انتخاب تاریخ:   /  /   
ارسال سوژه کانال تلگرام اینستاگرام سالنامه آرمان منتشر شد نخستین کنگره بزرگداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آرمان ملی شماره 63 آرمان ملی شماره 62 برلیان نت
فرهنگ و هنر
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
تلویزیون و سینما باید به سمت کارهای فاخر بروند
جمعیت پاپی‌های امروزی برای موسیقی کشور تصمیم‌گیری نمی‌کنند/ موسیقی امروز صرفا وسیله تفریح و تفنن است!
شرایط امروز ما دلخواه نیست
گله‌مندم، اما ادامه می‌دهم
گوستاو فلوبر به روایت جولین بارنز
«حنیف» مکمل ۲ نقش قبلی‌‌ام بود
«فریدون شهبازیان» یک استاد و معلم بزرگ است
آبیار: مردم نظراتشان درباره فیلم را منتشر کنند
برگرد به عقب
تلویزیون تلاش گسترده‌ای می‌کند که به فشار امواج ماهواره‌ای پایان دهد/ هیچ خانمی نگفته ما می‌خواستیم در عصر جدید فلان عملیات را انجام دهیم ولی نگذاشتند/ خیلی از مجری‌ها اجازه پخش زنده ندارند
رسانه‌های ما به پول نفتی و آگهی عادت کرده‌اند/ تیراژهای اعلامی مطبوعات غیرواقعی‌ست/ می‌کوشیم کاغذ را مستقیم به چاپخانه برسانیم/ به خبرنگاران اخراجی مشاوره حقوقی می‌دهیم
علی نصیریان یک کلاس بازیگری است
در عرصه تئاتر دچار بی‌سوادی شده‌ایم
چیزی به نام ویزای تضمینی وجود ندارد/ گول تبلیغات کذب آژانس‌ها برای ویزا را نخورید/ افزایش ۴۰ درصدی شکایات با موضوع سفر به حوزه شینگن و کانادا
ادامه تعمیرات در سالن اصلی تئاترشهر
اجرای محمد معتمدی به نفع سیل‌زدگان
ادبیات؛ یگانه منعکس‌کننده ماهیت‌درونی انسان‌ها
پرندگان ما را نشانه کرده‌اند
تا زمانی که ارز دولتی باشد مشکل کاغذ حل نمی‌شود
براهنی یک متفکر ادبی است
چاوش وارد می‌شود
تذکره‌الاولیاء؛ هشت قرن بعد
برای برادرجانی که چشمه‌ای زلال است
نقش منفی کامیار در «دلدار» پیش‌ برنده است
نویسنده‌ها داستان‌های خوب و جذاب نمی‌نویسند
پرویز بهرام درگذشت
جایگاه یک هنرمند را مردم مشخص می‌کنند
نظارت بر صدا و سیما هیچ‌گاه چارچوب قانونی مشخص نداشته است/ علی‌عسگری مدت‌هاست به مجلس نیامده
جایگاه یک هنرمند را مردم مشخص می‌کنند/ شخصیت مهراد به روحیات خودم خیلی نزدیک بود/ مردن مهراد ایراد داستان است/ بعد از گریم کاملا از رضا یزدانی جدا می‌شدم
نمی‌توانم تصنعی بازی کنم
شفافیت را در تمام شئون سینما پیگیری می‌کنیم
علی نصیریان: پرویز بهرام بازیگر بی‌نظیری بود
مردم کتاب‌های نویسندگان بومی را بخوانند
با بلیت‌های ۲۵۰ هزار تومانی به تماشای تئاتر لاکچری می‌نشینیم/ آیا همه اهالی تئاتر در قیمت‌گذاری شریک‌اند؟
برای نقش‌های منفی ازخودم فاصله می‌گیرم
رمانی در ستایش موسیقی
آخرین لبخند پسر برای پدر
کاغذهای انبار شده در گمرکات ظرف دو هفته به بازار عرضه شود
پدیده‌ای به‌نام نقش‌فروشی
«عشق من باش» پرکشید...
گزارش نهایی کمیته بررسی بازار کاغذ هفته آینده اعلام می‌شود
گربه‌ها و آدم‌ها
از آزادی مطبوعات حمایت می‌کنیم/تنها خط قرمز ما، سخن بی‌‌دلیل و غیرمستند است/ فرقی بین دانه ریز و دانه درشت قائل نیستیم
تنها راه نجات صنعت چاپ از بحران، عدم دخالت دولت است/ بیش از ۲۰۰ هزار نفر از این صنعت ارتزاق می‌کنند
کـوه طـلا
«علی نصیریان» رکن اصلی سریال است
خداحافظی شهبازیان از ارکستر ملی
خاموشی راوی «جاده‌ابریشم»
نسل دوبلورهای قدیمی ما دیگر تکرار نمی‌شود
بیشتر
کد خبر: 88705 | تاریخ : ۱۳۹۸/۱/۱۸ - 12:37
دست سينما را بگيريد و از بستر بلند كنيد!

دست سينما را بگيريد و از بستر بلند كنيد!

رضا اورنگ - کارشناس سینما‌

آرمان- كسي كه بگويد در سينماي ايران فساد نيست، دروغگويي بزرگ است. شخصي هم كه ادعا كند همه اين سينما فاسد است، دروغگويي به مراتب بدتر و بزرگ‌تر از دروغگوي اولي است. فساد در سينماي ايران وجود دارد، همان طور كه در صدا و سيما، تئاتر و ديگر مراكز. مگر در سازمان‌هاي ديگر فساد وجود ندارد؟‌هر از گاهی شخصی یا گروهی ادعا می‌کند سينماي ايران و اهالي آن خداي نكرده فاسدند. گروهي هم در مقابل آنان صف كشيده و می‌گویند كه اصلا در سينما فساد وجود ندارد. هر دو گروه‌ يا دروغگوياني مفسده جويند يا خام انديشاني ساده لوح كه آلت دست ديگران قرار گرفته و يا فرصت‌طلباني كه مي‌خواهند از جو ملتهب و آب گل‌آلود، براي خود منفعتي كسب كرده و به آب و ناني شبهه‌ناك برسند.‌آيا براي ريشه‌كن كردن فساد بايد آن را در بوق و كرنا كرد؟! یا روي آن سرپوش گذاشت و براي حفظ منافع كتمان كرد؟ مطمئنا هيچ‌ كدام. براي جلوگيري از فساد و ريشه‌كن كردن آن بايد اصولي برخورد كرد.‌سينماي ايران يك خانواده بزرگ است، منتهي خانواده‌اي كه برخي از اعضايش تاب تحمل يكديگر را ندارند. هر انسان و گروهي براي خودش عقايد و آرماني دارد، هر كس يا گروهي كه بخواهد عقايدش را به زور به طرف ديگر تحميل كند، خواه يا ناخواه رويارويي به وجود خواهد آمد. اين اصلي است كه بي‌تغيير از آغاز خلقت تا عصر حاضر وجود داشته و تا اين جهان گذرا برقرار است وجود خواهد داشت. هميشه اختلاف عقيده و سليقه وجود داشته است،اما آنچه يك جامعه را اصلاح كرده و به سمت پيشرفت و صلاح هدايت مي‌‌كند، تحمل عقايد ديگران و آزادمنشي است. بايد بين همه بحث اصولي باشد، زيرا تضارب آرا باعث حركت رو به جلوی انسان و جامعه مي‌شود، اما تكروي سقوط را به دنبال خواهد داشت. اين حرف ما نيست، گواه بي‌انكار تاريخ است.‌وقتی كه يك مفسده كوچك در سينماي ايران توسط يك يا چند نفر اتفاق می افتد ، بايد همان لحظه اهالي سالم سينما و ریش سفیدان آن ،بدون سروصدا جلوی آن را گرفته و با فاعل اين فعل برخورد کنند تا شيوع پيدا نكند.‌متأسفانه به خاطر اختلافاتي كه اهالي سينما با يكديگر دارند ، اين اتفاق نيفتاده و نمی افتد. براي همين تا يك مفسده كوچك پيدا ‌می‌شود، عده‌اي بيهوده فرياد زده و گلوي خود را جر می‌دهند كه كل سينماي ايران فاسد است، در حالي كه چه بخواهند و چه نخواهند، خود نیز جزوي از اين سينما هستند! گروه مقابل نیز چون با اين عده در جنگ است، براي اينكه جلوی آنان كم نياورند، سعي در كتمان مفسده داشته و از آن بدتر از شخص مرتكب و كار ناشايست او حمايت می‌کنند! اين برخورد دوگانه متأسفانه باعث شيوع فساد شده و ‌می‌شود . وقتی دامنه فساد به بيرون از خانواده سينما كشيده شود، ديگران هم به خود جرأت داده و در اين مسأله دخالت می‌کنند. آيا اگر اين مشكل در خانواده سينما و در سكوت و آرامش حل مي‌شد بهتر بود يا اينکه موضوع پيش مردم علني شده و پرونده‌هايش در دادگاه و كلانتري‌ها باز شود؟‌اكثر خانواده سينماي ايران انسان‌هايي هستند كه سعی دارند خود را از فساد دور نگه‌داشته و پاكيزه زندگي ‌كنند. گناه آنان چيست كه بايد در آتش اختلافات این گروه‌های دور از اندیشه و متخاصم بسوزند؟ به چه جرمي آنان را در جامعه مفسد معرفي كرده و می‌کنند؟ آيا مفسده عده‌اي قليل در سينما را بايد به پاي همه نوشت؟ آيا بايد اين موضوع را در بوق و كرنا كرد و همه سينما را به يك چوب راند؟ آيا بايد دمل مفسده را كتمان و پرورش‌ داد تا دهان باز کرده و بوي تعفن‌اش دامن بيگناهان را نيز بگيرد؟ چرا با دست خود زندگي، كار و هنر خویش و ديگران را زير سوال برده و نابود مي‌كنيد؟ چرا بايد آناني كه پاك زندگي كرده و مي‌كنند در آتش اختلافات بسوزند و خاكستر شوند؟ سينماي ايران بيمار و رو به موت است، براي اينكه برخی از اهالي آن، به جاي فيلمسازي، اشاعه فرهنگ و احياي آن، به جان هم افتاده و درصدد حذف يكديگرند. سينماي ايران به همه سينماگران با هر عقیده و فکری احتياج دارد تا روي پا بايستد. به جاي اينكه به تن و روح بيمار سينماي ايران مدام سنگ بزنيد، دست آن را بگيريد و از بستر بيماري بلند كنيد، زيرا بدون سينما، شما هم وجود نخواهيد داشت، اگر به سينما رحم نمي‌كنيد به خودتان رحم كنيد!‌

 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.