دست‌اندازهای مسیر بهبود روابط ایران و ترکیه

روابط ایران و ترکیه یکی از پایداراترین روابط در طول تاریخ مناسبات دو کشور در منطقه بوده است. با وجود فراز و نشیب های فراوانی که روابط دو کشور در طول صد سال گذشته تجربه کرده، هیچ گاه سطح اختلافات به درجه ای نرسیده است که دو کشور دشمن هم شوند و رفتاری تخاصم آمیز علیه یکدیگر پیش گیرند. حتی بعد از انقلاب اسلامی ایران و در حالی که در ایران نظام اسلامی بر سر کار آمد و در ترکیه لائیک‌ها بر سرکار بودند، که در پیشبرد لائیسیته تعصب به خرج می دادند، روابط دو کشور به حدی از تیرگی نرسید که دو طرف بخواهند رویکرد تخاصم آمیز داشته باشند. دو طرف حساسیت های یکدیگر را درک کرده اند و در پرونده هایی که با یکدیگر اختلاف دارند یا رقیب هم محسوب می شوند، تلاش کرده اند تعاملات دیپلماتیک را حفظ کنند و پرونده های اختلافی را مدیریت کنند. اما اختلافات اخیر تهران - آنکارا را می‌توان در بستر موارد سوریه - عراق؛ آذربایجان و مسئله انرژی. همین اواخر،  حملات ترکیه به شمال سوریه و عراق به بهانه مبارزه با تروریسم که ترک‌ها آن را عملیات «قفل، چنگال» نامیده اند، باعث بروز اختلافات تازه‌ای در روابط دو کشور شده است؛ به‌ویژه در سوریه که ترکیه به اسم تعقیب عناصر جدایی طلب کرد،  پیشروی های خود را تا حلب رسانده و بیم آن می‌رود خواسته یا ناخواسته درگیری میان نیروهای طرفدار ایران با نیروهای ترکیه به وجود آید.
این در حالی است که ترک ها، کتمان نمی کنند سودای تصاحب حلب و موصل را دارند و می گویند مطابق با معاهده «لوزان » حالا وقت بازپس گرفتن این شهرهاست. ترکیه از سال 1923 تا کنون حداقل یک دلار برای این دو شهر در بودجه خود تعریف کرده و این موضوع را به اطلاع سازمان ملل رسانده و آنجا ثبت کرده تا یادآوری کند این دو شهر متعلق به ترکیه است و با پایان مدت زمان معاهده لوزان،  این دو شهر را پس خواهد گرفت. ترک ها می گویند اعتبار این معاهده صد ساله است و سال آینده می توانند برای پس گرفتن شهرهایی که در معاهده لوزان از دست داده اند، اقامه دعوا کنند و مطالبه گر شوند. این تلاش ها که این روزها جنبه عملی به خود گرفته بروز اختلافاتی را میان ایران و ترکیه باعث شده است.
از سوی دیگر، رسانه های ترکیه پروپاگاندایی به راه انداخته اند با این ادعا که ایران از گروه تروریستی «پ.ک.ک» به طور غیرمستقیم حمایت می کند تا جلوی عملیات نظامی ترکیه در شمال عراق و سوریه را بگیرد.
«سعید خطیب زاده» سخنگوی وزارت امور خارجه در کنفرانس مطبوعاتی دوشنبه  این هفته خود این ادعا را رد کرد و گفت: حتی ارزش پاسخ‌گویی ندارد. وی تاکید کرد:  روابط ایران و ترکیه متوازن است و دو کشور تلاش می کنند پرونده‌های اختلافی میان یکدیگر از جمله پرونده سوریه را مدیریت کنند و در این باره دو طرف ایران و ترکیه در نشست آستانه مذاکرات مفصلی داشته اند. وی که تاکید می کرد؛ سخنگوی رسمی مواضع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است.  همچنین گفت؛ به همه طرف‌های حاضر در نشست آستانه از جمله طرف‌های ترکیه‌ای تفهیم شده که سیاست ایران حفظ تمامیت ارضی و استقلال کامل سوریه است و این موضع قابل تغییر نیست.
با این حال ترکیه قصد ندارد از مواضع تهاجمی خود در مرزهای جنوبی اش کوتاه بیاید. حتی پیش بینی می‌شود با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ترکیه که سال آینده خواهد بود، عملیات ترکیه شدیدتر شود و چه بسا حمله به این دو شهر مهم سوریه و عراق که هر دو دومین شهرهای مهم کشورشان محسوب می شوند، رسما جنبه عملیاتی به خود بگیرد؛ به ویژه که آنکارا گمان می کند الآن که جامعه جهانی مشغول بحران اوکراین است و خواه ناخواه دنیا به دو بلوک روسی و غربی تقسیم می شود، می تواند فشار تازه ای را برای رسیدن به اهدافش آغاز کند.
اما در باره مسئله جمهوری آذربایجان، باید گفت؛ این فقط مسئله سوریه و عراق نیست که اختلافاتی را میان دو کشور برانگیخته است. روابط ترکیه و آذربایجان نیز حساسیت هایی را میان دو کشور ایجاد کرده که اگرچه الآن فروکش کرده اما آثار آن همچنان پابرجاست. بعد از جنگ قره باغ که حمایت قاطع ترکیه از آذربایجان و ارسال نیروی نظامی و رزمی و تسلیحات به این کشور را در پی داشت، رسانه ها و مسئولان آذربایجانی و برخی مقامات ترک اظهاراتی را علیه ایران بیان کردند که باعث بروز تنش‌هایی در روابط این دو کشور با ایران شد. طرف ایرانی بر این باور بود که این ترکیه است  که آذربایجان را علیه ایران تحریک کرده است. اگرچه الآن مناسبات ایران و آذربایجان بهبود یافته و دو طرف می گویند که از مرحله سوء تفاهم ها عبور کرده اند و مدام شاهد حضور هیئت‌های مختلف آذری و ایرانی در پایتخت‌های یکدیگر هستیم اما آثار آن دوران همچنان در روابط دو کشور قابل مشاهده است و با کوچکترین بهانه ای آتش اختلافات شعله ور می شود.
در باره مسئله سوم یعنی انرژی نیز بر روابط ایران و ترکیه تاثیر سوء گذاشته است. ترکیه، ایران را متهم می کند که در زمستان و در اوج نیازش به گاز ایران خلف وعده می کند و صادرات گاز خود را به ترکیه بر خلاف قرارداد دوجانبه قطع می کند و این باعث می شود تا سرمای زمستان زحمت‌هایی را برای دولت و مردم ترکیه به وجود آورد. چنین اتفاقی در زمستان گذشته رخ داد. ایران گفته است که قطعی گاز در زمستان گذشته به دلایل فنی بوده و خطوط انتقال گاز دچار مشکل شده اند، اما طرف ترک پاسخ ایران را قانع کننده ندانسته و اعتقاد دارد ایران برای مصرف داخلی خود گاز را به روی ترکیه قطع کرده و به تعهداتش عمل نکرده است. برای همین ترکیه به فکر استفاده از منابع گازی اقلیم کردستان افتاده است و درصدد سرمایه گذاری در منابع آن با هدف بهره برداری از آن افتاده تا به این ترتیب وابستگی خود به گاز ایران را کم کند و یا حتی پایان دهد. این رویکرد ترکیه، سبب نزدیکی روابط آنکارا - اربیل شده تا آنجا که در ازای دریافت وعده هایی در زمینه انرژی، ترکیه به حامی اصلی حزب دموکرات و دولت کردستان تبدیل شده است. این موضوع سبب دوری کردستان و ترکیه، هر دو، از ایران شده است.
دلخوری های دو طرف از یکدیگر از زمان دولت قبل وجود داشته و با تحولات جدید به ویژه بحران سوریه و عراق و همچنین بحران انرژی تا کنون تعمیق یافته و ادامه یافته است. از زمان آغاز به کار دولت رئیسی تا کنون، تنها در آذر ماه سال گذشته داوود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه یک بار به تهران آمد و تا حالا وزیر امور خارجه ایران به ترکیه سفر نکرده و هر بار که سفری تنظیم شده به دلیلی این سفر به تعویق افتاده است. سفر «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهوری ترکیه نیز در طول این مدت مدام به تعویق افتاده است. در حالی که در مقابل، ترکیه روابط خود را با اسرائیل و عربستان سعودی گسترش داده، اختلافات خود را با آنها حل کرده و با این کار به نوعی از ایران دور شده است. حتی در تماس تلفنی عید فطر رئیسان جمهور ایران و ترکیه، رجب طیب اردوغان وعده سفر به ایران داد اما تا کنون این سفر انجام نشده است.
با همه این احوال، ایران و ترکیه برای حل اختلافات خود تلاش دارند. هر دو طرف قاطعانه سعی دارند دامنه اختلافات از کنترل خارج نشود و روند جدی بهبود را بپیماید. به ویژه که دولت سیزدهم بر بهبود روابط با همسایگان تاکید دارد و آن را اولویت خود می داند.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه