انتخاب تاریخ:   /  /   
ارسال سوژه کانال تلگرام اینستاگرام سالنامه آرمان منتشر شد نخستین کنگره بزرگداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آرمان ملی شماره 63 آرمان ملی شماره 62 برلیان نت
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
اخبار ضد و نقیض از اجرای حکم کرباسچی
مرتضوی در زندان است و به کاری مشغول نشده است
دستاوردهای سفر ظریف به عراق
سهمیه‌بندی بنزین نتیجه بی‌ثباتی اقتصادی
عالم سیاست علم ممکنات
«نبود گفت‌وگو» عامل گرايش به فضاي مجازي
برخي فقط به فكر«بقا» هستند؛ نه كارآمدي
ائتلاف زنان اصلاح‌طلب
نمی‌توانیم با خواست مردم مبارزه کنیم/ فیلترینگ راه‌حل نیست/ دولت برای استفاده مردم از فضای مجازی از آبرویش مایه گذاشته است
شرایط جامعه آماده ورود به فضای انتخاباتی نیست/ نقد مشکلات معیشتی در مسیر منویات باندی مذموم است/ تقویت فرآیند اجماع و ائتلاف اصلاح‌طلبان
چین شریک تجاری قابل اعتمادی برای ایران نیست/ هر لحظه امکان فریب ترامپ از سوی جنگ‌‌طلبان وجود دارد/ تهران به دنبال راهی برای حفظ تعامل با جهان باشد
تشریح جزئیات دستگیری اسماعیل بخشی از سوی دادستان دزفول
بسته حمایتی: فرار از مسئولیت اجتماعی
اروپا در عمل تحت تاثیر آمریکا
معایب و مزایای استانی شدن انتخابات مجلس
یک بام و دوهوای رحمانی فضلی؟!
دلواپسان شيخ‌نور را هدف گرفتند
نقد روحاني، افت سرمايه اجتماعي و آينده اصلاح طلبي
سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها از رایزنی برای تغییر بودجه اجتناب کنند
کشورهایی که مفاسدشان به گرد پای ایران نمی‌رسد هم اقتصاد باز دارند/ ریشه مفاسد در اقتصاد ناکارآمد دولتی است/ نهادهای مچ‌گیری در اینجا چند برابر کشورهای دیگر است
قاچاق، طبقه جدید اقتصادی ایجاد کرده است/ اداره جامعه مدرن با سیستم سنتی امکان‌پذیر نیست/ قاچاق به نام مرزنشینان؛ به کام دیگران
با استانی شدن انتخابات، کسی با ۹ هزار رای وارد مجلس نمی‌شود/ نقش هیات نظارت مجمع مثل مرکز پژوهش‌ها است/قومیت‌ها را به جان یکدیگر نیاندازیم
۱۹ ایراد CFT به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شد
آخرین وضعیت دریافت پول گاز صادراتی ایران از مشتریان
توطئه‌های به‌هم پیوسته
نشست ضد ایرانی ورشو یارگیری جدید واشنگتن
فضای مجازی قابلیت نفی و انکار ندارد
شکست برجام، امنیت اروپا را هم تحت‌الشعاع قرار خواهد داد/ آمریکا اروپا را گروگان خود گرفته است
ابهامات «راننده محوری» در صدور بیمه‌نامه شخص ثالث
آغاز واریز «بسته حمایتی» به حساب بیمه شدگان تامین اجتماعی/ رقم واریزی بنابر بُعد خانوارها
«شكست نشست ورشو» قطعي است
اصلاح‌طلبان مراقب ۱۴۰۰ باشند
معماي حضور مرتضوي؛ نجف يا زندان؟
اگر مذاکره نمی‌کردیم با شرایط بدتری مواجه بودیم/ افراد بدون مطالعه و تجربه درباره مسائل بین‌المللی اظهار نظر نکنند
فساد نتوانسته‌ کل بدنه دولت را آلوده کند/خطر ظهور گفتمان عوام فریب وجود دارد/ برخی محافل بحث شفافیت را مشمول مرور زمان می‌کنند/ ضرورت اجرای بدون تنازل قانون اساسی
مسیرهای گفت‌وگو بین مردم و حاکمیت را مسدود کرده‌ایم/ «شفافیت» جامعه را به سمت سلامت اقتصادی و اخلاقی سوق می‌دهد
پایان برجام برای اروپا حکم فاجعه را دارد/ مداخله آمریکا در خاورمیانه خجالت‌آور است/ واشنگتن مدت‌هاست از قاتل‌ها حمایت می‌کند/ احتمال جنگ هسته‌ای از سوی اسرائیل وجود دارد
۵۰ درصد هواپیماهای کشور فرسوده هستند/ از روسیه و اوکراین هواپیما بخریم
افشاگری فرمانده ناجا از تلاش دشمنان برای بر هم زدن مراسم 22 بهمن
FATF، برای اعمال هرچه بیشتر تحریم‌ها علیه ایران و سایر کشورهاست
اصولگرایان میانه‌رو برای فرار از بن بست‌های افراطی به دامن اصلاحات پناه آورده‌اند/ امثال زاکانی هم ناگزیرند آرام‌آرم به سمت اصلاح‌طلبی حرکت کنند
پشت پرده تعلل در اجرایى شدن ساز و کار ویژه مالی/ آمریکا در نشست ورشو دنبال یارگیرى جنگى و تقسیم هزینه است
به جای انتخابات استانی، دنبال انتخابات حزبی باشیم
قول اروپا قول نیست!
شکست دومین بانوی آهنین انگلیس
مطالبات اصلی ۲۴ میلیون رأی چی شد؟
تبعات چالش‌زایی برای شهردار
شكايت‌هاي زنجيره‌اي توكلي از دولت
انگيزه موسوي خوئيني‌ها در ابهام
روحانی از اصلاح طلبان فاصله می گیرد
بیشتر
کد خبر: 86636 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱۰/۱۷ - 11:21
روایت‌های ایدئولوژیک با گذشت زمان تَرک برمی‌دارند
صادق زیباکلام :

روایت‌های ایدئولوژیک با گذشت زمان تَرک برمی‌دارند

زیباکلام معتقد است که روایت‌های ایدئولوژیک همواره مورد چالش واقع می‌شوند، زیرا بنا بر ضرورت یک روایت سیاه و سفید هستند، حاوی یک ضرورت حق و باطل هستند و در ذیل آن پدیده‌ها در دو پارادایم حق و باطل و نور و ظلمت قرار می‌گیرند و این نگاه شوربختانه در بسیاری از دستگاه‌ها و رویکردهای سیاسی ما نسبت به مسائل مختلف دخیل است.

آرمان- به گزارش آرمان به نقل از ایلنا، مفهومی به نام Deconstruction یا واسازی توسط ژاک دریدا فیلسوف فرانسوی، به معنای تمایل عمومی در به چالش کشیدن خوانش رسمی از مسائل مطرح شد که بر مبنای آن، با گذشت زمان در بنیان‌های عقیدتی و نظری مردم، نسبت به خوانش‌های مرسوم گذشته نوعی رویگردانی یا دست‌کم تشکیک، دیده می‌شود. بر همین اساس در زمان‌های متفاوت، نگاه مردم یک سرزمین، به یک پدیده واحد یکسان نخواهد بود. چالش گالیله با کلیسا و یا ستیز مارتین لوتر با روحانیون سنتی نمونه‌هایی از این «واسازی» بودند. پس از جنگ جهانی دوم، مردم برای نخستین بار صدای امپراتور هیروهیتو را از رادیو شنیدند و باور یک هزاره‌ای مبنی بر «خدا بودن» امپراتور سرزمین آفتاب تابان فروریخت. در ایران نیز با الگوی غلیظ لطیفه‌محور، چند سالی‌ست که مسائل مختلف به چالش کشیده می‌شود. پدیده «واسازی» در تمامی کشورهای مختلف به انحاء گوناگون بروز می‌یابد اما با «صادق زیباکلام» استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در رابطه با بروز این پدیده در ایران گفت‌وگو کرده‌ایم.

چه اتفاقی افتاده که هر سال سوژه‌هایی برای به چالش کشیدن روایت‌ها و قرائت‌های رسمی از مسائل مختلف در کشور ایجاد می‌شود؟

علت این پدیده بسیار ساده است. در کشور ما، رویکردهای ایدئولوژیکی بر همه چیز غلبه دارند. در فضای سیاسی کشور ما بسیاری از نهادها و چهره‌های سیاسی، نسبت به مسائل مختلف دیدگاه‌های خاص ایدئولوژیکی خود را نسبت به مسائل تعمیم می‌دهند و به همین جهت، خوانش رسمی از پدیده‌ها، اتفاقات و مسائل شکل می‌گیرد و تمام جنبه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زندگی ما را دربرمی‌گیرد. برخی از این روایت‌ها درست هستند و مردم هم کاری با این روایات ندارند اما نکته اینجاست که همه این روایات و خوانش‌ها صحیح نیستند! به همین دلیل، همیشه بخشی از این پدیده‌ها به‌طور کامل تشریح نمی‌شود و سپس به همین جهت با روحیه عمومی همخوانی نخواهد داشت و مردم نیز آن را به چالش می‌کشند.

مثال‌هایی برای ملموس‌تر شدن این گزاره، وجود دارد؟ آیا تمامی خوانش‌های رسمی از مسائل در سراسر جهان، به مرور زمان با چالش مواجه خواهد شد؟

ببینید یکی از این قرائت‌های رسمی، قرائت از جنگ است که همواره یک رویکرد یکسویه نسبت به این پدیده در کشورهای درگیر وجود دارد. و یک مسئله‌ای را عنوان می‌کنند و ما در کشاکش‌های پس از آن متوجه می‌شویم که گذشته، آن‌گونه که ما فکر می‌کردیم، نبود.

روایت‌های ایدئولوژیک همواره مورد چالش واقع می‌شوند، زیرا بنا بر ضرورت روایت‌های سیاه و سفید هستند، حاوی یک ضرورت حق و باطل هستند و در ذیل آن پدیده‌ها در دو پارادایم حق و باطل و نور و ظلمت قرار می‌گیرند و این نگاه شوربختانه در بسیاری از دستگاه‌ها و رویکردهای سیاسی ما نسبت به مسائل مختلف دخیل است. البته که این طرز نگاه، به‌هیچ وجه واقع‌بینانه نیست و به مرور زمان واقعیت‌ها آشکارتر خواهند و پرده‌ها از مقابل واقعیت برمی‌افتند. این مسئله باعث می‌شود که بسیاری از تفکرات رسمی جاری در کشور، به چالش کشیده شود؛ مردم، روشنفکران، نخبگان، دانشگاهیان و حوزویان هم می‌توانند چیزی غیر از این روایات را عرضه کنند. بالاخره حاکمیت روایت خودش را از جنبش مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، قیام 15 خرداد، جنگ تحمیلی و مسائل دیگر دارد و این روایت‌ها بخش‌های درست و غلط را با هم دارد و بالاخره ممکن است تاکید بر روی یک خوانش یکسویه، بعدتر باعث ایجاد فشارهای اجتماعی شود. روایت‌های ایدئولوژیک، چون کامل نیستند و با اشکالاتی همراه هستند، با مرور زمان به مشکل می‌خورند. اینکه می‌بینیم قرائت‌های دیگری در رقابت با قرائت‌های رسمی به وجود می‌آید به دلیل ناقص بودن خوانش‌های رسمی از مسائل است.

یعنی مابه‌ازای خارجی در چنین چالش‌های وجود ندارد؟

شما این وضعیت را در هند، چین، ژاپن، انگلستان، فرانسه و کشورهای اسکاندیناوی نمی‌بینید. زیرا در این کشورها، علاوه بر عدم تاکید از سوی دولت‌ها برای تبلیغ قرائت رسمی از مسائل، رسانه‌های آزاد و مستقل نیز وجود دارند که رویکردهای مورد نظر خودشان را در امور رسانه‌ای به پیش می‌برند.

اولین و ساده‌ترین نوع به چالش کشیدن روایت‌های پیشین، در فرآیند انتخابات است که همان رویکرد «نفی پیشینیان» است. آیا بروز وجه رادیکال این رویکرد، باعث از دست رفتن سرمایه‌های اجتماعی نمی‌شود؟

چرا در انتخابات این اتفاق می‌افتد؟ زیرا در انتخابات یک فضای آزاد به وجود می‌آید و دولت‌ها مجبورند که عقب‌نشینی‌هایی بکنند و بنابر ضرورت مجبورند هزینه‌های ایجاد آزادی‌های سیاسی را به قیمت جلب مشارکت عمومی بپردازند! در این فضای باز هست که که روایت‌های رسمی تَرک برمی‌دارد و نظرات متفاوت‌تری هم بروز می‌یابد. به‌طور مثال، یک روایت رسمی از مسائل هسته‌ای وجود داشت و همه ما فکر می‌کردیم که آقای دکتر جلیلی مذاکرات هسته‌ای را به خوبی به پیش می‌برد ولی زمانی که به فضای باز انتخابات رسیدیم، دیدیم که افرادی مثل آقای ولایتی، سنگین‌ترین چالش‌ها را برای این رویکرد ایجاد کردند و مردم نیز در نقطه مقابل این رویکرد صف‌آرایی کردند. این اتفاقات معمولا در فضای باز سیاسی رخ می‌دهند و هر زمانی که فضا باز باشد (که البته با ایدئولوژی در تضاد است)، مردم از این فرصت استفاده می‌کنند. بگذارید یک مثال دیگر بزنم: اخیرا یک بخشی از یکی از جریانات سیاسی با تولید فیلم‌های به اصطلاح مستندی، سعی در تخریب چهره‌های ملی دارد و مستندهایی علیه آقایان منتظری و هاشمی رفسنجانی و همچنین مهندس بازرگان ساختند و تلاش می‌‌کنند تا وجهه مثبت این افراد را در منظر عمومی مخدوش کنند. این باعث می‌شود که مردم در خوب‌ها و بدهای اعلامی، چه در رابطه با شخصیت‌ها و چه در رابطه با مسائل، تردید کنند. بازهم می‌شود یک مثال دیگر برای تبیین موضوع ذکر کرد. در زلزله‌ای که سال گذشته در کرمانشاه اتفاق افتاد، مردم به‌جای روی آوردن به نهادهای رسمی، به افرادی مانند علی دایی، رخشان بنی‌اعتماد و نرگس کلباسی اعتماد کردند تا کمک‌هایشان را به دست زلزله‌زدگان برسانند. این در حالیست که اگر به سی سال پیش بازگردیم، چنین اتفاقی تقریبا غیرممکن است، که مردم بیایند و تا این میزان به یک استاد دانشگاه که نه حزب دارد و نه تشکیلاتی دارد، اینقدر کمک کنند و نمونه بارز برای اثبات این مدعا، دوران جنگ هست. مردم در آن دوران تمام زندگی‌شان را برای دفاع از میهن و انقلابشان گذاشتند.

آسیب دیدن سرمایه اجتماعی به نفع هیچ‌کس تمام نمی‌شود، پس چرا به جای بسط تعدد روایی، رویکرد حذفی سنگین و غلیظ نسبت به پدیده‌های مختلف، در موج‌های اجتماعی اتخاذ می‌شود؟

ببینید، سرمایه اجتماعی از میان نرفته است بلکه دچار دگردیسی شده ولی پایستگی خود را از دست نداده است. مردم به جای کمیته امداد، هلال احمر و سازمان بهزیستی، به افراد اعتماد می‌کنند! به جای سازمان مدیریت بحران کشور، به علی دایی و رخشان بنی‌اعتماد، اعتماد می‌کنند.

قبل از انقلاب، به علت اعتمادزدایی از نهادهای قانونی برای احقاق حقوق مردم، الگوهایی نظیر «داش آکل» و «قیصر» مطلوبیت عام می‌یابند؛ این رویکرد، باعث تضعیف حاکمیت قانون و نهادهای قانونی نخواهد شد؟ راه بازسازی و نوسازی سرمایه اجتماعی در کشور چیست؟

اتفاقا خیلی از دوستان اصلاح‌طلب هم از من انتقاد کردند که، آقای زیباکلام، راه کمک به مردم باید از نهادهای قانونی بگذرد، نه اینکه افراد بخواهند اقدام خودسرانه کنند و شما نباید جای حکومت را بگیرید بلکه باید یک فرآیند دوسویه در مسیر اعتماد اجتماعی ایجاد کنید و نه اینکه در شرایطی که خود این نهادها با مشکل مواجه هستند، شما هم آب به آسیاب بی‌اعتمادی‌ها بریزید. البته که بخشی از این انتقاد درست است ولی باید نوک پیکان اصلی این انتقاد به سمت مسئولین و نهادها برود که، چه بر سر اعتماد عمومی آوردند. همان اعتماد عمومی که مردم در زمان جنگ، تمام هستی خود را به پای این اعتماد دوسویه ریختند. مشکل از زیباکلام، علی دایی و نرگس کلباسی نیست که مردم به این نهادها اعتماد نمی‌کنند! اتفاقا اینکه اعتماد عمومی از بین نمی‌رود و توسط چهره‌هایی که مردم به آنها اعتماد دارند، مسیر خود را می‌یابد و سلبریتی‌ها دارند بخشی از این خلاء را پر می‌کنند. از قضا، به‌نظر من باید این اعتماد عمومی به سلبریتی‌ها و افراد معتمد عمومی، درسی برای نهادها و مسئولین باشد تا نسبت به نوسازی سرمایه اجتماعی خود اقدام کنند و از خود بپرسند که چرا سلبریتی‌ها می‌توانند سرمایه اجتماعی را به خود جلب کنند و نهادهای مختلف سرمایه اجتماعی پیشین خود را از دست داده‌اند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.