انتخاب تاریخ:   /  /   
ارسال سوژه کانال تلگرام اینستاگرام سالنامه آرمان منتشر شد نخستین کنگره بزرگداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آرمان ملی شماره 63 آرمان ملی شماره 62 برلیان نت
فرهنگ و هنر
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
دوران کم‌کاری «حامد کمیلی» تمام می شود؟
«سرگذشت ندیمه» با انتخاب ترامپ اتفاق افتاد
صدای ماندگار دیگری به خاک سپرده شد
کنگرانی و مرگی که حسرت داشت
پیگیری‌های بی‌نتیجه
باهم این قصر بشکوه سخن پارسی را پی نهاده‌ایم
سوء‌تفاهم بود
کسی نمی‌تواند معتمدی را به بهانه اجرای زنده ممنوع‌الفعالیت کند/پلی‌بک توهین به مخاطب است
از شلمچه تا تهران؛ پرچم آرمانگرایی همچنان برافراشته است
حسین عرفانی درگذشت
تنها صداست که می ماند!
مرگ، فلسفه و ادبیات در عصر پسا‌معنا
از خودمان شروع کنیم
مردی که با لبخند رفت
دلایل امنیتی و محرمانه بودن اطلاعات باستان‌شناسی در ایران/حتی نمی‌توانیم DNA باستانی را در داخل کشور استخراج کنیم/بیشتر کشفیات اتفاقی است
«رگ خواب» بهترین فیلم شد
نوشتن، پرسشگری بی‌پایان از زندگی است
روایت ریحانه پارسا از حواشی فضای مجازی/ باید هوای نسل ما را داشت
وضعیت ادبیاتمان بحرانی اما امیدوارکننده است
تفاوت فرهنگی یا جدال فرهنگی؟
موسیقی ایرانی را خواننده‌محور کرده‌اند
به فرهنگ چندصدایی و دموکراتیک باور بیاوریم
به‌دنبال شکایت از صداوسیما هستم
تیراژ روزنامه‌های کشور به روایت دکه‌داران
بازیگرانی که از فرط جراحی میمیک ندارند!
به دنبال شکایت از صداوسیما هستم/دارند زور می‌گویند/چهل سال است هیچ حق و حقوقی از رسانه ملی نگرفته‌ام
می‌دانستم این کتاب به عنوان یک سند جای خود را باز می‌کند
اکران نوروزی «فیلشاه» توفیقی برای سینمای کودک بود
انسان علیه انسان
اسپانسر به سریال‌های تلویزیون لطمه می‌زند
برای «ویلایی‌ها» خوشحالم
اثر ادبی باید راست‌ترین دروغ باشد
«بدون تاریخ بدون امضا» جوایز را درو کرد
صداهایی که خاموش شدند ...
این یک نقطه عطف اجتماعی است
موفقيت از شكست سخت‌تر است
پایان جشن سینما با رکوردداری «بدون تاریخ، بدون امضاء»
موسیقی خیلی جدی نمی‌تواند در خیابان اجرا شود
نباید باعث تخریب روان سینماگران شویم
نگذاشتند درباره‌ «ایدز» فیلم بسازم
کنسرت خیابانی دردی از مردم دوا نمی‌کند
هرگز فراموش نکنید که ظلم سقوط می‌کند!
۲ سیمرغ از جشنواره طلب دارم
چرا ناصر چشم‌آذر نتوانست مجوز بگیرد ولی مهران مدیری توانست؟/آیا تنها اجازه گرفتن از سرفراز کفایت می‌کرد؟
سینما دریچه تازه‌ای برای‌ من باز کرد
ادبیات داستانی؛ صدای زنان ایرانی
به زیبایی عروسک‌ها ببخشایید
خنداننده‌شو قطعا از کانال‌های مربوطه عبور داده می‌شود/اگر برنامه‌ای خط قرمزها را رد کند، به‌جایی برنمی‌خورد/حرف زدن از مشکلات، مردم را آرام می‌کند
مهران مدیری: اوضاع مملکت طوری است که فقط خودمان باید به داد خودمان برسیم
مردی که هنر کسب و کارش نبود
بیشتر
کد خبر: 82967 | تاریخ : ۱۳۹۷/۶/۷ - 11:28
نگذاشتند درباره‌ «ایدز» فیلم بسازم
تهمینه میلانی:

نگذاشتند درباره‌ «ایدز» فیلم بسازم

آرمان- درباره ایدز ۶ فیلمنامه نوشتم که مانع از ساخت آن شدند. توجیه‌شان هم این بود که قبح آن می‌ریزد. کارگردان فیلم سینمایی «سوپراستار» با انتقاد از اینکه در حوزه سلامت اجتماعی حمایتی از سینما نمی‌شود، معتقد است: در کل مسئولان ما به سلامت و روان جامعه اهمیت چندانی نمی‌دهند. تهمینه میلانی فیلمسازی است که معروف است از نخستین ساخته‌های خود، همواره دغدغه سلامتی جسمی و روانی زنان را در ذهن داشته است و تا به امروز دو بار جایزه جشنواره سلامت را از آنِ خود کرده است، در ادامه گفت‌وگوی ایسنا با این کارگردان را می‌خوانید.

خانم میلانی، به نظر شما آیا سینما می‌تواند فارغ از هشداردهی و نشان دادن معضلات حوزه سلامت فردی و عمومی، به بیان راهکار در این حوزه نائل آید و به‌طور کلی، در حوزه سلامت نقشی تعیین کننده‌ای داشته باشد یا اینکه فقط می‌تواند راوی مشکلات باشد؟

من سال‌ها در حوزه سلامت روانی زنان کار کرده‌ام و به همین دلیل می‌گویم سینمای ایران نمی‌تواند راهکاری ارائه دهد. تلاش‌های ما به قیمت جان‌کندن ما تمام می‌شود. ما با پول خودمان این کار را می‌‌کنیم که سرآخر هم به توقیف و تحقیر فیلم می‌انجامد. همین فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» که جایزه جشنواره سلامت را گرفت، نتوانست در جشنواره فجر راه پیدا کند، در واقع اجازه ندادند که حضور پیدا کند. خب این مشخص می‌کند که فضا کاملا سیاسی است. اینجاست که مشخص می‌شود دکترها و متخصصان ما آدم حسابی بودند، چون فهمیدند من دارم درباره چه چیزی حرف می‌زنم. من دو بار جایزه جشنواره سلامت را گرفتم هم برای «آتش بس» و هم برای «ملی و راه‌های نرفته‌اش» اما این اتفاق در جامعه ما اهمیتی ندارد، چون مسئولان ما به سلامت و روان جامعه اهمیتی نمی‌دهند.

بنابراین معتقد هستید نقش سینما تنها یک تلنگر به آسیب‌های فردی و اجتماعی برای مسئولان است؟

الان مگر کودکان کار اهمیت دارند؟ اگر مساله سلامت جامعه برای مسئولان جامعه مهم بود همین الان جلوی کودکان کار را می‌گرفتند. آنان خودشان می‌دانند که بعضی از این بچه‌ها هر شب مورد تجاوز قرار می‌گیرند و این را هم می‌دانند که این بچه‌ها در خیابان بزرگ می‌شوند و چه حرف‌هایی می‌شنوند و چه برخوردهای زشتی را می‌بینند و در نهایت هم به اراذل و اوباش تبدیل می‌شوند. بعدا هم ما آفتابه می‌‌اندازیم گردن‌شان تا درس عبرتی برای سایرین شوند. خب؛ ساده‌ترین راه این است که ما جلوی تمام این اتفاقات بد را در همان شروع کار بگیریم. من می‌توانم همینطوری «آتش بس» بسازم و کلی پول دربیاورم، اما می‌روم و فیلمی مانند «ملی و راه‌های نرفته‌اش» را می‌سازم، چون دارم می‌بینم چه اتفاق فجیعی در جامعه‌ام در حال رخ دادن است. من به شدت نگران آینده این جامعه هستم. از ازدواج سفید بگیرید تا خیانت زنان شوهردار که الان عام و عادی شده است، اما چون فکر می‌کنند آبرو می‌رود، خیلی اذیت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند مسائل اجتماعی باز شود. عنادی وجود دارد که درباره مسائل اجتماعی حرف زده نشود.

پس شما معتقدید نبود حمایت‌ها، پاشنه آشیل بهبود وضعیت سلامت فردی و اجتماعی در ایران است؟

در حال حاضر، تلاش سازمان‌های مردم نهاد است که محیط تا حدودی در سلامت است. یعنی این‌ها هستند که مثلا می‌روند پاک‌سازی محیط انجام می‌دهند و بطری‌ها و پلاستیک‌ها را جمع می‌‌کنند یا اینکه کمپین‌های جلوگیری از تجاوز به کودکان راه می‌اندازند و زنان سرپرست خانوار را حمایت می‌کنند. من با خیلی از آنها کار می‌کنم و می‌دانم حتی یک ریال هم به آنها نمی‌دهند. حال اگر اینها نباشند وضع خیلی خراب‌تر از آن چیزی می‌شود که بخواهیم در موردش فکر کنیم و حرف بزنیم.

به نظر می‌رسد در آن طرف مساله کاستی‌هایی وجود داشته باشد، حالا به این سمت موضوع نگاه کنیم و اینکه آیا مردم و مخاطب با الهام‌گیری از همین فیلم‌های حوزه سلامت، می‌توانند به بهبودی زندگی خود کمک کنند؟ از آن‌رو که تاثیر اشاعه این مساله بر بهبود کلی سلامت اجتماعی کشور دور از ذهن نیست.

به نظر من مردم الهام می‌گیرند. مثلا برای همین فیلم آخر من خیلی از مردها و زنان جوان برای من پیام می‌گذارند. مردها می‌گویند «من شبیه سیامک فیلم هستم و نمی‌دانستم که آخر کارم به اینجا می‌کشد و ممنون از اینکه من را هوشیار می‌کنی؛ یا دختران جوان به من می‌گویند «خوب شد این فیلم را ساختی چون نشانه‌هایی که در فیلم وجود دارد، در نامزدم می‌بینم و می‌فهمم که امکان دارد این زندگی نتیجه مطلوبی نداشته باشد». یا وقتی «آتش بس» را ساختم چقدر دکترها و روانشناس‌ها به من زنگ زدند و تشکر کردند. منظورم قدردانی از خودم نیست اما به من می‌گویند تا پیش از ساخت «آتش بس ۱» که آن را هم در فجر راه ندادند، مردم فکر می‌کردند که فقط دیوانه‌ها باید پیش مشاور بروند. اگر زندگی مدرن امروز تو را از زندگی سنتی دور کرده، عوضش برای تو راهکار گذاشته و آن اینکه برو بنشین و مسائلت را بدون رودربایستی بگو و راه چاره‌ای جست‌وجو کن. خب؛ این یک حرکت است. اما شما ببینید آیا برای این حرکت تشویقی وجود داشته؟ من به شما می‌گویم که هرگز وجود نداشته است. اما ما با باورمان این کار را انجام می‌دهیم. معتقدم آدم‌هایی که شبیه ما فکر می‌کنند در حال نجات جامعه هستند و اگر واقعا به مسئولان سپرده می‌شد، اینجا ویرانه‌ای بیش نبود. البته هستند وزرای خوبی مانند دکتر هاشمی که دست‌شان می‌رسد و می‌آیند فیلم‌هایی که شبیه فیلم‌های ما هست را مورد تشویق قرار می‌دهند.

آیا فیلمنامه یا طرح خاصی در حوزه پزشکی داشته‌اید که موفق به ساخت آن نشده باشید؟

بله، درباره ایدز ۶ فیلمنامه نوشتم که مانع از ساخت آن شدند. توجیه‌شان هم این بود که قبح آن می‌ریزد. حالا این درحالی‌ست که شما می‌بینید ایدز کم هم نشده است.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.