پنجه خرس پير به‌گونه سياست در آمريكا

مهدی مطهرنیا*

دونالد ترامپ مانند یک شگفتی‌ساز در ساحت ادبيات سياسي آمريكا و بر لبه ناباوري توانست در جنگ کارت‌های الکترال بر هیلاری کلینتون پیروز شود. بسياري از تحلیلگران سیاسی و اکثریت قریب به‌ اتفاق کسانی که با ایالات متحده آمریکا آشنا بودند و انتخابات و رفتارشناسي سياسي در آمريكا را مي فهميدند، بر این باور بودند که اگر وضعیت در یک حالت عادی و دور از لبه شگفتی و تحرکات معنادار انتخاباتی باشد، هیلاری کلینتون احتمال پیروزی بالاتری نسبت به ترامپ دارد. از اين رو، این دیدگاه قابل تامل بود که ترامپ یک کاندیدای ضعیف در بین کاندیداهای جمهوریخواه است که پیروزی هیلاری کلینتون را بیشتر تضمین می‌کند. بدين‌گونه بود كه تا هفته‌های آخر انتخابات آمریکا نسبت به پیروزی کلینتون در تمام لایه‌ها اطمینان خاطر وجود داشت. اين نااميدي در اردوگاه جمهوريخواهان و در مخالفت آشكار ژنرال‌هاي بزرگ جمهوريخواه با ترامپ بروز پيداكرد.البته آگاهان سياسي به ذائقه انتخاباتي مردم آمريكا نیز اين نكته را از نظر دور نمي‌داشتند كه در اين كشور مردم روزهاي آخر منتهي به انتخابات تصميم مي‌گيرند به چه كسي راي دهند. اما چند عامل این مساله را بر هم زده و اکنون ترامپ نه به‌عنوان یک شگفتی، که در مقام کسی که آرام آرام از حالت شگفتی خارج می‌شود، به معضلي برای خود ترامپ و آمریکا تبدیل شده است. فکت‌های انتخاباتی که می‌توان به آنها ارجاع داد، عبارت بودند از: ١- هوش هیجانی بالای ترامپ؛ او به‌خوبی دریافته بود که از موضع یک بیزینس‌من يا تاجر موفق و نقاد، باید تمام عناصر و ساختار حکومت در ایالات متحده آمریکا را زیر سوال ببرد. کاری که به هر تقدیر به صورت آکادمیک و به دور از جنجال توسط سلف او یعنی اوباما صورت پذیرفته بود و شعار (change) را داده بود، اما این بار هیلاری کلینتون به عنوان بخشی از تیم اوباما نمی‌توانست مانند وی در سال ٢٠٠٨، خواهان تغییر باشد، فلذا او را در موضع تدافعی قرار می‌داد. 2- در كنار اين معنا نشانه دوم ظهور کرد. نشانه دوم اساسا محصول کنش نخست ترامپ بود. هیلاری به جای آنکه از این دام بگریزد، وارد این دام شد، از بسیاری از سیاست‌های اوباما حمایت کرد، اما به نقد سیاست‌های اوباما همت ننهاد، بلکه به جای نقد سیاست‌های اوباما نقد رفتارها و شخصیت فردی و خانوادگی ترامپ را وجهه همت کمپین انتخاباتی خود قرار داد. لذا بیشتر در دام جهتگیری نخست ترامپ افتاد و این اشتباه بزرگ استراتژیک تبلیغاتی کمپین انتخاباتی هیلاری کلینتون بود. این موضوع به ترامپ فرصت داد تا از طریق شبکه‌های مجازی و نوعی رفتار چکشی و عوامفریبانه خود هیلاری کلینتون را در موضع تدافعی قرار دهد، اما همه اینها موجب نمی‌شد که ترامپ بی‌تجربه در عرصه سیاست بتواند هیلاری کلینتون را با سه دهه تجربه سیاسی مغلوب کرده و بر او پیروز شود. همان‌طور که مشاهده شد، آرای هیلاری کلینتون از ترامپ بیشتر بود. این سوال با توجه به بالغ بر 2میلیون تفاوت آرا وجود دارد که چه چیزی موجب شد تا ترامپ بتواند با توجه به این فاصله قابل توجه آرا میان خود و کلینتون، در جنگ کارت‌های الکترال پیروز شود. جهتگیری ترامپ نسبت به پوتین و موضعگیری پوتین نسبت به ترامپ و تیم او و اکنون نیز تصویر برآمدن دولتی بسیار نزدیک به مسکو در واشنگتن این پرسش را پیش کشیده که چگونه به‌رغم مخالفت ژنرال‌های حزب جمهوریخواه با ترامپ، چه در قبل از انتخابات و حتی چه در وضع فعلی، او توانست در نبرد کارت‌های الکترال برنده میدان شد. اینجاست که اسناد مربوط به مداخله مسکو در جهت تغییر و ایجاد تحول در روند انتخابات ایالات متحده آمریکا مورد توجه قرار گرفت، پنجه‌هاي خرس پير مسكو، گونه سياست در واشنگتن را خراش انداخت. این نکته كه مسكو در تلاش براي دخالت در آمريكا است، همواره مدنظر بوده است، اما این بار هک کردن سیستم انتخاباتی و دخالت در آرای ماخوذه از مردم در ایالت‌های موثر در نتیجه‌گیری انتخابات می‌تواند کاملا ترامپ را زیر سوال برده و پیروزی لغزان وی را با زلزله روبه‌رو کند. اینجا زمانی ترامپ می‌تواند فرار کند که به محض رسیدن به کاخ سفید صحنه بازی را بسیار مخاطره‌انگیز کند، به گونه‌ای که با ورود او برحسب آنچه اوباما گفته است، اتفاقاتی رخ دهد که این اتفاقات زمینه‌های تمرکز بر تقلب در انتخابات از سوی ترامپ را از بین ببرد. خود ترامپ کسی است که برخلاف هیلاری کلینتون اعلام کرد امکان تقلب در آرای انتخاباتی در آمریکا وجود دارد و اکنون خود متهم به این تقلب شده است. اسناد موجود نشان می‌دهد این اتهام تا حد زیادی به ترامپ و تیم او وارد است و وی باید در دفاع از اتهامات مدارکی را به افکار عمومی ایالات متحده آمریکا بدهد. در صورت صحیح بودن این اتهامات، او با چالش بسیار بزرگی مواجه خواهد بود و برای فرار از این چالش تلاش خواهد کرد میز بازی را به هم زده و کافه سیاست را در آمریکا شلوغ کند، کافه ای که عرض و طول جغرافیایی آن بسیار وسیع است. جدا از همه اينها یکی از موارد مهمی که در این زمینه باید مدنظر ایران قرار بگیرد، فرافکنی است که ترامپ در چارچوب گریز از فشار افکار عمومی در باب تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری مي‌تواند به کمک پوتین متوجه تهران کند و از آن به عنوان یک فرصت استفاده کند. از اين رو، وي براي گريز از فشار افكار عمومي مي‌تواند با همگرايي تيم نزديك به پوتين از يك سو و تحريك دلواپسان در تهران و فشار برای خروج از برجام از سویی دیگر، زمينه‌ساز بحران‌آفريني بيشتر در قبال تهران شود و همزمان از فشار افکار عمومی آمریکا در قبال مساله مداخله مسکو در انتخابات بکاهد و آن را منحرف کند.

* تحلیلگر روابط بین‌الملل

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه