انتخاب تاریخ:   /  /   
ارسال سوژه کانال تلگرام اینستاگرام سالنامه آرمان منتشر شد نخستین کنگره بزرگداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آرمان ملی شماره 63 آرمان ملی شماره 62 برلیان نت
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
آبیاری اراضی کشاورزی جنوب تهران با آب آلوده
لزوم تعیین تکلیف سریع گود برج میلاد/ عمر مفید مقاوم‌سازی گود تمام شده است
کاهش دما در نوار شمالی کشور/ وزش باد در تهران
ایجاد آرامش نسبی در بحث آب شرب شهری آبادان/ نگرانی در مورد آب شرب روستاها ادامه دارد
آماده‌باش پلیس فرودگاه‌ برای سفر 86 هزار حاجی/ کاهش اقلام دارویی ممنوعه حجاج به 10 قلم
اجرای 2 طرح ترافیکی ویژه از فردا در پایتخت/ ممنوعیت ورود موتور و کامیون به تونل‌های شهری
باقی‌مانده مزارع تهران در خطر نابودی هستند/زباله‌سوزی و تخلیه ۳۰۰ تن زباله در منطقه مسکونی
هیات رییسه فراکسیون امید دوشنبه با رئیس‌جمهور دیدار می‌کنند/ ترمیم کابینه از محورهای دیدار با روحانی است
شین‌آبادی‌ها کتاب زندگی‌شان را می نویسند/ این دختران هنوز کارت ملی ندارند
مربی منحرف دستگیر شد
پلیس ‌امنیت هشدار داد
تجمع دانش‌آموزان شین‌آبادی مقابل نهاد ریاست‌جمهوری
مطالعات آزمایشگاهی "داروهای شیمی‌درمانی تولید داخل" مبهم است/داروی سرطان اثر نکند، بیمار می‌میرد
هزاران چابهاری بدون آب و برق، لابلای کپرها و تایرها روزگار می‌گذرانند/بی‌عدالتی بیداد می‌کند
نامه محرمانه شورا به شهرداری و اعلام لیست متخلفان برج باغ‌ها
قصور در طراحی محیط شهری و افزایش جرم
کارتن خوابی از نوع بیمارستانی/حاشیه های دو بیمارستان شلوغ پایتخت
هشدار پلیس امنیت به اراذل و اوباشی که در فضای مجازی کُری می‌خوانند/ تعداد عملیات‌های دستگیری اراذل در مناطق مرکزی تهران بیشتر است
گرد و خاک در تهران و 9 استان دیگر/ بارش باران در 5 استان
خطر بسته شدن پنجره جمعیتی در ایران تا 15 سال آتی/ کاهش تعداد موالید در 2 سال اخیر
شهرداری‌ها سررشته فساد در بین ادارات کشور
وارد شدن روزانه 64میلیون لیتر پساب هرمزگان به دریا / خشک شدن باغات میناب وخالی شدن روستاها در اثر خشکسالی/ مسئولان درباره حضور صیادان چینی درخلیج فارس اطلاعات دقیق نمی‌دهند
وضعیت «دارو» در زمان تشدید تحریم ها/ دانشگاه‌ها دارو ذخیره کنند
یک سوم اتباع بیگانه ساکن تهران هستند/کودکان کار را از بنگلادش و پاکستان به ایران می‌آورند/ هشدار نسبت به ورود گسترده مهاجران بنگلادشی به کشور
همه فيلترينگ را دور مي‌زنند
کنکور ۹۸ کلید خورد/نظر سه گانه آموزش و پرورش، وزارت علوم و مجلس
هشدار جدی نسبت به "افزایش کانون‌های گرد و غبار جدید" در کشور/ بدون ملاحظه سیاسی ضعف‌ها را برطرف کنیم
کاری نکنیم که مردم دنبال آزادی در سفرهای خارجی باشند/تفریحات خارج از عرف در شهرک‌های شمالی کشور شایعه است/پلیس همه‌جا هست/چرا فکر می‌کنیم همه فاسدند
"نداریم" پاسخ ممتدِ متصدیان داروخانه به بیماران سرطانی
فرونشست ۴ منطقه جنوب‌ تهران را تهدید می‌کند/خطوط ریل ورامین و لوله‌های نفت در معرض آسیب و تخریب
افزایش ۲۰۰ درصدی قیمت داروی بیماران پیوند کلیه/امتناع بیماران دیالیزی از عمل پیوند بدلیل هزینه‌های کمرشکن دارو
شانس حداقلی ازدواج دهه شصتی‌ها و ازدواج‌های "پیش رس" دهه هشتادی‌ها
آبياري غيرقطره‌اي؛ مطلقا ممنوع!
از خشکسالی تا قاچاق دام، در شیوع طاعون نشخوارکنندگان تاثیر دارند
تذکر به رانندگان تاکسی برای دریافت «کرایه کولر»
هیچ‌ کودکی در ارتباط با مواد مخدر بازداشت نشده است/تشخیص هویت معتادان متجاهر از روی "عنبیه"
هشدار پلیس به شهروندان درباره فروش لیزینگی خودرو و پیش فروش آپارتمان
ایران در عزای‌حادثه سنندج
زنان برابر مردان
توزیع موادمخدر به سمت شبکه های اجتماعی می رود/هشدار به خانواده ها
دهستان‌ها تبدیل به شوره‌زار شده/به داد دریاچه بختگان نرسیدند/آمار بالای سرطان و مرگ ‌میر جاده‌ای در ارسنجان
برده‌داری در جنوبِ تهران/ مهمان‌نوازی از کودکان زباله‌گرد
سد گتوند عامل شوری آب خوزستان
گل و حشیش بیشترین کشفیات موادمخدر دراطراف مدارس/اقدامات پیشگیرانه
هشدار نسبت به پولشویی در سایت‌های شرط‌بندی/بیش از ۲۰۰ حساب مرتبط با ۱۰۰ سایت قمار و شرط‌بندی مسدود شد
تشکیل ۲۶ هزار پرونده تخلف در کمیسیون ماده ۱۰۰در عرض دو سال
چالش های ۳۱ هزار بیمار دیالیزی در کشور/نمی خواهند پیوند کلیه شوند
احضار شاخ‌های اینستاگرام به پلیس فتا
حل بحران زباله با سرمایه‌گذاری
احضار "شاخ‌های اینستاگرام" به پلیس فتا/اطلاع مجرمان حرفه‌ای از رمز‌های پیش‌فرض وای فای خانگی
بیشتر
کد خبر: 81578 | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۲۰ - 10:27
برده‌داری در جنوبِ تهران/ مهمان‌نوازی از کودکان زباله‌گرد

برده‌داری در جنوبِ تهران/ مهمان‌نوازی از کودکان زباله‌گرد

قانون کار از اتباع غیرقانونی حمایت نمی‌کند و کارفرمایان هم از حقوق شهروندی آنها را محروم کرده‌اند. به همین دلیل کودکان زباله‌گرد نیروی کار ارزان محسوب می‌شوند و پیمانکاران شهرداری ترجیح می‌دهند آنها را نبینند.

آرمان- به گزارش آرمان به نقل از  ایلنا، عبدالله ۱۸ سال و فتح الله ۱۶سالش بود. اما نه چهره‌ی آنها و نه دست‌های پر پینه‌شان شبیه به ۱۶ -۱۸ساله‌ها بود. دنیای ۱۸سالگی عبدالله، نه کلاس کنکور داشت، نه دانشگاه و نه رویای‌های پر آب‌وتاب آینده. کارگران روزمرد مرکز بازیافت زباله بودند و دغدغه‌های روزمره‌شان، بیرون کشیدن نان خود و خانواده‌شان از میان انبوه زباله‌های تهران شده بود. چشم‌های سبز فتح الله در میان چهره‌ی آفتاب سوخته و تیره‌اش برق می‌زد، با این حال  پلک‌های افتاده‌اش از کابوس‌هایی که در بیداری هر روز می‌دید، روایت می‌کرد.

۴ کیلومتر مانده بود تا به مرکز بازیافت برسیم اما بوی تعفنی که در فضا بود، چیز دیگری می‌گفت. آفتاب تند ظهر تابستان و بوی تپه‌های زباله حتی از آن فاصله نفس کشیدن را سخت می‌کرد. هرچه نزدیک‌تر می‌شدیم شدت بو بالا می‌رفت و هجمه مگس‌ها آزاردهنده‌تر می‌شد. تمامی این‌ها و بی‌روح و بی‌رنگ بودن منطقه مسکونی کهریزک، تهران را برایت عجوزه‌ای می‌کند که آن بالا چهره‌اش را به رنگ و لعاب؛ بزک می‌کنند غافل از اینکه تهران این پایین هر ثانیه با درد و رنج چه می‌زاید.

مهمان‌نوازی از زباله‌گردها

فتح‌الله نزدیک به دو ماه می‌شد که از قندهار به تهران آمده بود. هنوز نمی‌توانست فارسی را خوب صحبت کند. برای همین عبدالله، زبانش شد. دو هم‌خانه‌ای که  بیش از نیمی از روز را کارگران مرکز بازیافت زباله می‌شدند و مابقی روز نگهبان یک گلخانه در کهریزک بودند. نوبتی شب‌‌ها هم شیفت می‌دادند.

عبدالله می‌گوید: دو هفته پیش نگهبان نمی‌گذاشت فتح‌الله به خاطر اینکه افغانستانی‌ست، وارد مرکز بازیافت شود. فقط فتح‌الله نبود. خیلی از بچه‌ها را دستبند فلزی زدند. بچه‌ها تمام روز در حیاط بودند. هرازگاهی از این کارها می‌کنند. بعضی وقت‌ها هم پلیس می‌آید و ما را به مجبور می‌کند به افغانستان برگردیم. ولی ما باز سه میلیون می‌دهیم و به ایران برمی‌گردیم. آخر کشور ما چیزی برای زندگی کردن ندارد.

دو هفته پیش فتح‌الله را تصور کردم. دستبندهای فلزی که در غربت به دستش بسته‌ شده و مادر و پدری که نبودند تا حامی‌اش باشند. آن دستبندها و بوی زباله‌ها در فضای باز، با مغز استخوان و روح ۱۶ساله‌اش چه کرد‌ه‌اند؟

 عبدالله می‌گوید: ما از ساعت ۸ صبح تا ۶ عصر اینجا پلاستیک‌ها را جمع می‌کنیم. کوچکترین‌مان ۱۳ سال دارد. بعضی از بچه‌ها به خاطر مریضی‌هایی که می‌گیرند، می‌میرند. من دو سال است که اینجا کار می‌کنم اما باز بعضی وقت‌ها نگهبان نمی‌گذارد به داخل مرکز بازیافت بروم‌. من و بچه‌های شبیه به من؛ از دیوار بالا می‌رویم و داخل می‌شویم.

زیر گوش شهرداری تهران، نوجوانانِ اتباع توسط پیمانکاران به‌کار گرفته می ‌شوند. این درحالی‌ست که قانون کار ایران اتباع غیرقانونی را در محیط کار پوشش نمی‌دهد. حداقل قانون قابل اجرا حق شهروندی است. با این حال این نوجوانان از حداقل حقوق شهروندی هم  محرومند.

شرایط کاری کودکان زباله‌گرد با توجه به سن و سالشان، عدم تهیه‌ی وسایل بهداشتی مورد نیاز از طرف پیمانکار، ساعت کاری بیش‌ازحد معمول و از همه مهم‌تر رفتار نامناسب با کودکان زباله‌گرد مشغول در مراکز بازیافت، بی‌شباهت به برده‌داری‌های سده‌های ۱۷ تا ۱۹ آمریکا نیست.

کارفرما به کارگران روزانه ۳۶ هزار تومان دستمزد در ازای ۱۰ ساعت کار سخت می‌دهد. به بهانه‌ی روزمزد بودن و نداشتن کارت هویت با کارگران قرارداد نمی‌بندد. برای همین هیچ‌کس آنجا حتی با وجود داشتن کار سخت بیمه نمی‌شود. نداشتن بیمه‌های درمانی درحالی‌ست که کارگران بازیافت روزانه ممکن است بر اثر گاز گرفتن حیوانات موزی مانند موش به کزار یا به دلیل «خراش‌های پوستی» با سرنگ‌های خونی به ایدز مبتلا شوند. کارگران حاضر در مرکز بازیافت به دلیل شرایط زندگی نامساعد هر روزِ هفته کار می‌کنند. این شرایط کاری، بدن‌های کوچک کودکان زباله‌گرد را تحلیل می‌برد.

عبدالله می‌گوید: کارفرما به ما هر ماه یک دستکش می‌دهد ولی ماسک نمی‌دهد. اگر دستکش پاره شود، تا ماه بعد دستکش نداریم. یک روزهایی به ما می‌گویند بو می‌دهی، کفشت پاره است، بچه‌ای، ریش داری. با این‌ها بهانه می‌آورند تا نگذارند داخل شوم.

پاسکاری زندگی زباله‌گردها در بین سازمان‌ها

این مراکز زیر نظر شهرداری است اما شهرداری خودش به طور مستقیم وارد عمل نمی‌شود و آن را به دست پیمانکار سپرده است. به همین دلیل مسوولیتی هم در مقابل کودکان زباله‌گرد و شرایطی که بر آن‌ها تحمیل می‌شود، نمی‌پذیرد و زندگی پردرد این کودکان در بین شهرداری و پیمانکاران مدام دست به دست می‌شود. با تمام شواهدی که حاکی از بیماری‌های سخت و حتی مرگ برخی از این کودکان به دلیل کار در این محیط‌هاست. از سوی دیگر وزارت بهداشت به وضعیت بهداشت و سلامتشان رسیدگی نمی‌کند..

محیط‌های بازیافت زباله برای این کودکان تجربیات روزانه‌ی پرخشم و خشونتی را ایجاد می‌کند؛ کودکان و نوجوانانی که در سن رشد و هویت‌یابی هستند. این «محیط رشدی» گاهی آن‌ها را در کنار خطرهای زیستی و بهداشتی یا به افسردگی و اضطراب مبتلا می‌کند و گاه تمام خشونت تجربه‌شده به‌صورت‌های گوناگون دربزرگسالی آن‌ها به جامعه بازمی‌گردد. جامعه‌ای که با یک برچسب بزهکار و اوباش، کار را خاتمه می‌دهد.

زیر چشم بچه‌ها هاله‌ی سیاه؛ خط انداخته بود. کابوس‌های شبانه عبدالله و فتح‌الله یک شبه تعبیر شده بود. در جنگ‌های افغانستان یک کودک در جان هر دو نفرشان کشته شده بود. حالا هر دو مردی بالغ بودند که از دنیای بزرگترها، ترس و رنج دمادم را بر پیشانی نشان داشتند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.