انتخاب تاریخ:   /  /   
ارسال سوژه کانال تلگرام اینستاگرام سالنامه آرمان منتشر شد نخستین کنگره بزرگداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آرمان ملی شماره 63 آرمان ملی شماره 62 برلیان نت
گزارش اجتماعی
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
روی سیاه قانون در مقابله با اسیدپاش‌ها!
بیماران بدون‌تخت، بیمارستان‌های پر
بهره‌برداری از فولادسبا در اوج خشکی زاینده‌رود
وقتی اراضی کشاورزی ویران می‌شود
بحران‌آب، برق یا اقتصاد؟
دختران و نیازهایشان
نمک مسئولان بر زخم کوتاه‌قامتان سیستان‌و‌بلوچستان
اعتیادهای یواشکی
شب‌مردگی تهران
تهران، شهری نامهربان با چنارهایش
عمده مسأله مردم زلزله‌زده؛ ساخت‌وسازها
مرد دست به قیچی بیمه می‌شود
شهر دودکشی
«درد» بی‌امان هزینه دارد
اغلب شناگران رودخانه‌ها غرق می‌شوند
گام اول برای حفظ محیط‌زیست
اقدامات انسانی در راستای تولید بیابان
دست‌ها می‌فروشند؛ چشم‌ها نمی‌بینند
زنان، نیمی دیگر از سلامت ‌عمومی
به‌شماره افتادن نفس‌های‌‌‌ سینماهای متروک
بی‌هویتی و تبعات جبران ناپذیر آن
فروش در عدم
تابستان داغ و مهارت‌آموزی دانش آموزان
شکم گرسنه با کتاب سیر نمی‌شود
جولان تنهایی
پشت پرده تخلیه عمدی آب سد زاینده‌رود
رفتار سلیقه‌ای سازمان‌ها در استخدام معلولان
مأمنی که رها می‌شود
سواره محوری مهم‌تر از پیاده محوری
آزمونی به‌منظور سلامت جامعه
درخواست سفر ندادم، پول کسر شد
پیاده‌روها برای تردد عابران نیست!
زندان محیطی زنانه نیست
تمامی استخرهای کشور تحت نظارت نیستند
بحران کمبود معلم پرورشی
اقدامات غیرکارشناسی و خشکی چشمه علی
انزوای دانش‌آموزی با اختلال یادگیری
دو- سوم دختران خواستار زندگی مجردی!
تشییع آنلاین اموات
ایمنی، عنصر مفقوده در ساختمان‌سازی
بافت‌آسیب‌پذیر، جامعه آسیب‌دیده
گودهای بلاتکلیف پایتخت
بی‌توجهی به آسیب‌های اجتماعی در حوزه زنان
درباره نیاز جوانان کلی‌گویی می‌شود
خطر بیخ گوش زردکوه
گروکشی کارنامه تاکسیرانان برای آموزش
ترانزیت کودک‌آزاری
بحران سالمندی نخواهیم داشت
قانون زیر باران سوال معلولان
نامادران و ناپدرانی که معجزه می‌کنند
بیشتر
کد خبر: 67155 | تاریخ : ۱۳۹۶/۱۰/۲۱ - 11:32
زلزله ، پاشنه آشیل ایران

زلزله ، پاشنه آشیل ایران

آرمان- آرزو ضیایی: «زلزله خبر نمی‌کند.» این جمله شما را به یاد جمله معروف «حادثه خبر نمی‌کند.» می‌اندازد. زلزله نیز مانند هر حادثه ناگهانی دیگری بی‌مقدمه می‌آید و بی‌خداحافظی هم می‌رود، اما زلزله نمی‌آید که آدم بکشد، این دیوارها و سقف‌های ناایمن و غیرمهندسی ساز خانه‌های ماست که در هنگام زلزله بر سرمان آوار می‌شود. اگر بنا بود هر زلزله شدید در یک کشور تعداد قابل‌توجهی انسان را اسیر خاک کند کشوری مانند ژاپن که «کشور زلزله» است حتی یک نفر جمعیت نداشت. اینجاست که تفاوت آشکار زلزله با هر حادثه ناگوار دیگری آشکار می‌شود. اگر می‌توانستیم نقاط زلزله‌خیز کشور را به درستی و دقت از طریق مراکز زلزله نگار مشخص کنیم، حداقل در ساخت خانه‌هایمان در این مناطق تامل و دقت بیشتری می کردیم. تصادف فرد با خودرو شخصی او در هر صورت اجتناب‌ناپذیر است، اما میزان جراحت او در اثر تصادف به استقامت بدنه و قابلیت‌های فنی خودرو بستگی دارد. بنابراین سخن گزافی نیست اگر بگوییم «زلزله خبر نمی‌کند، اما ما نیز چشم‌ها و گوش‌هایمان را در مقابل آن بسته‌ایم.»

آنچه عیان است، چه حاجت به بیان است، با نیم نگاهی به تصاویر خانه‌های در هم فروریخته و نیمه خراب باقیمانده از زلزله به راحتی متوجه می‌شویم که پاشنه‌آشیل ما در مقابل زلزله کجاست. اگر هنوز اندکی شک به دل راه دارید نیم نگاهی به ستون‌های بتنی در هم شکسته مسکن مهر در زلزله کرمانشاه بیندازید تا تکه‌های مقوا و و خرده‌های بلوکی را مشاهده کنید که جای بتن در این ستون‌ها جا خوش کرده‌اند! ساختمان‌هایی که توان مقابله با زلزله را ندارند گناهکار کشتار وسیع مردم در زلزله‌ها نیستند؛ مقصر یا مقصران مالک، مهندس ناظر، پیمانکار، بنا و... است، زیرا خانه روی سرمان آوارشده حاصل تلاش شبانه‌روزی این طیف وسیع از افراد است! البته تمام مهندسان وجدان کاری و اخلاقی را کنار نمی‌گذارند، در هر گروه شغلی که بگردید قطعا چند نفر را می‌یابید که وجدان کاری کمتری نسبت به بقیه دارند. خانه‌ها را به قصد ریختن نمی‌سازیم، اما در هنگام زلزله نابود می‌شوند. گناهکار اول زلزله ساختمان‌هایی هستند که در هنگام خرید یا اجاره دقت چندانی در مورد ایمنی آنها نمی‌کنیم، البته تا حدودی حق داریم، آن‌قدر اجاره بها و قیمت خرید‌خانه در ایران بالاست که تنها نکته قابل‌تامل برای مردم در هنگام خرید یا اجاره آن است که بودجه در نظر گرفته شده کفاف بدهد. گناهکار و عامل کشته‌شدن بسیاری از مردم در زلزله‌ها تنها ساختمان‌ها نیستند، آنها کجا قرار می‌گیرند؟ روی زمین. زمینی که نمی‌دانیم روی آن گسل است یا خیر. شاهد این ماجرا دو برج 20 طبقه ولنجک است که دقیقا روی گسل بالا رفته‌اند. خبر بد این است که گسل‌ها تقریبا همه جای تهران هستند، آنها ما را احاطه کرده‌اند.

32‌هزار پلاک خانه روی گسل

حسابی سرانگشتی وجود 32‌هزار پلاک خانه در حریم یا روی گسل را در تهران تایید کرده است؛ اگر بیشتر نباشند قطعا کمتر نیستند. حتی روی گسل بودن خانه در تهران هم خرج و پز دارد و قیمت‌ خانه‌های روی گسل تهران سر به فلک می‌کشد! تاسف‌بار است اما ما حداقل 32‌هزار پلاک خانه روی گسل ساخته‌ایم، آنها ساخته شده و عده‌ای در این ساختمان‌ها مستقر شدند. خوشبینانه‌ترین فرض آن است که فردی در زمان ساخت خبر نداشت زیر پای آنها سست و قابل‌ریزش است. جنایتکار بعدی گسل‌های ناشناخته هستند و با فراغ‌بال بر آنها خانه ساختیم. کمتر فردی در هنگام خرید یا اجاره‌خانه از فروشنده یا مالک در ارتباط با استحکام آن در برابر زلزله، متریال ساخت و صدالبته آنکه آیا خانه روی گسل است یا خیر، می‌پرسد. بی‌اهمیت‌ترین موضوعات برای اغلب ما همین مسائل است. گسل‌ها چگونه شناسایی می‌شوند با لرزه‌نگارها، لرزه‌نگارهایی که تعدادشان کفاف وسعت و مساحت کشور را نمی‌دهد و تمام کارشناسان‌زلزله در ارتباط با کمبود آنها در کشور سال‌هاست که هشدارهای ریز و درشت می‌دهند. به گفته رئیس مرکز لرزه‌نگاری کشور با کمبود ایستگاه‌های لرزه‌نگاری در سطح کشور مواجه هستیم، علی مرادی افزود:«برای رصد دقیق‌تر گسل‌ها و ثبت زلزله‌ها به‌خصوص خردلرزه‌ها به ۳۲۵ ایستگاه جدید نیازمندیم.» اکنون تنها 125 ایستگاه لرزه‌نگاری در سطح کشور وجود دارد و ما به 450 ایستگاه نیازمندیم. خرد لرزه‌ها را دست‌کم گرفته‌ایم، آنها یکی از مشخصه‌های فنی خودرو ما در هنگام تصادف با زلزله هستند. اگر دائما وضعیت گسل‌ها را دقیق و با جزئیات رصد نکنیم چگونه بدانیم کجا و کدام گسل‌ فعالیت بیشتر و کدام یک فعالیت کمتری دارد؟! سخت است باور کنیم کشوری که تقریبا به‌طور کامل توسط گسل‌های کوچک و بزرگ احاطه شده تنها 125 ایستگاه لرزه نگاری دارد، اما این حقیقتی تلخ و قابل‌تامل است. بیاییم یک بار دیگر با هم مرور کنیم، خانه‌ها ساخته می‌شوند و در اکثر موارد توجهی به میزان استقامت آنها در برابر زلزله نمی‌شود، آنها فروخته یا اجاره داده می‌شوند و خریدار نمی‌پرسد «استقامت» آنها در برابر زلزله چقدر است و اساسا روی گسل بنا شده‌اند یا نه. مالک نمی‌داند خانه او روی گسل است، زیرا شناخت‌کاملی از زمین زیر پای خود ندارد یا می‌داند و یک خانه دیگر به انبوه خانه‌های روی گسل می‌افزاید. قادر به رصد کامل گسل‌های کشورمان نیستیم زیرا دچار کمبود ایستگاه لرزه‌نگاری هستیم. تسلسلی دایره‌وار از مسائل ما را اسیر دیو شوم زلزله کرده است و هر عامل معلول عوامل دیگر است. سر این رشته از مسائل را که بگیرید در انتها به زمین می‌رسید، زمین صبور و بخشنده که به دلیل فطرت‌ذاتی خود گاهی ناآرام و جسور می‌شود. حداقل کار ما شناخت درست و اصولی اوست که کی آرام می‌گیرد و چه زمان در ناآرامی التهاب‌آور به سر می‌برد. اگر به تعداد کافی لرزه‌نگار داشتیم درمی‌یافتیم که کجا خانه بسازیم و چگونه بسازیم تا گسل‌های زیرپایمان را در جدال مرگ و زندگی شکست دهیم. در این صورت با سرعت بیشتری لرزه‌های ناگهانی و پیش‌بینی‌ناپذیر زمین را در‌می‌یافتیم و سریع‌تر عکس‌العمل نشان می‌دادیم. باتوجه به وضعیت ناپایدار زمین در ایران که امروز از هر زمان دیگری عصیانگرتر شده است باید راهکار‌های سریع و تاثیرگذار پیدا کنیم و یکی از مهم‌ترین آنها تامین ایستگاه‌های موردنیاز لرزه‌نگاری در کشور است. در این صورت نه یک گام که چندین‌گام از زلزله جلوتر خواهیم بود. آن را پیش‌بینی نمی‌کنیم اما مجهز‌تر با آن روبه رو می‌شویم.

مسئولان فرامو ش نکنند که زلزله آدم می‌کشد!

پدر علم زلزله‌شناسی ایران ضمن مرور خاطرات خود در ارتباط با پیشینه‌تاریخی ساخت مراکز لرزه‌نگاری در کشور بر لزوم افزایش تعداد آنها تاکید کرده و می‌گوید: عمر علم زلزله‌شناسی در کشور ما بیش از 60 سال نیست، در آن سا‌ل‌ها سه پایگاه شیراز، تبریز و مشهد توسط آمریکاییان بنیان گذاشته شد. بهرام عکاشه می‌افزاید: آنها در سراسر کره زمین بیش از 1000مراکز لرزه‌نگاری ایجاد کردند تا بتوانند لرز‌ه‌های رخ‌داده را ثبت و در مورد کره‌زمین تحقیق کنند. او می‌افزاید: پس از آن دکتر حسابی به فکر افتاد باتوجه به وجود سه پایگاه مرکزی فوق‌الذکر پایگاهی در تهران به منظور رسیدگی به آنها ایجاد کند و هر روز گزارش‌های زلزله به آمریکا مخابره می‌شد. آمریکایی‌ها در افغانستان، پاکستان، هندوستان و... نیز دو مرکز لرزه‌نگاری داشتند. دکتر حسابی پس از ایجاد این پایگاه‌ها به فکر راه‌اندازی رشته ژئوفیزیک در ایران افتاد و من را که در آن زمان فارغ‌التحصیل دوره‌لیسانس بودم برای تحصیل در رشته زلزله‌شناسی به خارج از کشور فرستاد. در سال 48 به ایران بازگشتم؛ در آن زمان به فکر توسعه شبکه لرزه‌نگاری در کشور افتاده بودند و هنوز بحث آموزش در موسسه ژئوفیزیک مطرح نشده بود. عکاشه خاطرنشان می‌کند: رئیس دولت‌اصلاحات بودجه به منظور خرید پایگاه‌های بیشتر لرزه‌نگاری در اختیار ما گذاشت و پایگاه‌های لرزه‌نگاری را در کشور افزایش دادیم. در حال حاضر 18 شبکه لرزه‌نگاری در کشور و 125 پایگاه لرزه‌نگاری در کشور داریم، در حالی که کشور نیازمند بیش از 200 پایگاه لرزه‌نگاری است. او می‌افزاید: باتوجه به مساحت کشور، رشته‌‌کوه‌ها و مناطق زلزله‌خیزی مانند زاگرس و البرز، آذربایجان و خراسان، چابهار تا بندرعباس و شرق کشور و اینکه کشور زلزله‌خیزی با جمعیت 80 میلیونی داریم؛ همگی شهرها در برابر زلزله آسیب‌پذیرند. عکاشه تاکید می‌کند: ما باید ایمان داشته باشیم زلزله آدم می‌کشد، خانه خراب می‌کند و این زلزله زیرپای ما است! بر این مسائل تاکید زیاد دارم، زیرا معتقدم مسئولان به آنها اعتقادی ندارند. با نگاهی به میزان سرمایه‌گذاری کشورهای همسایه مانند ترکیه در زمینه مقابله با زلزله در‌می‌یابیم چه قصورهایی در ارتباط با نحوه برخورد با زلزله داشته‌ایم. گستردگی شبکه‌کنونی لرزه‌نگاری کفاف احتیاج کشور را نمی‌دهد. فراموش نکنیم زلزله با هستی انسان‌ها در ارتباط است؛ اگر من سمتی در توزیع‌بودجه داشته باشم بیشترین بودجه را به ایجاد پایگاه‌های لرزه‌نگاری در کشور اختصاص می‌دهم. برای مثال زلزله در شهر پرجمعیت تهران و باتوجه به میزان وسعت آن بیش از 12‌میلیون نفر کشته برجا می‌گذارد. او می‌افزاید: باید به مردم در زمینه مقاوم‌سازی خانه‌ها آموزش داد، آنها باید بدانند خانه‌هایشان را در زمین سخت ایجاد کنند. دولت باید به آنها به‌منظور مقاوم‌سازی و بهسازی خانه‌هایشان بودجه بدهد. زلزله آدم می‌کشد چون خانه‌ها و زمین آنها مشکل‌دار هستند و اگر خانه‌ای مقاوم ساخته شود در اثر زلزله خراب نمی‌شود. عکاشه خاطرنشان می‌کند: فعالیت گسترده مراکز لرزه‌‌نگاری به مسئولان این حقیقت را اثبات می‌کند که زلزله پدیده‌ای زیرزمینی است،اما اگر خانه روی زمین مناسب با چارچوب مقاوم ساخته شود، خراب نمی‌شود. از سوی دیگر مردم نیز باید به خانه نه به‌عنوان یک سرپناه بلکه تحت‌عنوان محلی برای زندگی فکر کنند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.