پنجــره

راهکارهایی برای تربیت فرزندان منضبط

کودکان مدام حد و حدودی را که والدین برای آنها تعیین می‌کنند محک می‌زنند، بنابراین وقتی نوبت به آموزش نظم و انضباط به فرزندان می‌رسد نباید توقع معجزه داشته باشید. تربیت فرزند به صبر و دقت زیادی احتیاج دارد. اگر شما همانند بسیاری از والدین سعی کرده‌اید به کودکان حرف‌گوش‌نکن نظم و انضباط بیاموزید این مطلب به درد شما می‌خورد. در این مطلب می‌آموزید که با چند راهکار ساده بدون نیاز به فشار و خشونت نظم را به کودکتان آموزش دهید.

رفتار خوب را تشویش کنید. با وجود اینکه تنبیه و مجازات بخش عمده توجه اغلب والدین در مقوله آموزش نظم به فرزندان است، ولی خوب است بدانید که همواره از تقویت نقاط مثبت فرزندتان نسبت به تنبیه کارهای بد دستاوردهای بیشتری خواهید داشت.

قوانین روشن و مشخص داشته باشید. اگر قوانین شما مشخص و واضح نباشد و یا فقط وقتی که کسی آن را زیر پا می‌گذارد وجودشان مطرح شود، کودک شما برای درک و رعایت آن را با مشکل مواجه خواهد شد.این وظیفه شماست که برای کودکتان کاملا واضح بگویید که چه کارهایی را باید انجام دهد و چه کارهایی را نباید انجام دهد. انتخاب زمان مناسب، برای شفاف‌سازی قوانین، به عهده شماست؛ زمانی که شما بتوانید با آرامش و واضح صحبت کنید و فرزندتان آمادگی شنیدن و فهم و درک آنها را داشته باشد.

در بحث‌ها معتدل باشید. با کودکی که به حرف شما گوش نمی‌دهد و بحث می‌کند چگونه برخورد می‌کنید؟ مراقب باشید که از بحث و جدل‌های بیهوده دوری کنید. مثلا اگر فرزند شما بگوید: «این عادلانه نیست.» فقط بگویید: «می‌دانم.» یا اگر گفت: «همه دوستانم فلان اسباب‌بازی را خریده‌اند» فقط بگویید: «می‌دانم.» یا می‌توانید بگویید: «و من به تو چه گفتم؟» برای اینکه حدود قانونی که قبلا برایش مشخص کرده بودید یادآوری کنید، گاهی هرچه واضح‌تر و کمتر حرف بزنید نتیجه بهتری می‌گیرید.

برای خودتان وقت بخرید. ممکن است خوانده باشید که بچه‌ها باید عکس‌العمل کارشان را هرچه سریع‌تر ببینند یا شنیده باشید که والدین باید هنگام تربیت فرزندان آرامش خود را حفظ کنند؛ اما در واقعیت، ممکن است گاهی نتوانید خونسردی خود را حفظ کنید و درست رفتار کنید. در چنین شرایطی بهتر است برای خودتان وقت بخرید تا بتوانید عکس‌العمل درستی از خود نشان دهید. می‌توانید به او بگویید که کار درستی انجام نداده است و برای تصمیم‌گیری در مورد او احتیاج به چند دقیقه تامل دارید. با این کار هم خودتان آرامشتان را به‌دست می‌آورید و هم به فرزندتان اجازه می‌دهید تا به‌کار خود بیشتر فکر کند.

در اجرای قوانین جدی و پایدار باشید. نادیده‌گرفتن قوانین توسط والدین همه‌چیز را زیر سوال می‌برد و به فرزندان می‌آموزد که گاهی می‌توان از حد و حدود تعیین‌شده پا فراتر گذاشت.

یک الگوی مناسب برای فرزندتان باشید. دوست داشته باشید یا نه فرزندانتان، شما را زیر نظر دارند. اگر هر چقدر می‌توانید نصیحت کنید ولی رفتار شما طور دیگری باشد، مطمئن باشید که نصیحت‌های شما بسیار کم‌رنگ جلوه می‌کند و آنچه نمود بیشتری می‌یابد رفتارتان خواهد بود. واقعیت این است که تربیت فرزندان منضبط کارآسانی نیست. هر چقدر تلاش کنید همیشه روزهای خوب و بد وجود خواهند داشت.

 

عواقب کینه و کدورت

کینه و کدورت بخشی از طبیعت هر انسان است. این احساس جان انسان را از درون می‌خورد و درصورتی‌که کنترل نشود می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری به‌بار آورد. البته رهایی از کینه‌ها کار ساده‌ای نیست و نیاز به تلاش زیادی دارد. اما زمانی‌که خود را از کینه‌ها رها کنید، احساس باارزش‌بودن خواهید کرد و می‌بینید که برایتان آسودگی‌خاطر به‌همراه خواهد داشت. در این مطلب می‌خوانید که چطور کینه‌ها به شما لطمه می‌زنند و چه راه‌حل‌هایی برای آزادشدن از آن وجود دارد. می‌توانید با استفاده از روش‌های زیر از شر کینه‌های خود خلاص شوید. درغیر این صورت، می‌توانید به یک درمان‌گر مراجعه کنید.

با شما رفتار خوبی نشده است و این یک واقعیت است. چیزی را که برایتان اتفاق افتاده شرح دهید و احساس‌تان در آن لحظه را توصیف کنید. می‌توانید این خاطره را در دفترچه خاطرات‌تان بنویسید یا یک نامه بنویسید، ولی هیچ‌وقت برای شخصی که این کینه را برایتان ایجاد کرده ارسال نکنید. این روش، قدرتی باورنکردنی دارد. خودتان را در آن شرایط تجسم کنید و احساس خشم خود را بیان کنید و حقایق را بگویید. چه کارهایی کردید تا از آن توهین یا اتفاق بد جلوگیری کنید؟ آنها را بنویسید و اگر خوب بودند به خودتان امتیاز دهید.

بخشیدن کسی که به شما صدمه زده است، درواقع هدیه‌ای است که به خودتان می‌دهید. این روش اصلا به این معنی نیست که شما آن توهین را فراموش کنید یا با آن شخص آشتی کنید. یا فردی که با شما رفتار بدی داشته مجبور کنید رفتارش را اصلاح کند. حتی ممکن است به این معنی باشد که خودتان را برای کاری که انجام دادید یا رفتاری که داشتید، ببخشید و سعی کنید که خودتان را اصلاح کنید یا به‌نوعی آن موضوع را جبران کنید.

بسیاری از افراد از حس کینه‌توزی خودشان خسته می‌شوند و می‌دانند که مانع از رشد و تکامل آنها می‌شود. بااین‌حال، اگر نتوانند به‌درستی احساس خود را مدیریت کنند، این شکایت‌ها به احساسی کهنه تبدیل می‌شود و سرانجام به احساسی تهدیدکننده تبدیل خواهد شد. آنها به‌طور کاملا عادی (چون در وجودشان نهادینه شده است) به‌دنبال اتفاقات مشکل‌دار می‌گردند و می‌گویند «ببین چه اتفاقی برای من افتاده است». شما باید از خودتان بپرسید که چرا این کینه و کدورت‌ها به سراغ‌تان آمده است و کم‌کم کینه‌ها را کنار بگذارید و جای خالی آن را با احساس سلامتی و شادی پر کنید.

به‌دنبال مزایایی باشید که از بخشیدن دیگران و رهاکردن کینه‌ها به‌دست خواهید آورد. اغلب افرادی که آرامش ذهن دارند، انرژی‌هایی که در خلال رنجش‌ها و شکایت‌های مستمر از دست رفته است، دوباره به دست می‌آورند.

دوستان صمیمی و شریک زندگی معمولا شنونده‌های خوبی هستند که می‌توانید دردهایی که از کینه و کدورت‌های گذشته داشتید، برای‌شان تعریف کنید. زمانی‌که این افراد به شما یادآوری می‌کنند که باید شرایط‌ خود را عوض کنید، بهتر است به حرف‌شان گوش کنید و تصمیم بگیرید تا مسیر و راه جدیدی پیدا کنید.

اگر مدام محرم اسرار کسی هستید که دوستش دارید ولی او فردی کینه‌جو است، می‌توانید کمی بیشتر تحقیق کنید و ببینید چرا این فرد باید در گذشته زندگی کند و مدام گذشته را به یاد آورد. اما اگر خسته شده‌اید و دیگر نمی‌خواهید بشنوید، صادقانه با او صحبت کنید. با مهربانی به او بگویید: «کافی است. دیگر نمی‌خواهم بیشتر از این بشنوم. انتظار ندارم که خودت را تغییر بدهی ولی گوش‌دادن به حرف‌های تو روی خودم تاثیر بدی می‌گذارد و من باید مراقب خودم باشم.»

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه