انتخاب تاریخ:   /  /   
ارسال سوژه کانال تلگرام اینستاگرام سالنامه آرمان منتشر شد نخستین کنگره بزرگداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آرمان ملی شماره 63 آرمان ملی شماره 62 برلیان نت
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
داستان‌های سوریه‌ جنگ‌زده
سلبریتی‌ها می‌توانند برنامه‌های نوروز را اجرا کنند
احسان علیخانی «گات تلنت ایرانی» را رونمایی کرد/ جذاب «مثل خارج»؟
ارکستر مجلسی هیچ حمایتی نمی‌شود
در جست‌وجوی عشق و انتقام
جشنواره‌های بزرگ فیلم‌های کمدی را کمتر تحویل می‌گیرند
برنامه‌ریزی ما برای اکران نوروز است
هنرمند باید بی‌واسطه با هستی رودررو شود
«شبی که ماه کامل شد» رکورددارسیمرغ‌ها
«شبی که ماه کامل شد» رکورددارسیمرغ‌ها
سینماروها به جشنواره موسیقی فجر می‌روند؟
محسن ابوالقاسمی درگذشت
بهترین کارمان را در جشنواره موسیقی عرضه می‌کنیم
۴۰ رمان برتر فارسی در چهل‌سالگی انقلاب
جشنواره فیلم فجر مسابقه ورزشی نیست
بسیاری از برخوردهای قهری و حذفی با تئاتر سلیقه‌ای و شخصی است/ یکبار برای همیشه خط قرمزها را تعریف کنیم
فیلمم را برای رنج مردم سیستان و بلوچستان ساختم
درام خانوادگی زیبا در جاده
نرگس آبیار: فیلمم را برای رنج مردم سیستان و بلوچستان ساختم
شعر این توان را دارد که کمک‌مان کند
«ناگهان درخت» را برای۱۰ درصد عاشقان سینما ساختیم
پایان «تیغ‌وترمه» تغییر می‌کند
مهم‌‌ترین مولفه برای نوشتن، کنجکاوی است
کام خانواده شریف سینما را تلخ نکنید
برایم مهم است که اول من را به عنوان بازیگر بشناسند
قابی که ماندگار می‌شود
استاد از همه ما دلگير است
نبودن در«فجر» به نفع کمدی‌هاست
انتخاب سلبریتی‌های مؤدب برای اجرا
«راه‌آهن زیرزمینی» قطاری ادبی است به سوی آزادی...
دومین فیلم بازیگر پایتخت در راه جشنواره
دنبال حاشیه نیستیم
اگر شاهنامه نمی‌بود، ایران کشوری خُرد بود
«قانون مورفی» درصدر
اظهارنظر دیگری از «کمال تبریزی» درباره تلویزیون
یک مرد تنها در انقلاب فرهنگی چین
کیومرث پوراحمد به تئاتر بازمی‌گردد
پیکر سلیم نیساری به خانه ابدی بدرقه شد
در جست‌وجوی عدالت
سلیقه‌ای و شخصی به آثار نگاه می‌شود
«حسین محب‌اهری» بدرقه شد
قسطی شدن سفر به جای ارزان سازی/ اجرای دوباره طرح زمین خورده سفر
«فوران»؛ قصه نسل‌ سوخته نفت
«محب ‌اهری» مظلومانه و غریب‌ رفت
این فیلم‌ها جایی در جشنواره فجر ندارند
حسین محب اهری درگذشت
وفاداران به فضا و زبان شعر نیمایی کم شده‌اند
تلفیق سینمای ایران و چین، تحول‌آفرین است
مجبوریم از سلبریتی‌ها دعوت کنیم/ نمی‌خواهم با صحبت درباره خط قرمزها برنامه را داغ کنم/ اجراهای جیمی فالون، جیمی کمل و خانم الن را دنبال می‌کنم
علی رفیعی ۸۰ ساله شد
بیشتر
کد خبر: 87336 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱۱/۱۱ - 02:04
مهم‌‌ترین مولفه برای نوشتن، کنجکاوی است

مهم‌‌ترین مولفه برای نوشتن، کنجکاوی است

آرمان- ترجمه از فرانسه: پدرام پازوکی / آرمان-گروه ادبیات و کتاب: دَوید فوئنکینوس (۱۹۷۴-پاریس) از نویسنده‌های برجسته امروز فرانسه است که آثارش به بیش از چهل زبان ترجمه شده و براساس آنچه روزنامه‌‌ فیگارو نوشته، او یکی از پنج نویسنده‌ مطرح، محبوب و پرفروش فرانسه است. فوئنکینوس در طول ۱۸ سال نویسندگی‌‌اش آثار بسیاری منتشر کرده و جوایز بسیاری نیز برای آثارش دریافت کرده: جایزه فرانسوا موریاک برای «وارونگی حماقت»، جایزه رنودو، جایزه گنکور دبیرستانی‌ها، جایزه جام کریستال بهترین رمان/رساله فلسفی، برگزیده کتاب لهستان و برگزیده فستیوال بین‌المللی ادبیات جوزف کنراد برای «شارلوت»، جایزه ژان ژینو برای «کی دَوید فوئنکینوس رو یادشه؟» و جوایز دیگر. از فوئنکینوس پنج اثر به فارسی ترجمه شده: رمان‌های «شارلوت»، «خاطرات»، «آنری پیک مرموز» و «به سوی زیبایی»، و نمایشنامه «مجردها» همگی با ترجمه ساناز فلاح‌فرد در نشر هیرمند و افراز. آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی نشریات فرانسوی با دَوید فوئنکینوس درباره آثارش با گریزی به جهان داستانی‌اش است.

آقای فوئنکینوس، کتاب‌های شما نه‌تنها در فرانسه، که در کشورهای دیگر هم موفق بوده‌اند. تاکنون آثارتان به چند زبان‌ ترجمه شده است؟

برخی از آثار من به زبان‌های دیگری (شاید حدود 40 زبان) ترجمه شده است. به طور مثال می‌توانم به کتاب‌های «لطافت»، «خاطرات» و «شارلوت» اشاره کنم که به زبان‌های بسیاری ترجمه شده است.

برنامه‌ریزی یا متد خاصی برای نوشتن دارید؟

معمولا صبح‌ها که ذهنم تازه و سرحال است، نوشتن برایم راحت‌تر است. همچنین وقتی در حال سفر هستم، به طور مثال وقتی در هتل، هواپیما یا اتوبوس هستم. جالب است که بدانید بهترین قسمت رمان آخرم را در قطار نوشتم.

برای کسانی که دوست دارند نوشتن را شروع کنند چه توصیه‌ای دارید؟

توصیه من این است که برای نوشتن، سعی نکنید خیلی وسواس به خرج بدهید، و همچنین با دقت زیاد از حد، خودتان را آزرده‌خاطر نسازید. ضروری‌ترین مولفه برای نوشتن کنجکاوی است، شما باید دنیا را با کنجکاوی زیر نظر بگیرید. دنیا را با چشم باز ببینید و شروع به نوشتن کنید.

آیا به نظر شما، تمام انسان‌ها قادر به نوشتن کتاب هستند؟

ابدا نه، نوشتن به جز انرژی، استعداد می‌خواهد. به نظر من انسان‌های کمی هستند که هم انرژی و هم استعداد نوشتن را دارا باشند. انسان‌ها با استعدادهای گوناگون به دنیا می‌آیند.

دوست دارید چه پیامی را در کتاب‌های خود بگنجانید؟ آیا تا الان چیزی نوشته‌اید که به خاطرش پشیمان شده باشید؟ یا افسوس خورده باشید که چرا آن را نوشتم؟

خب، پیام هر کتاب بستگی به محتوای آن کتاب دارد، مثلا در «شارلوت» می‌خواستم که شخصیت شارلوت سالومون فراموش نشود و دنیا ایشان را به یاد بسپارد. راجع به سوال دیگرتان باید بگویم که، بله؛ با وجود اینکه به اندازه کافی برای نوشتن کتاب‌هایم وقت و انرژی می‌گذارم اما برایم پیش آمده که از چیزی راضی نشده باشم یا اینکه بخواهم در قسمتی از متن تغییراتی ایجاد کنم. برای مثال اولین رمان‌هایم را که ابزورد هستند دوست ندارم.

تاکنون این حس برایتان پیش آمده که نوشتن یک رمان را متوقف کنید و کلا آن کتاب را فراموش کنید؟

بله، این اتفاق را بسیار تجربه کرده‌ام، تقریبا در طول نوشتن تمامي رمان‌هایم این فکر را در سر داشته‌ام و البته طبیعی است که نویسنده، به کنارگذاشتن اثر فکر کند، این شک و تردید قسمتی از آفرینش یک اثر است.

ایده رمان «آنری پیک مرموز» را از کجا گرفته‌اید؟ چون این اثر به شدت مورد توجه مخاطبین قرار گرفته است.

واقعیت اینکه فکر می‌کردم ایده‌هایم تمام شده‌اند و دیگر موضوعی برای نوشتن ندارم تا اینکه روزی کتابی به نام «سقط جنین» اثر ريچارد براتیگان را خواندم و با خواندن آن اثر آمریکایی، ناخودآگاه موضوعی در ذهنم شکل گرفت و احساس کردم باز هم می‌توانم بنویسم و تصمیم گرفتم با تغییراتی موضوع را در کشور خودم پیاده کنم.

این ایده، ایده جالبی برای نوشتن یک کتاب بود؟

البته ایده عجیبی بود ولی همه دنیا می‌دانند که نویسنده‌ها دیوانه‌اند، ایده‌ای که ممکن است عجیب باشد، برای ما نویسنده‌ها می‌تواند یک موضوع داستانی باشد. در آن اثر آمریکایی کتابخانه‌ای وجود داشت که در آن دستنوشته‌های نویسندگان که به چاپ نمی‌رسند، نگهداری می‌شد و البته موضوع این داستان به واقعیت پیوست و در آمریکا چنین کتابخانه‌ای ساخته شد.

ظاهرا وجه مشترک فکری زیادی با ریچارد براتیگان دارید، آیا آثار او را زیاد خوانده‌اید؟

از بین نویسندگان آمریکایی، ریچارد براتیگان و فیلیپ راث را خیلی دوست دارم و بیشتر آثارشان را خوانده‌ام.

آیا خودتان ماجراهای نوشته‌تان یا چیزی شبیه به آن را تجربه کرده‌اید؟ ساده‌تر بگویم، موضوع داستان‌هایتان را از زندگي و تجربیات خودتان گرفته‌اید؟

بله، این مورد نوشتن را برجسته می‌کند و حس زنده‌ای به داستان می‌دهد، اما این به این معنا نیست که دقیقا تمامی چیزهایی را که می‌نویسم تجربه کرده باشم.

برای ما بگویید که اصلا چه شد که به نوشتن پرداختید؟ و چرا آن را ادامه دادید؟

خب، من مثل خیلی از نویسنده‌های دیگر در محیطی ادبی رشد نکردم. اما زمانی که حدودا 16 ساله بودم، حادثه‌ای اتفاق افتاد و قلبم را شکست و دیدگاه مرا نسبت به همه چیز عوض کرد. من آدم رمانتیک و خیال‌پردازی بودم، به همین دلیل هم اوایل کارم‌‌، شروع به نوشتن نامه‌های عاشقانه کردم، هرچند زیاد نوشته‌های موفقی نبودند، اما مرا با دنیای نویسندگی آشنا کرد. و از آن پس به نوشتن روی آوردم و تنها نوشتن به من آرامش می‌دهد.

کمی برای ما راجع به رمان «شارلوت» بگویید که برایتان موفقیت‌های بسیاری به همراه داشت.

این رمان من راجع به زندگی شارلوت سالومون، خانم نقاش معروف آلمانی بود که سرنوشت غمناکی داشت، او استعداد بسیار زیادی نه‌تنها در نقاشی، بلکه در هنرهای تجسمی داشت، اما به خاطر اینکه یهودی بود فرصت رشد و درخشیدن برایش فراهم نشد. او در زمان جنگ جهانی به اردوگاه آشویتس فرستاده شد و در سال 1943 در همانجا درگذشت. او به جز نقاشی به انجام امور هنری دیگری هم مشغول بود، برای مثال یک ترانه بسیار زیبا به نام «زندگی؟ یا تئاتر؟» در سال‌های 1940 تا 1942 سرود.

شما چگونه با او آشنا شدید؟

به طور کاملا اتفاقی، یکجور شانس بود، به توصیه یکی از دوستانم به نمایشگاهی در پاریس رفتم و آنجا بود که با کارهای ایشان آشنا شدم. و کم‌کم بعد از شناخت شخصیت و زندگی او، شیفته وی شدم. این بهترین فرصت برای من بود که بار دیگر هنر نوشتن خود را بیازمایم. بالاخره تصمیم گرفتم رمانی با محوریت شخصیت شارلوت سالامون بنویسم.

برای نوشتن این رمان از چه منابعی استفاده کردید؟

خب من مستندات خیلی کمی راجع به او داشتم، و برای شناخت بیشتر شخصیت وی و همینطور ایده‌گرفتن برای داستانم، کارهای زیادی انجام دادم. هرچه جلوتر می‌رفتم، کنجکاوتر می‌شدم. شناخت او برایم دغدغه شده بود، تاجایی‌که نوشتن کتابم را فراموش کرده بودم و فقط دنبال ردپای او در مکان‌های مختلف بودم، برای مثال با کسانی که او را می‌شناختند، ملاقات کردم و از آنها راجع به شارلوت پرسیدم، به محل زندگي او رفتم و آن مکان را از نزدیک دیدم. از مدرسه‌ای که در آنجا تحصیل می‌کرد، دیدن کردم. سعی می‌کردم مثل او فکر کنم، مثل او زندگی کنم. پس از شناخت نسبی او فهمیدم که چقدر در طول دوران زندگی‌اش رنج‌های زیادی را متحمل شده بود و عجیب آنکه باوجود آن همه مشقات همچنان از روحیه‌ای قوی و عزمی راسخ برخوردار بود.

برای فیلم‌شدن «شارلوت» برنامه‌ای در نظر دارید؟

بله، این کتاب تازه اول ماجرا است. امیدوارم بتوانم نمایشی با این عنوان به روی صحنه ببرم، و همینطور یک فیلم سینمایی با کارگردانی یک کارگردان مطرح در این زمینه مثل پولانسکی، البته پولانسکی با کارگردانی فیلم «پیانیست»، دوران جنگ جهانی را به تصویر کشید و فکر نکنم دیگر مایل به انجام این کار باشد.

ظاهرا شما به جز نویسندگی فعالیت‌های هنری دیگری هم داشته‌اید، ممکن است کمی راجع به آنها هم توضیح دهید؟

من عاشق موسیقی هستم و مدت‌ها به تدریس گیتار مشغول بودم. به فیلم و سینما هم خیلی علاقه‌مندم و چندین فیلم هم ساخته‌ام. و البته چند نمایشنامه هم نوشته‌ام.

ولی ظاهرا در حوزه ادبيات و نویسندگی موفق‌تر بوده‌اید و برخی از کتاب‌هایتان موفق به دریافت جوایز معتبری شده‌اند.

رمان اولم با عنوان «وارونگی حماقت» در انتشارات گالیمار به چاپ رسید و جایزه فرانسوا موریاک را به خود اختصاص داد. اولین موفقیت و سپس با انتشار کارهای بعدی، هرکدام توانستند راه خود را پیدا کنند و پیش بروند...

مضامین فیلم‌هایی که ساخته‌اید ربطی به کتاب‌هایتان دارد؟

در ابتدا بگویم که من عاشق فیلم و فیلمسازی هستم و از بین فیلم‌هایی که ساخته ام، موضوع فیلم «داستان پاها» را خیلی دوست دارم و البته این فیلم را در سال 2006 با همکاری برادرم استفان (که مدیر هنری کارگردان‌های بزرگی همچون ژان لوک گدار و کلود شابرول بود) کارگردانی کرده‌ام. و در سال 2011 نیز فیلمی با عنوان «لطافت» به همراه برادرم کارگردانی کرده‌ام که البته موضوع این فیلم نیز برگرفته از کتابم با همین عنوان است. این فیلم در سال 2012 دوبار عنوان افتخاری سزار بهترین فیلم اقتباسی را گرفت. برادرم استفان، نسخه شنیداری این کتاب را نیز برای نابينایان و کم‌بینایان منتشر کرد. دو سال بعد نیز فیلمی با همکاری تیم فرانسوی و بلژیکی ساخته شد که مورد توجه زیادی قرار گرفت. این فیلم برگزیده جشنواره بین‌المللی فیلم‌های فرانسوی در سال 2014 شده است. البته باید بگویم این فیلم مضمون کمدی - دراماتیک دارد. البته باید اضافه کنم که مخاطبین ما فیلم‌های کمدی را ترجیح می‌دهند، ولی فیلمی که من و برادرم ساختیم محتوای کمدی نداشت، بلکه برعکس، بیشتر شکل فیلمی غمگین به خود گرفته بود، باوجود این خوشبختانه مورد توجه مردم قرار گرفت.

آیا شما به طور دائم در حال نوشتن هستید؟

البته که نه، من دوست دارم که از هیاهو به دور باشم. به همین خاطر هر سال سفری به آمریکا می‌کنم، کشوری که من می‌توانم از هیاهوی نوشتن و زندگی‌ام به آنجا فرار کنم.

به جز آمریکا، کشورهای مورد علاقه شما برای سفر کجا است؟

من عاشق آلمان و موسیقی غنی این کشور هستم. این کشور به نام موسیقیدانان برجسته‌ای مثل شوبرت و باخ مزین شده است. همینطور نقاشی‌های کلاسیک آلمان مرا بسیار جذب خود می‌کند.

چه چیزی در سفرکردن برای شما خوشایندتر است؟

بی خیالی و آرامش، اینکه در اتاقم در هتل نوشیدنی بنوشم و سیگارم را بکشم، با آدم‌ها و مکان‌های جدید آشنا بشوم و ایده‌های جدیدی بگیرم.

در سفر مطالعه هم می‌کنید؟

بله، معمولا این اواخر کارهای نویسندگان قرن 19 روسیه، همینطور کارهای دوستان نویسنده‌ام را مطالعه می‌کنم. نویسندگانی مثل امانوئل کارر، سرژ ژونکور، کاترین کوزت.

پس می‌توانیم بگوییم شما یک نویسنده واقعی هستید، در خانه خود می‌نشینید و روی موضوعی متمرکز می‌شوید و اثری به‌یادماندنی خلق می‌کنید.

بله، شاید بتوانیم اینطور بگوییم. ولی در کل من برای خودم چارچوبی نمی‌گذارم. و حتما در طول هفته باید با دوستانم ملاقات داشته باشم، در غير اين صورت عصبی می‌شوم.

این اواخر به کجا رفتید؟ آیا سفری به کشور دیگری داشتید؟ و در سفرتان چیزی برای آثار بعدیتان عایدتان شده است؟

امسال به برزیل، رومانی، آلمان، اسپانیا و لهستان رفتم. علاقه وافری به کشورهای شرقی دارم. این کشورها برایم خیلی جالب‌اند. چون می‌توانم در آنجا شاعرانی با سبیل‌های بزرگ ببینم. چهره‌های این شاعران هم متفاوت از بقیه است. و جالب آنکه متفکرین و روشنفکران آن کشور همه باهم فرانسه صحبت می‌کنند و برای من نه‌تنها ماندن در آن محفل سخت نیست، بلکه بسیار جذاب و جالب است. در خارج از کشور تصویر ما را فقط به واسطه آثارمان می‌شناسند. به گونه‌ای آثار ما، هویت ما است.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.