کپی‌کاری؛ کلیدواژه جدید سینما

پوریا ذوالفقاری*

یکی از کلید واژه‌های سینمای ایران در چهار دهه گذشته «کپی‌کاری» است. از همان دهه شصت که نود درصد فیلمنامه‌های تجاری با تماشای فیلم‌های پلیسی و اکشن و گاه عاشقانه خارجی نوشته می‌شدند تا دهه هفتاد که تجاری‌سازان متوجه فیلمفارسی‌های سینمای پیش از انقلاب شدند و اصلا کسانی را استخدام کردند که در دفاترشان بنشینند و فیلم خارجی ببینند و پیاده کنند. (یعنی روی کاغذ بیاورند و تغییراتی در این حد بدهند که رستوران نیویورک آن فیلم را به پارتی شبانه در تهران تبدیل کنند و آلفردش را بکنند کامبیز!) تا امروز که در این یافتن سینمای کپی‌شونده به خودکفایی رسیده‌ایم و در دفاتر توصیه می‌شود که ببینید امسال چه فیلم‌هایی خوب فروختند و مثل آنها بسازید. سینمای هنری‌مان هم چندان در این کپی‌کاری روسفید نیست. در دهه شصت، تقلاهایی برای خلق تارکوفسکی و پاراجانف وطنی به کار رفت که خب با ظهور کیارستمی آن موج تغییر جهت داد و فیلمسازان بسیاری اعم از مستعد و بی‌استعداد، با ساخت آثار «کیارستمی‌طور» راهی فستیوال‌های بین‌المللی شدند. آن موج هم کم‌کم به سمت فرهادی راه کج کرد و جسته و گریخته ادامه دارد.

حالا دلیل این تأکید بر کپی‌کاری و اشاره به این بدیهیات چیست؟ اینکه فیلمسازان هیچ کشوری به اندازه همتایان خود در این سرزمین ادعای متفاوت‌بودن ندارند. این صفت متفاوت قاعدتا باید از سوی منتقدان پس از تماشای فیلم به کار رود اما مدتی ست که به شکلی غریب خود فیلمسازان پیش از نمایش ساخته‌های‌شان آن را به کار می‌برند! خبرهای تولیدات امسال را مرور کنید؛ «تدوین فلان فیلم به پایان رسید. این فیلم یک کمدی متفاوت است.»، «فیلم متفاوت فلانی به مرحله ساخت موسیقی رسید.»، «بهمان کارگردان درباره فیلمش گفت احتمالا نخستین نمایش ما در جشنواره فجر خواهد بود و افزود فیلمم یک اثر اجتماعی متفاوت است.» یعنی همه این فیلم‌های شبیه به هم و گرفتار سندروم‌های مشخصی که ما می‌بینیم، با داعیه (یا توهم) متفاوت‌بودن ساخته می‌شوند. در آخرین نمونه از این جهت‌گیری، هفته پیش خبر رسید که فیلم متفاوت فلان کارگردان فردا کلید می‌خورد، یعنی فیلم هنوز ساخته نشده ولی متفاوت‌بودنش تضمین شده است. ظاهرا پس از مبتذل‌کردن مفهوم «فیلم مستقل»، نوبت به «فیلم متفاوت» رسیده است!

* منتقد سینما

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه