انتخاب تاریخ:   /  /   
ارسال سوژه کانال تلگرام اینستاگرام سالنامه آرمان منتشر شد نخستین کنگره بزرگداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آرمان ملی شماره 63 آرمان ملی شماره 62 برلیان نت
گزارش اجتماعی
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
جان آدم‌ها خریدنی نیست
افزايش افسردگي افسارگسيخته
«اميد» با علاقه به «بهبوداوضاع» خلق مي‌شود
منع دوچرخه‌سواري بانوان؛ چالش تازه
شهر ري در انتظار فاجعه / تا مديريت شهري و شهرداري شهر ري از تهران جدانشود؛ اين بحران حل نخواهد شد
صحنه‌ای شگفت‌انگیز از نمایشگاه کتاب تهران
روان‌پریشی‌ها را جدی بگیرید
قدمی برای حل یک مشکل نودساله
چرخ دکه‌داران نمی‌چرخد
خطر بحران‌های روحی در مناطق سیل‌‎زده
هزينه براي «منابع انساني كارآمد» جلوي «مهاجرت» را مي گيرد
شفافيت شعار نيست / سفر به ۳ قاره جهان / اسپانیا، لهستان و سوئیس در صدر
دور باطل انحصار و ابتذال در نشر کتاب
فضای مجازی خطرناک‌تر است یا فیلتر؟
کاهش اختیارات شورا‌ و دولتی‌شدن شهرداری‌ها؟!
عصر جدید کودک‌آزاری‌ها با «مدلینگ کودکان»!
سکون در این آشفته‌بازار
هشدار! انتقال خشونت از فضای مجازی به متن جامعه
حمايت هاي روانی ـ اجتماعی را فانتزي ندانيم
دغدغه معلمان را کم کنیم
چرا شهرهای ایران در مقابل بحران سیل آسیب پذیرند ؟
آسیب‌های اجتماعی در ایران؛ مرحله هشدار یا خطر؟
جوان‌گرایی‌ امری‌لازم‌ برای‌ دولت‌ها
جبران خسارت؛ هزار برابر حق بیمه
سالانه ۳۰هزارمیلیارد تومان هزینه درمان بیماری‌های سیگار
اجاره روزانه خانه؛ عاملی برای رواج فساد
چرا حشدالشعبی به خوزستان آمد؟
سفره‌هاي زيرزميني دوره ‌احمدي‌نژاد خالي شد
سیلی سیل بر دستان خالی زنان
دختران امروز، نگران فردایشان هستند
«بحران تنهايي» در زندگي‌هاي جمعي
افزايش زندگي مجردي؛ آسيب خاموش
«ناامیدی» جوانان را تهدید می‌کند
بيكاري مهاجرت را تشديد مي‌كند
همچنان دیوار «اشتغال» برای زنان بلند است
هويت جامعه ايراني بازنگري مي‌خواهد
صدای چاپخانه‌ها درنمی‌آید
پاساژگردي محلی برای ديده‌شدن
پاساژگردی؛ تفریحی زیرزمینی و بدون هزینه
هدف از آموختن، زیستن است
بازار فالگیران همچنان سکه است
بازنشسته‌ها به جوان‌ها ميدان بدهند
صدای پای گذشته
نقش سدها درمدیریت‌خشکسالی و سیلاب
مردم سیل‌زده نیازمند حمایت‌های اجتماعی
انتظارات کارگران باید بیش از افزایش نقدینگی باشد
اقشار توانمندتر هزینه‌های بیشتر پرداخت کنند
گسیختن در زمان وصل
«ازدواج»، نسخه درمان بیماران روانی نیست
بیشتر
کد خبر: 87832 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱۲/۱ - 12:01
حاشيه‌نشين‌ها را دريابيم

حاشيه‌نشين‌ها را دريابيم

آرمان- آیدین پورخامنه: شهر تهران که هر روز بر وسعت آن افزوده می‌شود، در دل خود داستان‌های متفاوتی پنهان کرده است. از مشکلات معیشتی و غم نان تا استرس امتحان و کنکور، از دختربچه‌هایی که به زور به مدرسه فرستاده می‌شوند تا کودکانی که تحصیل و تفریح را هیچ‌گاه حق خود نمی‌دانستند. تهران بزرگ به بالا شهر و پایین شهر تقسیم‌بندی شده، اما مشخص نیست که شهر تقسیم‌بندی شده یا حق انسان برای زندگی. گویی انسان‌هایی که در رفاه و خانه‌های زیبای بالای شهر زندگی می‌کنند، حق بیشتری از زندگی دارند.

نشست تحلیلی یک تجربه زیسته؛ «از دروازه غار به هرندی» 28 بهمن ماه در خانه گفتمان شهر برگزار شد. نخستین سخنران این نشست پرویز پیران بود. این جامعه‌شناس با بیان اینکه در ایران جامعه‌شناسی نداریم بلکه تصور می‌کنیم چیزی به نام جامعه‌شناسی داریم. اگر به نقش جامعه‌شناسی در تصمیم‌گیری‌ها توجه کنیم، می‌بینیم شکاف جدی بین چیزی که باید باشد و چیزی که هست وجود دارد. پیران با اشاره به این نکته که ما از اشتباهات درس نمی‌گیریم در تاریخ ما اشتباهات تکرار می‌شود، گفت: ایران را می‌توان به عنوان کشوری با نام تناقضات و تضادها و خواست‌های تکرار شونده و آرزو‌های نرسیده اما تکرار شونده و از پشت خنجرخوردن دائمی تعریف کرد. ما در ایران هرگز مشارکت به معنی فنی و تخصصی نداشتیم اما جرقه‌هایش زده می‌شود. یکی فعالیت‌های سمن‌هاست که از مجرای سیاست فاصله می‌گیرد و مجرای حرکتش بیشتر و سیاستش بیشتر می‌شود و دیگری در زمینه مجازی است که جرقه‌های مشارکت زده می‌شود چون سلسله مراتب در شبکه‌های مجازی وجود ندارد. سلسله مراتب و تاریخچه‌ای که پس سلسله مراتب است، همواره نابود کننده حرکت‌های جمعی است. این جامعه‌شناس با بیان اینکه شاید از طریق نقد بتوانیم بهتر جلو بروم و این نقد نباید از ارزش کارها بکاهدتوضیح داد: یکی از معضلات جامعه ما با اینکه مدرنیته نداریم و چیزهایی میان آن داریم و خواب آشفته مدرنیته در ایران، مساله نقد است. نقد نداریم در حالی که نقد یکی از بنیان‌های محکم مدرنیته است. اما نقد مطلع اهمیت افزونی دارد این سبک نقد از طرف فردی که به موضوع اشراف دارد انجام می‌شود. شاید من بتوانم نقد مطلع در حوزه‌ای که سال‌ها کار می‌کنم داشته باشم اما قضاوت آن با شماست. او در نقد عملکرد سمن‌ها گفت: مقداری احساسات بر فرم بیان و عرضه حاکم است البته این مساله خیلی خوب است و انگیزه ایجاد می‌کند و همچنین می‌تواند ضررهایی برای فعالیت داشته باشد چون نگاه احساسی فعالیت را موردی می‌کند. برای مثال فرد فکر می‌کند باید کمکی به نیازمندان کرد و وظیفه ما اینگونه تمام شد یا اگر به فردی شام برسانیم وظیفه اجتماعی خود را انجام داده ایم. به گفته این جامعه‌شناس بر اساس روان‌شناسی جمعی، احساسات در بیان و برخورد وجود دارد و در ساخت متن مسائل این احساسات است که باید حالت عادی به خود بگیرد. او ادامه داد: ضمن اینکه من متوجه می‌شوم که باید جنبه‌های احساسی مسائل را درک کرد اما تاکید زیاد بر جنبه‌های احساسی می‌تواند برای بخشی سوگیری ایجاد کند؛ بدون اینکه بدانند این زحمات چقدر ارزش دارد و والا است باعث شود افرادی که دوست دارند وارد این حیطه‌ها شوند از این کار دست بردارند و انرژی خود را صرف کارهای دیگر کنند.

خطر نمایشی شدن فعالیت‌های اجتماعی

پیران درباره بحث استفاده از واژه «حاشیه» در گفتار اجتماعی، توضیح داد: در زمینه زبان و مفهوم‌سازی، درباره حاشیه بسیار صحبت شده است. البته ما می‌گوییم که این واژه را استفاده نکنیم اما اینکه می‌گوییم به کار نبریم برای این است که از نظر تجربه‌ای که با سمن‌ها در مراکز خودانگیخته داشتم به این نتیجه رسیدم که حاشیه در این بحث‌ها دارای بار منفی بسیار است. به خصوص اینکه بیان شد «کودک حاشیه»، این خود نوعی انفعال و فلاکت را باز تولید می‌کند. خاطرم هست که مجید پسر 16 ساله‌ای در تپه زور آباد زندگی می‌کرد(اسم این مکان‌ها هم خیلی جالب است برخی از آن با نام تپه مرداب کرج، محلی‌ها از آن با نام اسلام شهر و افرادی که حاشیه آن هستند و بیشترین کنش را با آن دارند با نام زور آباد از آن یاد می‌کنند) می‌گفت آقای مدیر نام مرا نمی‌داند، می‌گوید: حاشیه‌ای اند، حاشیه‌ای اند دیگر. نمی‌داند که من هم انسانم. انسانم. قدم رنجه کنید و از این تپه بالا بیایید و ببینید که من هم حاشیه‌ای ام. آقای مدیر با معلم می‌گوید تجدید اند، مردود اند. آخر حاشیه‌ای اند. قدم رنجه کنید و به این بالا بیایید. ببینید من حاشیه‌ای انسانم، انسانم، انسانم. این احساس یک پسر 16 ساله است. او با بیان اینکه مخصوصا دختران دم بخت از کلمه حاشیه‌ای شدیدا متنفراند. ادامه داد: برای همین است که باید این کلمه را در تاریخچه زبانی تغییر دهیم. تاکید می‌کنم ما افراد افراط و تفریطی هستیم. واقعا اینهایی که می‌گویم ارزش فعالیت انجمن‌ها را زیر سوال نمی‌برد. این جامعه‌شناس با بیان اینکه در فعالیت‌های اجتماعی برخی کارها مد است البته اینها را شرایط جامعه تحمیل می‌کند، توضیح داد: برای مثال می‌گویند که برای کودکان تئاتر برگزار کنیم، اینها موردی کردن مشارکت است و تضادهای مشارکت است. باید جریان پایدار تعریف کنیم و این نوع کارها مانند تئاتر و ورزش خطر نمایشی شدن دارد. ما باید اینها را در دل فعالیت‌هایی که مشارکت پایدار را فراهم می‌کند اجرا کنیم. پیران در ادامه به نکته‌ای تاکید کرد که در فعالیت‌های اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است، او گفت: اساسا 30 سال است که از نزدیک نگاه نیاز محور به محله مورد نقد قرار گرفته است. می‌گوییم فقر و اعتیاد در محل وجود دارد و برای حل آنها کمک کنیم. الان نگاه دارایی محور مطرح است یعنی نگاه به نیمه پر لیوان. دو نفر آدم در این زمینه خیلی کار کردند و من در حال ترجمه کتاب‌های آنها هستم. آنها مدلی بیان کردند با نام « بنای محله‌ها از داخل به سمت بیرون» این در حالی است که همواره محله‌ها از بیرون ساخته می‌شوند. اینجا بیان می‌شود که باید محله‌ها از داخل شروع به ساخته شدن کنند. افرادی که از خارج وارد می‌شوند تسهیل کننده یا کمک کننده اند و آنها اصلی نیستند. در این بحث نیمه پر را می‌بیند. در این کتاب به یک محله از بعد نیاز محوری نگاه کردند. در محله خشونت خانوادگی و تعرض و اعتیاد است و همین محله را از بعد دارایی محوری نگاه کردند و دیدند که هیچ محل و هیچ انسانی بدون توانایی‌های وجودی نیست. الان الگوی حاکم منصوب به پیامبر(ص) است که ز گهواره تا گور دانش بجوی. می‌گوید باید بپذیریم که همه انسان‌ها توانمندند و اشکال جامعه‌ها، ناتوانی در پیدا کردن این توانمندی است. پیران در ادامه سخنانش به چند اصل دیگر در فعالیت‌های اجتماعی اشاره کرد و گفت: چند اصل مطرح است، اصل الگویی که کشف توانمندی هاست می‌گوید هر انسانی استثنایی است و دارای نکات و توانایی‌های چشمگیری است. محله از روابط تشکیل می‌شود و به این روابط باید محور داد. اصل دیگر می‌گوید ساکنان محور اصلی مرکزند و همه چیز باید در ارتباط با آنها انجام شود. رئیسی برای فعالیت‌های اجتماعی وجود ندارد. رئیس کسی است که دیگران را درگیر این پروژه می‌کند. اما درگیر این پروژه برای خواست‌های ساکنان برای همین می‌گوییم تسهی‌‎گر، نامدخله گر که دانش خود را عرضه می‌کند و مردم مداخله می‌کنند. این جامعه‌شناس با بیان اینکه اصل این است که بگوییم مردم دچار بی‌تفاوتی اند، مردم توجه دارند اما ما کمتر منافع آنها را هدف قرار می‌دهیم. مخصوصا مانند جامعه ایرانی که سرمایه اجتماعی وجود نداشته باشد همه زیر نیم کاسه، کاسه می‌بینند. به این ضرب المثل توجه کنید. چطور ذهن ایرانی فکر کرده است که زیر نیم کاسه، یک کاسه وجود دارد؟ ما اگر منافع مردم را مورد توجه قرار دهیم، بی‌تفاوتی اجتماعی وجود نخواهد داشت. اصل بعدی شنیدن است بیش از اینکه بگوییم برای یک محله چه برنامه‌هایی داریم اجازه دهید از شنیدن راه حل پیدا کنید. اصل بعدی پرسیدن از ایده‌های مردم است. بپرسید که چه ایده‌ها و راه حل‌هایی دارید. ممکن است به عنوان متخصص راه حل‌های روتین داشته باشید اما مردم راه حل‌های ابداعی دارند. آخرین اصل هم این است که نهادها فقط تا زمانی که خدمت می‌کنند باید وجود داشته باشند و وقتی خدمت را انجام دادند خود نهاد برای مردم شود و رهبران و افرادی که در آن کار می‌کنند باید جای خود را به مردم محلی دهند. این جامعه‌شناس در پایان یادآور شد که یکی از مشکلات طرح‌های شهرسازی این است که جایی که قومیت است، آنقدر این مساله را تکرار می‌کنند که تبدیل به معضل می‌شود در حالی که باید بگویند که ما برای محل دست به اقداماتی می‌زنیم. آنقدر قومیت برای مجری مهم است که این مساله را در ذهن دیگران هم مهم می‌کند.

نگاه جذب به جای نگاه مطرود

محسن حبیبی که همواره مسائل را از بعد تاریخی مورد بررسی قرار می‌هد با بیان اینکه کمی به عقب می‌روم چون پیدایش این محله و آمدن آن در مفاهیم و رمان‌های شهری به دوره ناصری باز می‌گردد که به تصمیم گرفتن برای گسترش شهر گرفته می‌شود؛ گفت: برای انجام این کار چاهی کنده می‌شود، و شاید برای نخستین بار است که ما اولین سرپل‌های جدایی‌گزینی در شهر ایرانی در دوره ناصری پیدا می‌کنیم. شمال شهر و جنوب شهر. ما سه دروازه در جنوب شهر تهران پیدا می‌کنیم، حصار ناصری، دروازه خانی آباد، دروازه غار، دروازه شاه عبدالعظیم و دروازه ماشین. اما چرا دروازه غار؟ به چه چیزی غار می‌گفتند؟ این متخصص شهرسازی با بیان اینکه همان گودهایی که برای ساخت دیوار و خشت کنده می‌شوند، محل سکونت شدند، توضیح داد: درون آن گودی‌ها سوراخ‌هایی کنده می‌شود که درون آن حاشیه نشینانی که به تهران آمده اند سکنی می‌گیرند و به اهالی غار معروف می‌شوند. اگر به جنوب تهران در سال‌های 30 توجه کنید می‌بینید که این مساله باز می‌شود بنابراین در مقابل جدایی‌گزینی مفهوم دیگر جامعه‌شناسی شهری پیدا می‌کنیم و آن مفهوم طرد است. این داستان را در دوازه غار داریم البته در خانی آباد کمتر است. باید توجه داشت بزرگترین کشتی‌گیر ما غلامرضا تختی بچه خانی آباد است. او با اشاره به اینکه تقریبا از سال‌های 30 به بعد وقتی به یادداشت‌هایی که درباره تهران وجود دارد رجوع می‌کنیم، می‌بینیم دروازه غار مکانی می‌شود برای استقرار لوطی‌ها و افراد معترض و عده‌ای جوانمرد؛ توضیح داد: این محله دارای هویت اجتماعی می‌شود که به محله معنی و مفهوم می‌دهد. هنوز هم در کارهای دوستان شورای شهر نگاه کنید می‍بینید که به سرگذشت لات‌های مشهور این محله باز می‌گردند که نقش‌هایی در جنبش‌های اجتماعی داشتند. این محله دارای هویتی است که برای ما ممکن است پیش‌داورانه باشد و ممکن است آن را قبول نداشته باشیم که در سال‌های اخیر به دلیل حضور دیگر اقشار اجتماعی در آن بسیار کمرنگ شده است. تقریبا از سال 1345 همواره نگران مداخله خارجی هستند که طرح جامع تهران تصویب می‌شود، مساله جابه‌جایی گودنشینان دروازه غار مطرح می‌شود. تا در خانه‌های مصادره شده شمال شهر ساکن شوند. بنابراین اصل بر این بوده است که نگاه برونی بر این محله داشتیم که باید این محله را جابه‌جا کرد، این محله را باید بیرون کرد در حالی که اگر ما به جای نگاه مطرود که برای محله مطرح می‌کنیم اگر نگاه جذب به این محله داشته باشیم آن زمان توانایی این محله از هر جایی بالاتر است.

تبدیل گود به دریاچه شهری

حبیبی در بخش بعدی سخنانش به سال‌های بعد از انقلاب رسید و گفت: در یکی از طرح‌ها صحبت از دریاچه‌های جنوب تهران است که گودها تبدیل به دریاچه شود. بعد که تخلیه شدند گودها تبدیل به پارک شد. دروازه غار شاید تنها محلی باشد که در آن دو سوم محله پارک است. یعنی همان گودهای تخلیه و به پارک تبدیل شده است. این محله به‌رغم تمام تلاش‌هایی که برای بهبودش انجام شده است همواره فقر و فلاکت را باز تولید کرده است. بنابراین چه بخواهیم و چه نخواهیم آنها را مطرود کرده است و با دیدگاه پیش داورانه به آنها نگاه کرده‌ایم. هیچگاه ما در این محله‌ها از جامعه یکپارچه صحبت نکردیم. غربتی‌ها، افغانستانی‌ها و باقی ساکنین. بیرون‌تر که برویم و به مرکز شهر برسیم می‌بینیم اگر دیوار عینی وجود ندارد، بلکه دیوار ذهنی قدرتمندی برای مواجهه با آنها وجود دارد. تا اینها با هم مطرود نشوند. تمام نگاهی که به این محله داشتیم همواره این بوده است که این غده چرکین را جراحی کنیم و به بیرون بیاندازیم و هیچ گاه دنبال مداوا و ترمیم آن نبودیم. این کار سختی است که پدر و مادر معتاد را وادار کنیم که کودک به مدرسه برود چون آنها می‌خواهند که کودک کار کند و منبع درآمد باشد. بنابراین چند نکته مهم مطرح است، عینک پیش داوری را برداریم حتی اگرهویت این محله هویتی بر اساس مطرودان است، سعی کنیم معنای مطرود را تغیییر دهیم یا نگاه دیگری به آن داشته باشیم. دومین مساله این است که بتوانیم شهرداری منطقه را وادار به انجام اقداماتی به نفع مرم محله کنیم. بنابراین نگاه ما نگاه از بالا است. راه حل در محله است و هیچ راهی نداریم مگر اینکه اهل محله غار شویم.

اعتقادی به طرح‌های فوری نداریم

کارشناس مسئول امور دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سخنران دیگر این نشست بود. سعید نوروزی با بیان اینکه بخشی از فعالیت‌هایی که در دروازه غار انجام می‌شود تحت نظر معاونت امورتوسعه پیشگیری بهزیستی و برخی دیگر تحت برنامه‌های معاونت امور اجتماعی است، گفت: من در حیطه برنامه‌های معاونت امور اجتماعی اقداماتی را بیان می‌کنم. آنچه که به دفتر معاونت امور اجتماعی مربوط می‌شود، ساماندهی کودکان کار و خیابان است، موضوع دیگر در حقیقت مباحث امروز به دختران و زنان آسیب دیده و در معرض آسیب زیر و بالا 18 سال، مسائل مربوط به معتادان خیابانی هم در همین روند است. نوروزی در حیطه آسیب دیدگان اجتماعی توضیح داد: ما مصوبه و قانون در زمینه رفاد آسیب دیده اجتماعی کم نداریم اما اینکه این قوانین تا کجا اجرا می‌شوند مساله دیگری است. بهزیستی جامعه وسیعی را به عنوان جامعه هدف تعریف کرده است، با اینکه نمی‌تواند همه را تحت پشش قرار دهد. ما با 20 انجمن در دروازه غار همکاری می‌کنیم. شناسایی کودکان کار و خیابان و آشنایی و ارزیابی آنها و خانواده‌هایشان و توانمندسازی آنها از اقدامات بهزیستی است و تا جایی که می‌توانیم خدماتی مبتنی بر شواهد ارائه می‌دهیم. به گفته نوروزی ارزیابی‌هایی صورت گرفته که هر دو سال انجام می‌شود و براساس آنها اطلاعاتی به‌دست می‌آورند و جامعه هدفمان را می‌شناسند و خدمات مناسب ارائه می‌دهند. این خدمات به مرور زمان کهنه می‌شوند و باید ازاطلاعات جدید به‌دست آورد. او گفت: در سال جاری هم فراخوان دادیم که انجمن‌ها یاری رسانند تا با این اطلاعات بتوانیم اقدامات خود را انجام دهیم. ما سعی می‌کنیم نقش تسهیل‌گر داشته باشیم و دنبال مداخلات آمرانه در بهزیستی نیستیم و با دیگر سمن‌ها جلساتی داشتیم و تا جایی که توانستیم خدماتمان را بر اساس شرایط محل انجام دهیم. ما متوجه شدیم که ریشه‌کن کردن کودک خیابانی آرزوی دست نیافتنی است. بلکه می‌خواهیم تعداد آنها را کم و اوضاع زندگی آنها را بهتر کنیم. آموزش بهداشتی و مهارت‌های کاربردی داشته باشیم. سرپناه برای کودکان کار و خیابان وجود ندارد اما دنبال این هستیم که برای آنها سرپناهی ایجاد کنیم. نوروزی با بیان اینکه بهزیستی به هیچ عنوان موافق طرح‌های ضربتی و جمع‌آوری نیست، ادامه داد: اعتقادی به طرح‌های فوری نداریم. ممکن است کارهای جهادی در همه جای دنیا سودمند باشد، اما در آسیب‌های اجتماعی کارهای جهادی تاثیر معکوس دارد. کارهای مربوط به ساماندهی اجتماعی فرآیندی تدریجی است. ما آیین نامه و قانونی برای ساماندهی کودکان خیابانی داریم. تدارک زیرساخت وظیفه شهرداری است و باید زیرساخت در اختیار بهزیستی قرار دهد. با اینکه کارهایی انجام شده است ما نیاز داریم تا اقداماتی بیشتر صورت بگیرد. ما یک کودک کار داریم و کار کودک مبحث دیگر است باید به دنبال این باشیم که شرایط کار کودک را بهبود ببخشیم. باید در نظر داشته باشیم که تحصیل کار کودک است و بنابراین باید شرایط ایجاد کار کودک را حذف کنیم. هنوز در کارگاه‌های زیرزمینی مشکل داریم و قرار است فعالیت‌هایی در این زمینه انجام شود. بیشترین آسیب‌ها برای کودکان در محیط‌های بسته اتفاق می‌افتد. او درباره اقدامات در زمینه اعتیاد کودکان گفت: اعتیاد کودکان از معاونت پیشگیری به معاونت اجتماعی محول شده است معاونت بهزیستی هم آموزش داده است و تفاهمنامه نوشته شده است که کودکان(افراد زیر 18 سال) سم‌زدایی خود را در وزارت بهداشت انجام دهند و بعد از آن به بهزیستی بروند. متاسفانه وزارت بهداشت با بهزیستی همکاری نمی‌کند. ما نمی‌توانیم سم‌‍‌زدایی را در مراکز بهزیستی انجام دهیم چون آن قسمت نیاز به پزشک و اورژانس دارد و فعالیت بهزیستی در حوزه آسیب‌های روانی است. هر کودکی که گرفتار اعتیاد است بعد از سم‌زدایی تحت پوشش بهزیستی درمی‌آید.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.