انتخاب تاریخ:   /  /   
ارسال سوژه کانال تلگرام اینستاگرام سالنامه آرمان منتشر شد نخستین کنگره بزرگداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آرمان ملی شماره 63 آرمان ملی شماره 62 رونمایی از کتاب برلیان نت
فرهنگ و هنر
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
تلویزیون ما ایدئولوژی‌زده است/ مکتب انتقادی در ایران جواب نمی‌دهد/ نود و حالا خورشید به دلیل اتفاقاتی در مدیریت تلویزیون تعطیل شدند
تعطیلی «۸۷ متر» تمام می‌شود
هیچ تفاوتی بین اقوام وجود ندارد
واقعیتی است که سریال‌های کره‌ای مخاطب دارند
«حافظ»برترین‌ها را شناخت/ پیشتازی «بانوی عمارت» و«متری شیش و نیم»
در تمام این سال‌ها سیاست‌گذاران فرهنگی غلط تصمیم گرفتند؛ غلط برداشت کردند و غلط هم مدیریت کردند/ صفر تا صد پرونده گاندو دست سپاه بود/ فکر می‌کردم نقش همه مدیران بی‌کفایت دزد را بازی می‌کنم
بدلکاران هیچ امنیت شغلی ندارند/ گفتند بدلکاری هنر نیست تا در جشنواره فجر باشد/ همچنان به دنبال برگزاری جشنواره بدلکاری در ایران هستم
ثبت آثار« مرادی کرمانی» در کمیته ملی حافظه جهانی
ناصر هوشمندوزیری درگذشت
تشکیل سازمان نظام صنفی، مانع دخالت برخی نهادها در کار رسانه‌ها می‌شود
این زندگی زیباست، آقا!
نقش متفاوتی در سریال «گاندو» دارم
نقش خوب پیشنهاد شود، بازی می‌کنم
تئاتر سوژه می‌شود
روس‌ها، فرهنگ ایرانی را از مهم‌ترین تمدن‌های جهان می‌دانند
درخشش تابلوی «فرشچیان» در حراج تهران
بار هستی
اصلاح فرآیند اکران در «هنر و تجربه»
در «عین شین قاف» یک نقش متفاوت بازی کرده‌ام
به‌جای صحبت از کمبودها از قلب‌ها بگوییم
«گاندو» مخاطب را درگیر می‌کند
کبودی‌های برزخ
افتخار می‌کنم با جمشید مشایخی۳ فیلم کار کردم
اولیس یا یولسیز؛ مساله این نیست!
فیلم کوتاهی که ناتمام ماند!
برای اینکه به قانون بی‌احترامی نشود بهتر است شورای پروانه ساخت و نمایش را به مراکز دیگر منتقل کنیم!/ رابطه "ارتفاع پست" و "ما همه باهم هستیم" در چیست؟
جاه‌طلبی در رأس برنامه‌های آمریکایی‌هاست
تهیه‌کنندگان ترجیح می‌دهند با بازیگران فالووربالا کار کنند
کار با مهران مدیری را دوست داشتم
نویسنده موعظه‌گر نیست
در گاندو با یک‌سری جاسوس خنگ طرفیم/ نشان دادن شیوه‌های سنتی جاسوسی نیم قرن پیش خنده‌دار است/ یک جاسوس می‌تواند در هر شغلی باشد، هنرمند، پزشک و حتی روحانی
تکلیف حریم تئاتر شهر امسال مشخص می‌شود
۶۰ درصد سریال‌های دنیا معمایی و پلیسی هستند/ در سینما و تلویزیون تنوع ژانر نداریم/ یک چهارم جمعیت جهان حاشینه‌نشین هستند
اجرای محمد معتمدی به نفع سیل‌زدگان
جمعیت پاپی‌های امروزی برای موسیقی کشور تصمیم‌گیری نمی‌کنند/ موسیقی امروز صرفا وسیله تفریح و تفنن است!
«فریدون شهبازیان» یک استاد و معلم بزرگ است
در عرصه تئاتر دچار بی‌سوادی شده‌ایم
«حنیف» مکمل ۲ نقش قبلی‌‌ام بود
گله‌مندم، اما ادامه می‌دهم
تلویزیون و سینما باید به سمت کارهای فاخر بروند
آبیار: مردم نظراتشان درباره فیلم را منتشر کنند
پرندگان ما را نشانه کرده‌اند
چیزی به نام ویزای تضمینی وجود ندارد/ گول تبلیغات کذب آژانس‌ها برای ویزا را نخورید/ افزایش ۴۰ درصدی شکایات با موضوع سفر به حوزه شینگن و کانادا
شرایط امروز ما دلخواه نیست
برگرد به عقب
تلویزیون تلاش گسترده‌ای می‌کند که به فشار امواج ماهواره‌ای پایان دهد/ هیچ خانمی نگفته ما می‌خواستیم در عصر جدید فلان عملیات را انجام دهیم ولی نگذاشتند/ خیلی از مجری‌ها اجازه پخش زنده ندارند
ادامه تعمیرات در سالن اصلی تئاترشهر
گوستاو فلوبر به روایت جولین بارنز
رسانه‌های ما به پول نفتی و آگهی عادت کرده‌اند/ تیراژهای اعلامی مطبوعات غیرواقعی‌ست/ می‌کوشیم کاغذ را مستقیم به چاپخانه برسانیم/ به خبرنگاران اخراجی مشاوره حقوقی می‌دهیم
بیشتر
کد خبر: 89475 | تاریخ : ۱۳۹۸/۲/۱۶ - 13:26
مطبوعات در حال جان دادن هستند!

مطبوعات در حال جان دادن هستند!

آرمان- مرتضی خبازیان: 200 هزار تن کاغذ وارد شده، 16 هزار تن توزیع شده، چقدر باقی مانده؟ این سوال را می‌توان به دانش‌آموز دبستان داد. دانش‌آموزی که تازه جمع و تفریق یاد گرفته، اما آنقدر ماجرا هولناک است که به مساله‌ای لایه‌لایه، در یکی از تلخ‌ترین رمان‌های مدرن شباهت می‌برد. از این بابت که در ادامه، در گوش زنگ می‌خورد که آن مقدار کاغذ باقی مانده در کدام هزارتو، در کدام ناکجاآباد گم شده است؟ دیگر پرسیدنی نیست که چه کسانی پشت ماجرا هستند و چرا کسی کاری نمی‌کند؟ مقارن روزهایی که رهبر انقلاب در بازدید از نمایشگاه کتاب به وزیر ارشاد توصیه کردند که مساله کاغذ باید حل شود، خبر رسیده که از این به بعد واردات کاغذ با ارز نیمایی صورت خواهد گرفت و ارز دولتی به آن اختصاص نمی‌یابد. دولت احتمالا نتوانسته با صراحت مطلب را بگوید. طرح چنین موضوعی دو احتمال به ذهن می‌آورد؛ اول اینکه دولت دست‌هایش را بالا برده و اعلام کرده که در برابر واسطه‌ها و کسانی که به نام واردات، ارز 4200 تومانی گرفته و به کار دیگر زده یا در بازار آزاد فروخته‌اند ناتوان است و یا اینکه با علم از تاثیر مرگبار ارز آزاد بر قیمت تمام شده مطبوعات مستقل، به زبان بی‌زبانی اقرار کرده که بود و نبود مطبوعات مستقل برای کسی اهمیت ندارد.

شکل بیرونی زخم

اگر چه وزارت آموزش و پرورش در پیچ‌وخم بودونبود مشق شب برای بچه‌ها مانده اما از این فرصت می‌توان استفاده کرد و مساله دیگری طرح کرد. اگر قیمت تمام شده مطبوعات آنقدر بالا برود که خرید آن ممکن نشود، چقدر طول خواهد کشید که یک روزنامه تعطیل شود؟ به نظر می‌رسد این مساله برای دانش‌آموزان پیچیده باشد، اما می‌توان آن را از اعضای محترم کابینه سوال کرد و در شرح سوال افزود که در این ماجرا اصلا و ابدا خط و ربط و رنگ و بوی روزنامه و مجله مهم نیست. آقای وزیر ارشاد آیا می‌تواند تخمین بزند که چند شماره طول می‌کشد تا یک روزنامه به تمامی خاموش شود؟ اگر آقای وزیر کار آمار درستی از بیکاران دارد، می‌تواند روشن کند که اهالی مطبوعات تعطیل شده چقدر باید بیکار بمانند تا به کار دیگری مشغول شوند؟ وزیر محترم تعاون می‌تواند درباره اینکه به اهالی بیکار شده تا چه وقت و چه مقدار بیمه بیکاری تعلق می‌گیرد سخن بگوید و سرانجام وزیر صنعت که قرار است در همفکری با وزیر ارشاد حل کننده مشکل باشد، آیا می‌تواند یک جمله امیدبخش درباره واردات موثر کاغذ در آینده‌ای دوردست بگوید؟

البته منظور خبرنگاران سایت‌ها و همان فضای مجازی است که در جای خود داستان دیگری دارند. مساله دشوار را می‌توان ادامه داد مثلا وزیر بهداشت صرف نظر از اینکه چه بیتی را می‌تواند برای خبرنگاران مطبوعاتی و روزنامه‌نگاران بخواند، برای کم‌کردن بار روانی ناشی از بیکاری چه می‌تواند بکند و برای کم‌کردن از آسیب‌های روانی ناشی از بیکاری چه تمهیدی خواهد اندیشید؟ روشن است که این مساله، در واقع شکل عریان و بیرونی زخمی منتشر در لایه‌های درون است. درون زخم‌خورده مطبوعات مستقل که در طول ناهمواری‌های متعدد این سال‌ها متوقف نشد و با «تدبیر» دولت و یا با «تدبیر نکردن» دولت می‌رود که به تمامی در محاق فرو رود.

یک احتمال دردناک

درگیرودار ماجرای کاغذ یک احتمال در ذهن، مثل نوری از دوردست سوسو می‌زند؛ اینکه باقیمانده کاغذها، همان مقداری که در دورترین زاویه ناکجاآباد فرورفته‌اند، در واقع برای بیرون آمدن در بزنگاه ذخیره شده‌اند. تنها بزنگاهی که معنا می‌یابد، انتخابات مجلس در اسفند آینده است. در این باره می‌توان مساله دیگری طرح کرد که حل کردن آن چندان دشوار نیست. اگر کاغذ آنقدر گران بشود که چاپ و انتشار مطبوعات مستقل ناممکن شود، اگر قیمت کاغذ آنقدر بالا برود که تبلیغات کاندیداهای مجلس مقرون به صرفه نباشد، چه کسی برنده رقابت‌های انتخاباتی است؟ پاسخ آنقدر روشن و ساده است که از فرط سادگی دهشتناک به نظر می‌رسد؛ کسی که کاغذ ارزان در اختیار دارد و می‌تواند همه شهر را با کاغذ ارزانی که به دستش رسیده فرش کند. در جنگ نابرابری که شکل خواهد گرفت، چه کسی برنده است؟

سخن صریح با دولت

هر چه باشد و در حال، صرف نظر از همه مشکلاتی که روی دولت آوار شده، همان‌قدر که دولت در تهیه و توزیع گندم وظیفه‌ای غیر قابل فراموشی دارد، درست به همان اندازه، نه کمتر و نه بیشتر وظیفه دارد که کاغذ را به مصرف کننده برساند. حرف‌های کلیشه‌ای اینجا و در این بازار پرآشوب بی‌معنی‌تر از آن است که بر آن تاکیدی موکد شود. مطالعه چنین می‌شود و چنان می‌شود... نه! کاغذ باید باشد و باید به قیمت معقول به دست مطبوعات و ناشران برسد. در اوج روزهایی که شبکه‌های اجتماعی گسترش یافته بودند، هیچ‌کس جرات نداشت که بگوید در صورت غیبت مطبوعات کاغذی، بار خبررسانی و تحلیل به دوش فضای مجازی می‌افتد. مطبوعات کاغذی در جهان دیگری جریان دارند که در آن پنهان شدن پشت نام‌ها و چهره‌های دروغی ممکن نیست و به همین دلیل تردید و دروغ در آن کمتر راه می‌یابد. نگاه آماری به مطبوعاتی که دچار مشکل شده‌اند با سایت‌های فضای مجازی که همین داستان را دچار بوده‌اند، روشن‌کننده تفاوت بنیادی این دو فضاست. در همین روزها که مطبوعات زیر شدیدترین فشارها قرار دارند، از هرکسی که از مقابل دکه‌های مطبوعاتی می‌گذرد می‌توان پرسید که در کوتاه‌ترین لحظه‌های درنگ در برابر دکه‌ها، آیا چشم به تیتر روزنامه‌ها می‌دوزند یا نه؟ حالا می‌شود به وزرای درگیر با مساله کاغذ پیشنهاد کرد که وقتی برای حل مساله گفته شده به هم نگاه می‌کنند و در پاسخ درست تردید دارند، برای لحظه‌ای فکر کنند که شهر بی‌روزنامه چگونه شهری خواهد بود؟ و در انتها می‌توان یادآوری کرد که مبادا در ظرف چند ماه، با فرش شدن کوچه‌ها و خیابان‌های شهر معلوم شود که چه کسانی در پشت ماجرا بوده‌اند.

سخنی با رئیس‌جمهور

به نظر می‌رسد آقای روحانی در مقام رئیس شورای عالی امنیت ملی در نگاه به وضعیت کاغذ که همواره کالایی استراتژیک دانسته شده، باید وارد گود شود و به عنوان عالی‌ترین مسئول اجرایی کشور ماجرا را تا حصول نتیجه نهایی دنبال نماید. به هر حال باید به تلخی یادآوری کرد که فشار به مطبوعات در دولت تدبیروامید اتفاق افتاده و شایسته است دولت تدبیری موثرتر و بدون فوت وقت بیندیشد. آقای روحانی؛ به عنوان حقوقدانی که فرزند رسانه بوده‌اید، اجازه ندهید در دولت شما تعطیلی یکی پس از دیگری مطبوعات به علت بحران کاغذ به یادگار بماند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.