اصولگرایی نیازمند شهامت پذیرش واقعیت

click here website find an affair

آرمان - فرهاد فخرآبادی: پس از پایان دوران سازندگی می‌توان گفت جناح راست سنتی در انتخابات‌های ریاست‌جمهوری ناموفق‌ترین گروه سیاسی بوده است. هر چند در نگاهی ظاهری دولت‌های نهم و دهم به نوعی منسوب به این جریان محسوب می‌شوند اما با نگاهی دقیق‌تر می‌توان به این نکته پی برد که در پنج انتخابات گذشته ریاست‌جمهوری موفقیت با این گروه نبوده است. در انتخابات دوره هفتم ریاست‌جمهوری از 26 میلیون رای حجت‌الاسلام علی‌اکبر ناطق‌نوری گزینه این جریان 7 میلیون رای آورد. در هشتمین دوره احمد توکلی نامزد منتخب این جریان از مجموع 28 میلیون تنها 4 میلیون رای آورد. پس از پایان دوره اصلاحات و دو شکست و آغاز ورود اصولگرایان به عرصه قدرت نوبت به انتخابات دوره نهم رسید، بنابر آنچه چندی پیش گفته شد، گزینه اصلی راست سنتی علی لاریجانی بود که ناگهان اجماع از روی او به سمت احمدی‌نژاد متمایل شد و او به ریاست‌جمهوری رسید. هر چند در ظاهر این امر موفقیتی برای اصولگرایان محسوب می‌شد اما در واقع گروهی که روی کار آمد، کمترین شباهت را با راست سنتی نداشت و جریانی بود که پس از انتخابات دوره هفتم کم کم برای حضور در عرصه سیاست مهیا شده بود و با استفاده از نردبان اصولگرایان به بلندای قدرت رسید. به‌رغم اشتباهات مدیریتی و تاکتیکی احمدی‌نژاد حمایت ضمنی از او در انتخابات دهم ادامه پیدا کرد و باز هم او رئیس دولت شد. اما آغاز کار دولت دهم را می‌توان شروع اعتراف به این امر دانست که احمدی‌نژاد را نمی‌توان در اصولگرایان جا داد. اما رسیدن به انتخابات یازدهم عرصه‌ای دیگر برای حضور راست سنتی شد، آنها که در ابتدا ائتلاف پنجگانه را تشکیل دادند پس از شکست ائتلاف و کناره‌گیری مصلحتی ابوترابی‌فرد به سمت علی‌اکبر ولایتی متمایل شدند تا یکبار دیگر پس از خرداد 84 طعم حضور مستقیم در انتخابات را بچشند اما روند نزولی میزان آرا این جریان ادامه پیدا کرد و از مجموع 36 میلیون و 700هزار رای تنها 2 میلیون و 268 هزار رای به نامزد این جریان تعلق گرفت؛ تعداد آرایی که شاید تداعی‌کننده سیر نزولی راست سنتی از 7 میلیون به 4 میلیون و نهایتا 2 میلیون باشد.

اصلاحات و حسن روحانی از دیدگاه اصولگرایی

درحالی که نقش اصلاحات و اعتدال در پیروزی حسن روحانی غیر قابل چشم‌پوشی است این روزها شاهد این هستیم که برخی تلاش می‌کنند نام حسن روحانی را از جرگه اصلاحات جدا کنند و حتی شاید به نحوی بیشتر او را متمایل به اصولگرایان نشان دهند. علاءالدین بروجردی نماینده مجلس نهم و عضو رهروان ولایت روز گذشته درباره انتخابات یازدهم گفت: «موضوع و رقابت سنتی تا این انتخابات وجود داشت اما در یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری شاهد بودیم که به‌رغم وجود چنین مباحثی اصلاح‌طلبان توفیقی در انتخابات نداشتند.» این در حالی است که حمایت قاطع اصلاحات از حسن روحانی و سبد رای این جریان سیاسی در پیروزی وی بر کسی پوشیده نیست و شخص حسن روحانی در پیامش پس از پیروزی از رئیس دولت اصلاحات تشکر ویژه کرد. جبهه اصلاحات مدت‌هاست به دنبال بازگشت اعتدال به کشور است، کما اینکه موج دعوت از آیت‌ا... ‌هاشمی جهت همین موضوع بود. حال اینکه بنابر چه اصلی اصلاحات شکست خورده این انتخابات معرفی می‌شود از نکات عجیبی است که شاید اثبات آن غیرممکن باشد. وی همچنین در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهور منتخب ایران با آرای اکثریت مردم اظهار کرد: «چهره‌ای که در انتخابات حائز اکثریت آرا شد با توجه به عضویتش در جامعه روحانیت مبارز و استقلال اعلام شده از قبل یک اصلاح‌طلب نبود که در رقابت با اصولگرایان به اکثریت آرا رسیده باشد.» این سخن نماینده مجلس نهم را می‌توان حاوی سه نکته اساسی دانست: اول اینکه باید یادآوری کرد حسن روحانی مدت‌هاست در جلسات جامعه روحانیت شرکت نمی‌کند و بنابر گفته جعفر شجونی در گفت‌وگو با سایت پارسینه به تاریخ 26 اردیبهشت گزینه این گروه ابوترابی فرد بوده است که در نهایت از انتخابات کناره‌گیری کرد. حال چگونه نام حسن روحانی به عنوان گزینه این گروه معرفی می‌شود درحالی که خبری از حتی یک بیانیه حمایت رسمی پیش از انتخابات در حمایت از او منتظر نشد شاید بتواند گواهی محکم بر عدم نقش‌آفرینی این گروه در رای‌آوری روحانی باشد. نکته دوم باز هم تکرار اصلاح‌طلب نبودن حسن روحانی است، اگر حسن روحانی گزینه موردنظر اصلاحات نبود پس چه دلیلی داشت محمدرضا عارف به نفع او از انتخابات کنار برود و قشر عظیمی از اصلاح‌طلبان برای پیروزی او تلاش کنند. شاید اصلاح‌طلب نبودن صرف روحانی و میانه‌رو بودن او قابل تصدیق باشد اما نقش اصلاحات در پیروزی انکار حضور آب در دریاست. حمیدرضا ترقی از زاویه‌ای دیگر به انتخاب حسن روحانی پرداخته است. او گفته است: «براساس نظرسنجی‌ بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری، 56درصد از کسانی که به آقای روحانی رأی دادند به علت وجود مشکلات اقتصادی به وی رأی دادند و امید به این دارند که آقای روحانی مشکلات اقتصادی آنها را حل کند. 18 درصد نیز به دلیل مواضع فکری و سیاسی روحانی به وی رأی داده‌اند و 5 درصد هم برای آزادی‌های اجتماعی به وی رأی دادند؛ از این رو براساس این نظرسنجی مشخص است که عامل گرایش مردم به آقای روحانی وعده‌های وی در حل مشکلات اقتصادی و نارضایتی از وضعیت اقتصادی موجود است.» این نکته که اوضاع اقتصادی باعث گرایش مردم به سمت اعتدال شده است می‌تواند موضوعی صحیح قلمداد شود اما نقش مثبت شوک وارد شده به جامعه بر اثر حمایت مستقیم دو رئیس‌جمهور سازندگی و اصلاحات در ایجاد موج به نفع حسن روحانی امری است که به دست فراموش سپرده شده است. همچنین شاید جا داشته باشد گفته شود که این مشکلات اقتصادی چرا و با حمایت چه افرادی به وجود آمده است. ترقی همچنین به مجموع 22 درصدی که به دلیل مواضع سیاسی و همچنین آزادی‌های اجتماعی به روحانی رأی دادند اشاره و اضافه‌ کرد: «باید گفت همه دیدگاه‌هایی که به روحانی رأی داده‌اند اصلاح‌طلب نبوده بلکه اصولگرایان و اعتدالگرایان هم به وی رأی داده‌اند و پیروزی روحانی را نمی‌توان پیروزی اصلاح‌طلبان و رأی به اصلاح‌طلبی دانست.» این روزها به نظر می‌رسد هنوز شکست اصولگرایان در انتخابات برای این گروه مسجل نشده است و برخی به دنبال این هستند تا به نوعی شکست را انکار کنند، درحالی که شاید وقت آن رسیده است که باید واقع‌بینی در این جریان آغاز شده و با پذیرش قاطع شکست در این انتخابات به بررسی عملکرد خود پرداخته و مانند جبهه اصلاحات سعی در ترمیم نقاط ضعف خود کنند.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه