کد خبر : 226660 تاریخ : ۱۳۹۷ شنبه ۲۳ تير - 00:00
حق ایرانی این نیست سهراب پورناظری*

قصد استحمام داشتم که ديدم برق نداريم؛ شير آب را باز و با خودم فکر کردم با اين روند، چند سال آینده، هنوز آبى از شير آ‌ب خانه‌هايمان سرازير می‌شود؟ بر اساس دانش من، آب مورد استفاده‌ مردم در خانه‌ها، حدود ۵ تا ۱۰درصد آب مصرفى كشور است و بقیه‌ آن در كشاورزى و صنعت مصرف مى‌شود و بر اساس شنيده‌ها و دیده‌ها و استدلال‌هایم، بحران تنها بر اساس بی‌تدبیری و نبود تخصص و نگاه ملی در حوزه‌های مدیریتی، دامنگیر سرزمین ایران شده است. بعد از این مرور در ذهنم یاد جلسه‌ای که ماه رمضان سال گذشته با دکتر نوبخت، مدیر خوشرو و متین سازمان برنامه ‌و بودجه داشتم، افتادم (اين تنها جلسه‌‌‌ام با یکی از افراد دولت برای صحبت درباره‌ مشکلات فرهنگی بود و پیش و بعد از آن، انگیزه‌ای برای شرکت در اینگونه جلسات نداشته‌ام).آن روز برای حل مشکلات فرهنگ و دیگر مسائل از ایشان خواستم تا روی این موضوع تحقیق کنند که چرا در این چهل‌و‌اندی سال، تمام نخبگان فرهنگ و هنر این سرزمین از کار در دولت و تعدادی از فعالیت در ایران و برخی حتی از زندگی در ایران فراری‌اند؟ این نکته‌ دردناک در تمام مراکز تصمیم‌گیری و مدیریتی ایران کم و بیش قابل لمس است؛ با اینکه امید به شنیده‌شدن حرف در مسئولان وجود ندارد اما باز هم بر اساس خویش‌کاری این نکته را گوشزد می‌کنم که تنها راه نجات از زوال کشور در چند سال آینده، ‌استفاده از مغزهای کم‌نظیر ایرانی است که به هر دلیل خانه‌نشین شده‌ یا باعث مهاجرتشان شده‌ایم؛ من به یقین به شما می‌گویم اگر نوابغ ایراني که در سراسر جهان در حال خدمت‌رساندن به کشورهای دیگراند، زمینه مساعد و امن برای کار در ایران پیدا کنند، بی‌شک در مدتی محدود قادر به نجات ایران خواهند بود؛ اینکه دیگر دست درازکردن پیش غرب و شرق نیست و به گمانم آخرین فرصت برای جلوگیری از نابودی آب، هوا، منابع، زیست‌بوم، امید و آینده‌ جوانان و پیران در این سرزمین است. ایرانی که این میزان از خدمات را به بشریت کرد، مستحق این روزگار نیست. ایرانی که فرهنگ، هنر، پزشکی، مهندسی، نجوم، ریاضیات، هندسه و... را به جهان و بشریت هدیه کرد، لایق این سرنوشت نیست. باور کنید، کافی ‌است. باور بفرمایید روزی نیست که از این غم چشمانمان‌ تر نباشد. لطفا فرمان را عوض کنید؛ بدون شعار و حرف سیاسی و... بدون تعارف خسته‌ایم!