انتشار خبر مستتر است. بنابراین وقتی انتشاردهنده یک خبر خوب، ابزار لازم و کارآمد برای اجرای آن را نداشته باشد یا عاملان اقتصادی اعتماد و اطمینان کافی به آن منبع و اراده حاکم بر آن را نداشته باشند، آن خبر عملاً در بازار بی‌اثر و خنثی می‌شود. بررسی 3 متغیر یاد شده نشان می‏دهد که هر 3 آنها به شدت دارای اثرات نبود اطمینان نامتقارن هستند، یعنی واکنش آنها نسبت به اخبار بد بسیار بیشتر از واکنششان به اخبار خوب است. به همین دلیل، در موردی که خبر خوبی منتشر می‏شود، چسبندگی به سمت پایین اجازه نمی‏دهد که کل اثر این خبر در بازار تخلیه شود و بخشی از آن به دلیل نبود اعتماد به منابع خبر یا ضعف قدرت آن، از بین می‏رود. در این مورد می‏توان مثا‏ل‏های زیادی عنوان کرد که طی چند سال اخیر به وقوع پیوسته‏اند. از آن جمله می‏توان به شدت کاهش قیمت ارز در اثر اعلام برنامه‏های ارزی بانک مرکزی در مقابل شدت افزایش آن در مقابل اخبار مرتب با افزایش تحریم‏ها، اشاره کرد. خلاصه مطلب آن است که هرچند فضای خوشبینی فعلی ناشی از آغاز به کار دولت جدید می‏تواند در وضعیت بازارها تغییراتی ایجاد کند، اما میزان این تغییرات در کوتاه‏مدت ناچیز به نظر می‌رسد و بهبود شرایط اقتصادی کلان منوط به آن است که سیاست‏های دولت جدید تا چه اندازه در «ایجاد ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی»، مؤثر واقع خواهد شد. کوتاه سخن آنکه، ‏باید بین خوشبینی موجود در کف خیابان با خوشبینی واقعی در فضای کسب و کار واقعی، تفاوت قائل شد.

* کارشناس اقتصادی

click here click here why women cheat on their husband
click here website find an affair

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه