نـقـد

click here click here why women cheat on their husband
click here website find an affair

نگاهی به فیلم خودزنی

اثری مانده در سطح

احمد كاوری در «خودزنی» تازه ترین ساخته سینمایی خود به‌سراغ كتاب «دزد و سگ ها» رفته و سعی در آداپته كردن این اثر با محیط كرده است. «كیانوش ذبیحی» كه چند سالی را در زندان گذرانده، پس از آزادی به سراغ همسر سابقش (فرحناز) رفته و حضانت تنها فرزند خود را می‌خواهد كه در این راه با مشكلات بسیاری مواجه می‌شود. كاوری در نگارش فیلمنامه، روش غیرخطی را برای روایت داستان خود برگزیده و فیلم هم دقیقا از این نقطه ضربه خورده است. رفت وآمدهای زمانی كه برای شناخت هرچه بیشتر «كیانوش» و آدم‌های اطراف وی در نظر گرفته شده، مخاطب را از نزدیكی هرچه بیشتر به قهرمان فیلم دور كرده و آشفتگی‌های بیشتری را به اثر وارد می‌كند. شروع خوب و تاثیرگذار «خودزنی» كه در واقع صحنه پایانی فیلم نیز محسوب می‌شود، مدخل مناسبی برای ورود مخاطب به دنیای تیره و تار فیلم است. اما در ادامه، «فلش بك» و «فلش فورواردهای» فیلم قصه را از ریتم انداخته و فقط مخاطب شاهد تیره روزی‌های كیانوشی است كه به شكلی نمادین فامیلی «ذبیحی» (به معنای ذبح شده) را یدك می‌كشد! او قربانی زدوبندهای انسان‌های فرصت طلبی است كه به جان او افتاده و سعی در نابودی وی دارند؛ از «فرحناز» و دوست صمیمی‌او - امیر - گرفته تا «صدرا»یی كه سودای ورود به سیاست را دارد. در حقیقت، قصه می‌توانست در دنیای دیگری فارغ از سیاست هم روایت شود بی‌آنكه به كلیت آن لطمه‌ای وارد كند. اما این اتفاق نیفتاده و «كیانوش» بی دلیل وارد این بازی شده كه آشنایی و ازدواج او با «فرحناز» هم جزئی از آن به حساب می‌آید. «كیانوش» كه با بهره گیری از كهن الگوی گیر افتادن یك بی گناه در دایره زدوبندها خلق شده، می‌توانست در صورت برخورداری از لایه‌های عمیق تر به قهرمانی با قابلیت همذات پنداری قوی تبدیل شود كه عملا شاهد چنین اتفاقی در طول داستان فیلم نیستیم. وی بیشتر به یك ضد قهرمان خسته و عاصی شبیه است كه برای بیرون رفتن از دایره، خود را به در و دیوار می‌كوبد. در این میان فقط رابطه او و «نرگس» - همسر اولش - گرم و دیدنی از كار درآمده و شباهت‌هایی ولو كمرنگ به فیلم‌های جامعه محور قدیمی‌سینمای ایران دارد. در طرف دیگر ماجرا قطب منفی فیلم شامل «صدرا»، «امیر» و دارودسته حضور دارند كه هیچ نكته تازه‌ای در خلق آنها به چشم نمی‌خورد. «صدرا»، همان آدم فرصت‌طلب كلیشه‌ای سینمای ایران است كه نمونه‌های مختلفی از آن را در دو دهه اخیر شاهد بوده ایم. بازی معمولی و قابل پیش بینی «آتیلا پسیانی» نیز در این نقش كه چند نقش مشابه آن را در سال‌های اخیر ایفا كرده، این امر را تشدید كرده و عملا كمكی به شخصیت یادشده نكرده است. دوست قدیمی‌«كیانوش» كه حال همسر سابق او را به دست آورده، عملا نقش چندانی در پیشبرد داستان نداشته و فقط در گوشه و كنار آن می‌پلكد! حضور روح پیرمرد كفاش كه «كیانوش» سال‌ها پیش شاگردی او را می‌كرده، هیچ سنخیتی با درونمایه اثر نداشته و تاكید فیلمساز بر نورانی بودن چهره وی نیز فرصت غافلگیری نهایی را از مخاطب سلب می‌كند. كاوری در «خودزنی» به لحاظ تكنیكی موفق عمل كرده و سعی بسیار در پوشاندن ضعف‌های فیلمنامه خود به این وسیله داشته است. سكانس آغازین فیلم بسیار خوب از كار درآمده و مخاطب را كنجكاوانه بدنبال خود می‌كشاند. بخش‌های مربوط به قبرستان نیز با توجه به نزدیكی فیلم به مولفه‌های گونه «نوآر» از باورپذیری مناسبی بهره گرفته و مخاطب را با دنیای آدم‌های تنهای خود - كیانوش و نرگس- همراه می‌كند. كاوری در انتخاب بازیگران نقش‌های اصلی اثر خود، تلفیقی از جسارت و بهره گیری از كلیشه‌های سینمای تجاری را لحاظ كرده است. «امیررضا دلاوری» انتخاب فوق‌العاده‌ای برای نقش «كیانوش» است و فراز وفرودهای نقش را به شكل مطلوبی از كار درآورده است. اوج بازی او را در پلان‌های رودررویش با «لعیا زنگنه» شاهدیم كه نوید حضور بازیگری توانا را در سینمای ایران می‌دهد. «لعیا زنگنه» نیز در ادامه گزیده كاری‌های خود در سال‌های اخیر، در نقش كوتاه اما به شدت تاثیرگذار «نرگس»، حضوری درخشان دارد. تنهایی عمیق و دردناك «نرگس» كه با ورود دوباره «كیانوش» به زندگی او رنگ دیگری به خود گرفته، میدان مناسبی را در اختیار این بازیگر قرار داده تا با یك بازی كاملا متكی بر حس، مخاطب را تحت تاثیر خود قرار دهد. «امین حیایی» نیز در نقش دوست و هم بند «كیانوش» در زندان، حضوری بلاتكلیف و پادرهوا دارد و اساسا برای گیشه پسندتر شدن فیلم با توجه به بی بهره بودن آن از ستاره استفاده شده است. «خودزنی» از آن دسته فیلم‌های سینمای ایران است كه فقط با اندكی دقت روی فیلمنامه و شخصیت‌ها می‌توانست از سطح فراتر رفته و لایه‌های بیشتری را به خود اختصاص دهد و در نهایت به ماندگاری حداقلی برسد؛ امری كه فیلم در حال اكران در رسیدن به آن ناكام مانده است.


«بغض» در راه شبکه نمایش خانگی

فیلم سینمایی «بغض» ساخته رضا درمیشیان از صبح چهارشنبه 12 تیر در شبکه نمایش خانگی عرضه خواهد شد. علی اسدزاده مدیر موسسه «تصویرگسترپاسارگاد» پخش کننده ویدئویی این فیلم به ایسنا، ضمن اعلام این خبر گفت: براساس برنامه ریزی انجام شده، دی‌وی دی فیلم «بغض» صبح چهارشنبه 12 تیر در سراسر کشور توزیع می‌شود. او در ادامه مطرح کرد: با توجه به اینکه «بغض» فیلم برگزیده انجمن منتقدان بوده و برنده سه جایزه بهترین کارگردانی، تدوین و فیلمبرداری شده و در ده‌ها جشنواره بین‌المللی مورد تحسین قرار گرفته است برای عرضه نسخه باکیفیت فیلم در حال آماده سازی نسخه بلوری «بغض» هستیم. به گفته اسدزاده پس از «جدایی نادر از سیمین» فیلم «بغض» دومین فیلم سینمای ایران خواهد بود که در فرمت بلوری توزیع خواهد شد. ضمن این که نسخه معمولی دی وی دی عرضه شده این فیلم هم همراه با زیرنویس انگلیسی خواهد بود. فیلم «بغض» به کارگردانی رضا درمیشیان که تمام فیلمبرداری آن در شهر استانبول ترکیه انجام شده، داستان دو روایت مدرن از دو مقطع زندگی حامد و ژاله در استانبول است. هشت ساعت سرنوشت ساز زندگی حامد و ژاله در آخرین ساعات حضورشان در استانبول که دست به سرقت از مغازه عموی حامد (مهران احمدی) می‌زنند و... باران کوثری، بابک حمیدیان و مهران احمدی تنها بازیگران ایرانی بغض و هایده صفی یاری (تدوین)، تورج اصلانی (مدیر فیلمبرداری)، محمدرضا دلپاک ( طراحی و ترکیب صدا)، مهرداد میرکیانی (طراح چهره‌پردازی)، حبیب رضایی (مشاور امور بازیگران)، نظام الدین کیایی (صدابردار)، کیوان مقدم (طراح صحنه و لباس)، جواد جلالی (فیلمبردار)، افسانه رضازاده (مدیرتولید)، ساتیار امامی (عکاس)،امیر علی قنبری (برنامه ریز و دستیاراول کارگردان)، فواد بوربور (مدیرتدارکات) و... عوامل اصلی «بغض» هستند.تهیه کننده «بغض» سیدغلامرضا موسوی است.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه