درباره كتاب «حقوق انسان» نوشته توماس پين

در دفاع ازجهان‌نو

كاوه رضايي*

در پايان قرن هجدهم، انقلاب فرانسه و استقلال مستعمرات آمريكايي بريتانيا و تاسيس ايالات متحده آن‌چنان رخدادهاي برجسته‌اي بوده و هستند كه گرايش و اعتبار متفكران و فعالاني كه اقدام به نگاشتن كتاب و جزوه‌ يا ايراد سخنراني و غيره كرده‌اند بر اساس موضعي كه راجع به هر يك از اين رخدادها اتخاذ كرده‌اند مشخص و متمايز مي‌شود.
توماس پين انقلابي، فيلسوف و نظريه‌پرداز سياسي، نويسنده دو مورد از تاثيرگذارترين متن‌هاي تاريخ سياسي يعني «عقل سليم» و «حقوق انسان» است. «حقوق انسان» درواقع جزوه‌اي است كه پين در دفاع از آنچه خود «حق طبيعي» مي‌خواند به نگارش درآورده است. اين متن پاسخي به كتاب «تاملاتي در باب انقلاب در فرانسه» اثر ادموند برك است. برك در نگارش كتابش با موضعي عمل‌گرايانه با تمركز بر وقايع انقلاب فرانسه به دفاع از نظام حكومت بريتانيا و حكومت موروثي كه بر اساس نظريه «خرد موروثي طبقات حاكم» توجيه مي‌شود مي‌پردازد. اما كار پين در «حقوق انسان» دفاعي جانانه از حقوق غيرقابل انكار انسان با موضوع قراردادن حملات برك بر انقلاب فرانسه است. پين، كه ستايشگر ارزش‌هاي انقلاب فرانسه و مدافع دموكراسي شكل‌گرفته در ايالات متحده است، مي‌‌انديشد كه نمونه‌هاي استبدادي حكومت كه در آنها حاكمان به واسطه وراثت و فرهمندي الهي جايگاه خود را مي‌يابند و به مثابه ولي‌نعمت بر زمين و مردمان منت مي‌گذارند نه‌تنها ناعادلانه و غيرقابل قبول‌اند بلكه بيش از آن غيرطبيعي و در تضاد با «حق طبيعي» حاكميت بر سرنوشت هستند. پين بر آن است كه طبيعت حق انتخاب حاكمان هر ملتي را براي آنان مقدر كرده و هيچ شخص يا پارلماني نمي‌تواند به نام قانون‌گذاري و اداره كشور آزادي مردم را تحديد كند و بر سرنوشت امروز و آينده آنان مسلط شود. پين در مقام مدافعي تمام‌قد براي ارزش‌هاي انقلاب فرانسه و حامي پرشور قانون اساسي فرانسه ظاهر مي‌شود و با تاكيدهاي پي‌درپي بر انقلاب عليه لويي شانزدهم، آن را انقلابي عليه استبداد موروثي فارغ از شخص شاه مي‌داند. او اشتباه برك را در نظرنگرفتن رويدادهايي چون سقوط زندان باستيل و مبالغه در خشونت پيش‌آمده در جريان انتقال شاه و ملكه از ورساي به پاريس را با جزئيات بسيار گوشزد مي‌كند و بايد گفت با خوشبيني و تلطيف بسياري از اقدامات انقلابيان سعي در تطهير آنها از اين اتهامات دارد.
مفهوم حقوق طبيعي پين بر مبناي حقوق مدني بنا گذاشته شده كه محدود به آن دسته حقوق طبيعي است كه شخص مي‌بايست براي زندگي كنار ديگران دارا باشد و نيز براي آنها قائل شود. پين نتيجه‌گيري‌اي دارد مبني بر اينكه دولت‌هاي مردمي به واسطه ميثاق ميان خود مردم - و نه ميان مردم و دولت- شكل گرفته‌اند. كه اين نوع نگاه به مساله مشروعيت دولت او را از امثال جان لاك متمايز مي‌كند. پين با اشاره به ارتباط ميان ورشكستگي اقتصادي حكومت فرانسه و انقلاب استدلال مي‌كند كه مردم فرانسه، آگاه از وضعيت اقتصادي حكومت، اختيار آن را به دست گرفتند تا خود مسئول و تضمين‌دهنده وضعيت و بدهي‌هاي حكومت باشند. آنچه دائما در تغيير است افراد حاكم و حكومت‌ها هستند حال آنكه ملت كه منبع لايزال همه امكانات است هميشه باقي است و وجود خواهد داشت. حكومت صرفا نمايندگي مردم - و نه قيموميت ايشان- را بر عهده دارد. دولت اگر هويتي دارد به واسطه قراردادي است كه مردم بر مبناي حق طبيعي انتخاب سرنوشت باهم بسته‌اند و دولت را، بر اساس يك قانون اساسي، مسئول امور محوله گردانيده‌اند. قانون اساسي نكته‌اي است كه توماس پين بدون اشاره به نظام حقوقي عرفي انگلستان به آن مي‌پردازد و با دست‌انداختن «آقاي برك» به علت استفاده از لفظ قانون اساسي براي انگلستان، آن كشور را فاقد قانون اساسي مي‌شمرد (امري كه در سايه قوانين عرفي بريتانيا هنوز هم به قوه خود باقي است) پين با اشاره‌ايي به مجلسين انگلستان به نكوهش گزينش عمدتا وراثتي مجلس اعيان و تقليل كفايت مجلس عوام مي‌پردازد و اين امر را كه همه ملت و ماليات‌دهندگان امكان راي در انتخاب پارلمان عوام ندارند به باد انتقاد مي‌گيرد. اين درحالي است كه آقاي برك «عليه مجلس ملي [فرانسه] با قلمي خشم‌آگين و كينه‌ورز مي‌نويسد».
پين در نتيجه‌گيري خود با تقسيم‌بندي حكومت‌ها به سه نوع جمهوري، موروثي و مخلوط، با فاسد و ناكارآمددانستن نوع سوم مي‌نويسد هنگامي كه جزئي از حكومت مصون از خطا تلقي مي‌شود معناي ضمني آن چنين است كه آن جزء اصلا كاري انجام نمي‌دهد. حكومت مخلوط كه كنايه‌اي است بر نظام مشروطه نيم‌بند آن زمان انگلستان، در نظر وي به يك معماي دائمي تبديل مي‌شود كه جز بر پايه فساد اجزايش ادامه حيات نخواهد يافت. نگاهي به شرايط دشوار حيات انسان‌ها تحت حكومت‌هاي پادشاهي و موروثي نيز حكايت از بي‌خانماني و فقر و ماليات دارد. پين به پيشگويي درباره تاريخ و سرنوشت اين دسته از حكومت‌ها مي‌پردازد و آنها را در شرف سرنگوني مي‌داند.
جزوه «حقوق انسان» پين كه از خوانده‌شده‌ترين متون تاريخ انديشه سياسي است، در تمامي صفحاتش از ادبياتي پرشور بهره مي‌برد كه درخور متني در چنين جايگاهي هم هست. اين متن با ترجمه رامين مستقيم توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان چاپ شده است. هرچه ادموند برك يا به‌قول پين «آقاي برك» حافظ نظم «جهان قديم» و مدافع سلطنت انگلستان است، توماس پين مي‌تواند به عنوان نماد آزادي‌خواهي انقلابي «جهان نو» معرفي شود. هرچقدر پين دل را در گرو شكستن نظم غيرطبيعي جهان قديم گذاشته، برك به هرآنچه بوي تغير پذيرد بدبين است و به حق به‌عنوان پدر محافظه‌كاري مدرن سياسي شناخته مي‌شود. تضاد ميان اين دو رويكرد عاملي است كه متن «حقوق انسان» را فراتر از يك متن مرتبط با انديشه سياسي براي خواننده جذاب مي‌كند. اين متن در زمان خود با سرعت زيادي دست‌به‌دست چرخيد و خوانده شد و انتشار نيمه‌ دوم آن منجر به اقامه دعواي دولت انگلستان عليه او از فرط نگراني كشيده‌شدن آشوب‌هاي فرانسه به انگلستان شد. دادگاهي كه درنهايت در غياب پين با وجود دفاع توماس ارسكاين، او را به بهانه دفاع از سركوب افراطي‌گري محكوم كرد و مجرم شناخت.
* منتقد و مترجم

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه