«سايه» تصميم‌گيري‌هاي سياسي بر «گل‌ها»

وحيد استرون

کمتر فردي است که اگر دهه 30 و 40 شمسي را بهياد ميآورد، منکر زيبايي و لطفات برنامه راديويي شود که توسط فرزند مشيرالدوله توليد ميشد و نقش تهيهکنندگي «داوود پيرنيا» در توليد مجموعه «‌‌‌‌‌‌‌‌گلها» هيچگاه از خاطر هنر موسيقي اين مرز و بوم پاک نخواهد شد. برنامهاي که تلاقي شعر کهن و معاصر با موسيقي اصيل ايراني بود و با حمايت مانند نصرت ا... معينيان، مسئول راديو و فرزند مشيرالدوله که حکم وزارت از سوي دربار را رد کرد تا بتواند به علايقش که همان «گُل»، «موسيقي» و «شعر» بود، بپردازد. همين امر موجب ظهور برنامه ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي جاويدان، ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي رنگارنگ، ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي صحرايي، برگ سبز و يک شاخه گل شد.  او تا سال 1345، 405 برنامه ‌‌‌‌‌‌‌‌گلها توليد کرد و پس از استعاي او، افرادي همچون رهي معيري، محمد ميرنقيبي، جهانبخش پازوکي و در مقطع کوتاهي غلامحسين بنان سرپرستي اين برنامه را برعهده گرفتند تا اينکه يکسال پس از درگذشت داوود پيرنيا  (در سال 1350)، هوشنگ ابتهاج که با نظر مديرعامل وقت تلويزيون ملي ايران، مسئول حوزه موسيقي راديو شد. راديو تا پيش از ظهور تلويزيون، تاثيرگذارترين رسانه با ابزار موسيقي در ميان مردم ايران بود که زير مجموعه شدن اين رسانه زير نظر تلويزيون ملي ايران، يک هدف سياسي و حزبي را از سوي مدير وقت آن دنبال ميکرد. مسئوليت هوشنگ ابتهاج در راديو، با برنامهاي جديد با عنوان برنامه «‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي تازه» آغاز شد که بعدها با ايجاد گروه «چاووش» اين مسئوليت چپ گرايانه به تکامل رسيد. فردي که همتراز حافظ شيرازي شعر ميگفت، اما بزرگترين تجربهاش در موسيقي، به گفته خودش «رفت و آمد موسيقيدانان به منزل پدري او» و «آرشيو غني از موسيقي ايراني بود» با اين حال تنها تصنيفي که ابتهاج در زمان حيات خود سرود، با ترانهاي از همايون خرم و صداي خسته فاختهاي (حسين قوامي) در برنامه ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي تازه مورد توجه مردم قرار گرفت.

با پژوهشي که طي سالها در اين حوزه داشتم و نظر هنرمنداني که هم سابقه فعاليت در برنامه ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي داوود پيرنيا را داشتند و هم تجربه همکاري با ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي تازه به سرپرستي هوشنگ ابتهاج (با انجام مصاحبه) به اين موضوع رسيدم که برنامه «‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي تازه» در زمان خود، طرفداران زيادي پيدا کرد و همين امر نشان از موفقيت برنامه دارد؛ هر چند که هيچگاه طراوت و تازگي، برنامه ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي جاويدان، رنگارنگ و... را به تهيه کنندگي داوود پيرنيا را نداشت.

روال کار ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي تازه اين بود که تصانيف فراموش شده و قديمي را بازسازي ميکردند و يک گشايش و يک صفحه نو در راديو و موسيقي باز شد. در آن زمان يکسري از جوانان با ذوق و با استعدادي که از دانشگاه و در رشته موسيقي فارغ التحصيل  شده بودند همچون محمدرضا لطفي، حسين عليزاده، داريوش طلايي، پرويز مشکاتيان، محمد علي کياني نژاد و... به اين برنامه آمدند. هوشنگ ابتهاج ميخواست که از چهرههاي جديد در اين برنامه بيشتر استفاده کند؛ ضمن اينکه از اساتيد قديمي نيز استفاده ميکردند. اين جوانان سليقه و هنر تازه داشتند و در عين حال تازه نفس بودند و با انگيزه بيشتري براي ساختن آثار تازه تلاش ميکردند. همين امر باعث ميشد مرحله تازهاي در موسيقي شروع شود.  اگر همه اين تازهها را در کنار يکديگر قرار دهيد آن زمان متوجه ميشويد چرا نام اين برنامه «‌‌‌‌‌‌‌‌گلها»ي «تازه» بود. ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي تازه تقريبا از روال همان برنامه ‌‌‌‌‌‌‌‌گلها پيروي ميکرد، منتها با تنظيم جديد و موسيقي همراه با تغييرات زمان خود. ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي تازه برنامهريزيهاي مجموعه ‌‌‌‌‌‌‌‌گلها را نداشت. در اين برنامه قطعات سنگين موسيقي ايراني پخش ميشد. هدف سرپرست (هوشنگ ابتهاج) و آقاي محمدرضا لطفي بيشتر بازسازي آهنگ و تصانيف قديمي مثل تصنيف مرغ سحر بود. البته اکثر هنرمندان برنامه ‌‌‌‌‌‌‌‌گلها در اين برنامه نيز حضور داشتند اما آقاي ابتهاج به يک سري از هنرمندان جوان پر و بال بيشتري ميدادند، مخصوصا محمد رضا لطفي اجراهاي بيشتري داشتند. زمانيکه مثلا ويلون از اين برنامه حذف شد، هنرمنداني همچون پرويز ياحقي به اين رويه اعتراض کردند و از برنامه ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي تازه رفتند. اين هنرمندان چون همه بار موسيقايي مجموع ‌‌‌‌‌‌‌‌گلها را بر دوش داشتند، در ‌‌‌‌‌‌‌‌گلهاي تازه از آنها کمتر استفاده ميشد و جوانان تازه نفس جاي آنها را گرفته بودند و همين امر موجب اعتراض آنها شد.

*روزنامه نگار

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه