انتخاب تاریخ:   /  /   
ارسال سوژه کانال تلگرام اینستاگرام سالنامه آرمان منتشر شد نخستین کنگره بزرگداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آرمان ملی شماره 63 آرمان ملی شماره 62 برلیان نت
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
از کوزه شکستن تا قاشق‌زنی برای مُشتلق
«بازار نوروز» در قبضه دستفروشان
ورود وزارت کشور به تخلفات ساخت‌وساز در منطقه لواسات/تشکیل گروه بازرسی برای پایش فعالیت‌های عمرانی/ برخورد شدید با مسئولانی که اهمال‌کاری کرده‌اند
آموزش به دانش‌آموزان در خانه، خلاف قانون است/ برخورد انتظامی با مراکزی که نرفتن دانش‌آموزان به مدرسه را تبلیغ می‌کنند
رونق سفرهاي درون استاني به جاي خارجي
احتمال نهایی‌شدن حداقل دستمزد ۹۸ در نشست فردا قوت گرفت
دی‌اکسید گوگرد، آلودگی غالب در عسلویه/ منشا آلودگی‌ پالایشگاه‌ها هستند/ علت مسمومیت کارگران در دست بررسی است
خصوصی‌سازی با اخراج کارگران معنا ندارد/ به تخلفات بنگاه‌های واگذار شده باید رسیدگی شود
زور محیط زیست به میلیاردرهای برج ساز در باغ‌های تهران می‌رسد؟
واکنش مهماندار به ویدئو نزاع مامور راهور در بزرگراه
لایه‌های پنهان موانع حفاظت از اراضی ملی
چرا در آخرین هفته سال، هنوز تکلیف دستمزد مشخص نشده است؟!
افزایش ۴۰۰ هزار تومانی دستمزد، حداقل و بی‌تاثیر در سفره کارگران
ایجاد بانک اطلاعاتی از اراذل و اوباش پایتخت
طرح اصلاحات پارامتریک تامین اجتماعی سراپا تقلب است/ سال سختی پیش‌رو داریم/ باید برای انتخابات آماده شویم
تهیه «سبد نوروزی کالا» برای خانواده‌های کودکان کار و خیابان
آمار تکاندهنده مصرف لوازم آرایشی در ایران
دستورالعمل آموزش و پرورش به مدارس در خصوص چهارشنبه آخرسال
افزایش خیانت در روابط زناشویی
حتی در دوره‌های رونق نیز به تامین نیازهای اساسی کارگران و خانواده‌هایشان توجه نشد/ جامعه کارگری به تنهایی از قدرت لازم برای چانه‌زنی برخوردار نیست
بازي‌هاي سياسي باغات تهران را از بين برد
رایگان شدن روادید برای سفر به عراق از سال آینده/اعلام هزینه سفر نوروزی به عتبات
گسترش تولید دارو با پلاسمای ایرانی/تاسیس کارخانه تولید کیسه خون
نشاط اجتماعی، نیاز فراموش شده
حمایت سفیر صلح جهانی از نخبگان
بودجه انسداد مرزها را هنوز دریافت نکرده‌ایم
افزایش ۴۰۰هزار تومانی «حقوق‌»ها مشمول مستمری‌بگیران تامین‌اجتماعی می‌شود؟
جنگل خواري شمال متوقف نمي‌شود؟
مخالفت شدید نمایندگان مجلس با مجوز شورای شهر تهران برای تخریب ۶۲ باغ/ مجلس ساخت برج‌باغ را ممنوع اعلام کند
ثبت 83 میلیون تخلف رانندگی و یک میلیون جرم در سال 97
۳۰۰ دشت ایران تحت تاثیر فرونشست قرار دارند
افزایش حقوق کارگران نباید کمتر از مصوبه مجلس باشد/ باید افزایش خوبی در دستمزد صورت بگیرد
توضیحات شهردار درباره اجاره ساعتی اتاق به معتادان در شوش، مولوی و هرندی/ کمیته امداد باید خانواده‌های مستضعف را شناسایی و حمایت کند
در ابلاغیه دولت درباره اسقاط موتورهای فرسوده خطا شده است؟
خالی بودن سفره ۹۳ هزار خانوار کارگری در ایام نوروز اتفاق بدی است/ دولت از محل بودجه عمومی معوقات را بپردازد
با حذف پست قائم‌مقامی در شهرداری ۷۰ نفر جایابی می‌شوند/نمی‌توانیم افراد را حذف کنیم/قائم‌مقام‌ها به جاهای خالی منتقل می‌شوند
نوبت‌دهی اینترنتی در بیمارستان‌ها از سال آینده
عوارض خانه تکانی را جدی بگیرید
فاتحه باغ‌های تهران را بخوانیم
پرداخت «سبد کالا» ۲۰۰ هزار تومانی به مددجویان تاپایان سال
هشدار پلیس درباره چهارشنبه آخر سال
مُهر محرمانه بر تخلفات دوره پیشین مدیریت شهری/ شورا هم از گزارش به مردم منع شد/ بانک شهر شریک تخلفات شهرداری
اولتیماتوم وزارت علوم به ۷۲ مرکز آموزش عالی بی‌کیفیت/تمامی مراکز زیرتیغ نظارت
هشدار درباره استفاده از وای‌فای رایگان هتل‌ها و مسافرخانه‌ها در ایام تعطیلات/ تورهای تقلبی در کمین مسافران
آماده‌باش پلیس در چهارشنبه‌سوری/دستگیری ٢٨٠ تن از اراذل و اوباش پایتخت
عفو و تخفیف مجازات ۷۹هزار زندانی در ادامه اجرای عفو گسترده محکومان
بازارداغ جراحی‌های زیبایی دم عید
روند کُند مذاکرات دستمزد ۹۸/فرصت ۱۵ روزه وزارت کار برای تعیین مزد
واکنش آموزش و پرورش به تحصن معلمان/ شرمنده خدمات، تلاش‌ها و کرامت فرهنگیان هستیم
فعالیت سامانه ملی «فرزندخواندگی» از سال آینده + جزئیات
بیشتر
کد خبر: 81578 | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۲۰ - 10:27
برده‌داری در جنوبِ تهران/ مهمان‌نوازی از کودکان زباله‌گرد

برده‌داری در جنوبِ تهران/ مهمان‌نوازی از کودکان زباله‌گرد

قانون کار از اتباع غیرقانونی حمایت نمی‌کند و کارفرمایان هم از حقوق شهروندی آنها را محروم کرده‌اند. به همین دلیل کودکان زباله‌گرد نیروی کار ارزان محسوب می‌شوند و پیمانکاران شهرداری ترجیح می‌دهند آنها را نبینند.

آرمان- به گزارش آرمان به نقل از  ایلنا، عبدالله ۱۸ سال و فتح الله ۱۶سالش بود. اما نه چهره‌ی آنها و نه دست‌های پر پینه‌شان شبیه به ۱۶ -۱۸ساله‌ها بود. دنیای ۱۸سالگی عبدالله، نه کلاس کنکور داشت، نه دانشگاه و نه رویای‌های پر آب‌وتاب آینده. کارگران روزمرد مرکز بازیافت زباله بودند و دغدغه‌های روزمره‌شان، بیرون کشیدن نان خود و خانواده‌شان از میان انبوه زباله‌های تهران شده بود. چشم‌های سبز فتح الله در میان چهره‌ی آفتاب سوخته و تیره‌اش برق می‌زد، با این حال  پلک‌های افتاده‌اش از کابوس‌هایی که در بیداری هر روز می‌دید، روایت می‌کرد.

۴ کیلومتر مانده بود تا به مرکز بازیافت برسیم اما بوی تعفنی که در فضا بود، چیز دیگری می‌گفت. آفتاب تند ظهر تابستان و بوی تپه‌های زباله حتی از آن فاصله نفس کشیدن را سخت می‌کرد. هرچه نزدیک‌تر می‌شدیم شدت بو بالا می‌رفت و هجمه مگس‌ها آزاردهنده‌تر می‌شد. تمامی این‌ها و بی‌روح و بی‌رنگ بودن منطقه مسکونی کهریزک، تهران را برایت عجوزه‌ای می‌کند که آن بالا چهره‌اش را به رنگ و لعاب؛ بزک می‌کنند غافل از اینکه تهران این پایین هر ثانیه با درد و رنج چه می‌زاید.

مهمان‌نوازی از زباله‌گردها

فتح‌الله نزدیک به دو ماه می‌شد که از قندهار به تهران آمده بود. هنوز نمی‌توانست فارسی را خوب صحبت کند. برای همین عبدالله، زبانش شد. دو هم‌خانه‌ای که  بیش از نیمی از روز را کارگران مرکز بازیافت زباله می‌شدند و مابقی روز نگهبان یک گلخانه در کهریزک بودند. نوبتی شب‌‌ها هم شیفت می‌دادند.

عبدالله می‌گوید: دو هفته پیش نگهبان نمی‌گذاشت فتح‌الله به خاطر اینکه افغانستانی‌ست، وارد مرکز بازیافت شود. فقط فتح‌الله نبود. خیلی از بچه‌ها را دستبند فلزی زدند. بچه‌ها تمام روز در حیاط بودند. هرازگاهی از این کارها می‌کنند. بعضی وقت‌ها هم پلیس می‌آید و ما را به مجبور می‌کند به افغانستان برگردیم. ولی ما باز سه میلیون می‌دهیم و به ایران برمی‌گردیم. آخر کشور ما چیزی برای زندگی کردن ندارد.

دو هفته پیش فتح‌الله را تصور کردم. دستبندهای فلزی که در غربت به دستش بسته‌ شده و مادر و پدری که نبودند تا حامی‌اش باشند. آن دستبندها و بوی زباله‌ها در فضای باز، با مغز استخوان و روح ۱۶ساله‌اش چه کرد‌ه‌اند؟

 عبدالله می‌گوید: ما از ساعت ۸ صبح تا ۶ عصر اینجا پلاستیک‌ها را جمع می‌کنیم. کوچکترین‌مان ۱۳ سال دارد. بعضی از بچه‌ها به خاطر مریضی‌هایی که می‌گیرند، می‌میرند. من دو سال است که اینجا کار می‌کنم اما باز بعضی وقت‌ها نگهبان نمی‌گذارد به داخل مرکز بازیافت بروم‌. من و بچه‌های شبیه به من؛ از دیوار بالا می‌رویم و داخل می‌شویم.

زیر گوش شهرداری تهران، نوجوانانِ اتباع توسط پیمانکاران به‌کار گرفته می ‌شوند. این درحالی‌ست که قانون کار ایران اتباع غیرقانونی را در محیط کار پوشش نمی‌دهد. حداقل قانون قابل اجرا حق شهروندی است. با این حال این نوجوانان از حداقل حقوق شهروندی هم  محرومند.

شرایط کاری کودکان زباله‌گرد با توجه به سن و سالشان، عدم تهیه‌ی وسایل بهداشتی مورد نیاز از طرف پیمانکار، ساعت کاری بیش‌ازحد معمول و از همه مهم‌تر رفتار نامناسب با کودکان زباله‌گرد مشغول در مراکز بازیافت، بی‌شباهت به برده‌داری‌های سده‌های ۱۷ تا ۱۹ آمریکا نیست.

کارفرما به کارگران روزانه ۳۶ هزار تومان دستمزد در ازای ۱۰ ساعت کار سخت می‌دهد. به بهانه‌ی روزمزد بودن و نداشتن کارت هویت با کارگران قرارداد نمی‌بندد. برای همین هیچ‌کس آنجا حتی با وجود داشتن کار سخت بیمه نمی‌شود. نداشتن بیمه‌های درمانی درحالی‌ست که کارگران بازیافت روزانه ممکن است بر اثر گاز گرفتن حیوانات موزی مانند موش به کزار یا به دلیل «خراش‌های پوستی» با سرنگ‌های خونی به ایدز مبتلا شوند. کارگران حاضر در مرکز بازیافت به دلیل شرایط زندگی نامساعد هر روزِ هفته کار می‌کنند. این شرایط کاری، بدن‌های کوچک کودکان زباله‌گرد را تحلیل می‌برد.

عبدالله می‌گوید: کارفرما به ما هر ماه یک دستکش می‌دهد ولی ماسک نمی‌دهد. اگر دستکش پاره شود، تا ماه بعد دستکش نداریم. یک روزهایی به ما می‌گویند بو می‌دهی، کفشت پاره است، بچه‌ای، ریش داری. با این‌ها بهانه می‌آورند تا نگذارند داخل شوم.

پاسکاری زندگی زباله‌گردها در بین سازمان‌ها

این مراکز زیر نظر شهرداری است اما شهرداری خودش به طور مستقیم وارد عمل نمی‌شود و آن را به دست پیمانکار سپرده است. به همین دلیل مسوولیتی هم در مقابل کودکان زباله‌گرد و شرایطی که بر آن‌ها تحمیل می‌شود، نمی‌پذیرد و زندگی پردرد این کودکان در بین شهرداری و پیمانکاران مدام دست به دست می‌شود. با تمام شواهدی که حاکی از بیماری‌های سخت و حتی مرگ برخی از این کودکان به دلیل کار در این محیط‌هاست. از سوی دیگر وزارت بهداشت به وضعیت بهداشت و سلامتشان رسیدگی نمی‌کند..

محیط‌های بازیافت زباله برای این کودکان تجربیات روزانه‌ی پرخشم و خشونتی را ایجاد می‌کند؛ کودکان و نوجوانانی که در سن رشد و هویت‌یابی هستند. این «محیط رشدی» گاهی آن‌ها را در کنار خطرهای زیستی و بهداشتی یا به افسردگی و اضطراب مبتلا می‌کند و گاه تمام خشونت تجربه‌شده به‌صورت‌های گوناگون دربزرگسالی آن‌ها به جامعه بازمی‌گردد. جامعه‌ای که با یک برچسب بزهکار و اوباش، کار را خاتمه می‌دهد.

زیر چشم بچه‌ها هاله‌ی سیاه؛ خط انداخته بود. کابوس‌های شبانه عبدالله و فتح‌الله یک شبه تعبیر شده بود. در جنگ‌های افغانستان یک کودک در جان هر دو نفرشان کشته شده بود. حالا هر دو مردی بالغ بودند که از دنیای بزرگترها، ترس و رنج دمادم را بر پیشانی نشان داشتند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.