گزیده گویی، صراحت و دقت ذاتی در انتخاب واژگان و تعابیر، ویژگیای است که از هم سخنی با او دریافت میکنی. محسن رضایی در این گفت و گو از وقایع بعد از انتخابات و جریان اصولگرایی و... گفت که میخوانید:
- دو نفر از نامزدهای انتخاباتی ریاستجمهوری به عنوان متهمین حوداث بعد از انتخابات شناخته میشوند. شما هم معتقد به این موضوع هستید؟
به نظر من این دو نفر اشتباه بزرگی مرتکب شدند. وقتی شورای نگهبان نتایج انتخابات را اعلام کرد، باید این آقایان به آن نتایج تن میدادند.
- غیر از خطای استراتژیک این افراد در تمکین نکردن به قانون چه کسان دیگری را در برابر افروختهشدن فضای جامعه و به انحراف رفتن مسیر مقصر میدانید؟
افراط گرایی و در حقیقت تندروی و همچنین تفریط و کنار کشیدن یک عدهای از نخبگان که میتوانستند نقشآفرینی کنند، خیلی مؤثر بود. افراط گرها مرتب هیزم در آتش میانداختند و آتش را شعلهور میکردند. نخبگان مؤثری که میتوانستند بیایند و این آتش را خاموش کنند، خودشان را کنار کشیدند.
- شما گفتید برخی نخبگان کنار کشیدند. منظورتان چه کسانی بود؟
به نظر من افرادی مثل آقای هاشمی باید نقش فعال تری را در کنار رهبری ایفا میکرد. مانند نقش مرحوم احمد آقا که بازوی حضرت امام بودند. احمد آقا فرزند امام از فاصله گرفتن بسیاری از اشخاص از حضرت امام جلوگیری کردند.
- فکر نمیکنید در یک سال اخیر فضای کشورمان بیش از حد امنیتی شده باشد؟
این یکی از پیامدهای رفتار غلط برخی فعالان سیاسی است که یک اعتراض اجتماعی را تبدیل به اعتراضات سیاسی کردند. اعتراض مردم بعد از انتخابات، اعتراض اجتماعی بود، ولی این اعتراضات اجتماعی به اعتراضات سیاسی تبدیل و بعد هم به فضای سیاسی- امنیتی تبدیل شد. ما باید به مرحله اول برگردیم. اعتراضات اجتماعی یعنی اینکه مردم عمدتاً بعد از انتخابات در بحث انتخابات ابهام داشتند. باید ابهامات آنها بر طرف میشد نه آنکه ابهامات و سوالات سیاسی جدیدی در ذهن آنها بوجود میآمد.
- شما در مقطعی خیلی محکم گفتید اگر براساس شمارههای کدهای ملی بشماریم، من نهصدهزار رأی دارم. ولی بعد یکباره کنار کشیدید، که در محافل سیاسی برداشتهای متفاوتی از این اقدام شما برداشت شده بود، تحلیلتان این بود که فضا دارد «سیاسی» و تند میشود و به نفع نظام این کار را کردید یا تحلیل دیگری داشتید؟
من دو دلیل داشتم که کنار کشیدم؛ یکی اینکه شورای نگهبان نظر نهایی دادند و نتیجه انتخابات را اعلام کردند. مسئله دوم این بود که میدانستم اگر بعد از اعلام نتیجه توسط شورای نگهبان اعتراضات ادامه پیدا کند، اعتراضات دیگر سیاسی میشد و وقتی اعترضات سیاسی میشد، حتماً به مسائل امنیتی هم کشیده میشد. من این را میفهمیدم و درک میکردم.
آقای رضایی! شما اشاره ای داشتید مبنی بر اینکه «جامعه اسلامی در جمهوری اسلامی باید اصلاح شود». شاخصههای این اصلاحگری و موضوعاتی که باید در جامعه اصلاح شود چه چیزهایی است؟
ما از مرحله دولتسازی و ملتسازی عبور کردهایم. یعنی امروز سیاست داخلی و خارجی داریم، نیروی دفاعی قدرتمندی داریم. دموکراسی ایران امروز مستقر است، ملت ایران به معنای واقعی سرنوشت سیاسی خودش را به دست گرفته و در انتخابات شرکت کرده و اظهار وجود میکند. بنابراین ما از عصر دولتسازی و ملتسازی عبور کردهایم اما وارد عصر جامعهسازی شدهایم یعنی ما با جامعهای که امروز مواجه هستیم این جامعه، مطلوب و ایده آل نیست . اقتصادش را نگاه کنید! مشکلات فراوانی میبینید. ما با یک جامعه آرمانی خیلی فاصله داریم . حالا ما وارد این عصر شدیم انتقادی که به روشنفکران کشورمان و به خصوص فعالان سیاسی و رهبران احزاب ایران دارم این است که عموما فضای ذهنی این دوستان سیاست است هنوز یعنی هنوز به دولت- ملت فکر میکنند. به جامعهسازی و شکلگیری جامعه و رسیدن به یک جامعه آرمانی کمتر میاندیشند.
- اگر اجازه دهید وارد حوزه سیاسی شویم. ارزیابیتان از وضعیت اصلاحطلبها چیست؟ فکر میکنید چه عاقبتی در انتظار آنها است؟
من نمیتوانم پیشبینی کنم؛ بستگی به خود مدیران و رهبران اصلاحطلب دارد که چگونه میخواهند از این وضعیت که الان برایشان پیش آمده عبور کنند. اگر بتوانند با یک مدیریت خوب از این حوادثی که به وجود آمده عبور کنند و فاصله خودشان را با رهبری و نظام کم کنند و مرزهای خود را با بیگانگان شفاف تر سازند میتوانند دوباره به صحنه سیاسی کشور برگردند. امروزه یک تهدید جدیدی با کمک دشمنان ملت ایران شروع شده است . اصلاح طلبان باید مواضع خود را شفاف در مقابل تحریم ها، زیر سوال بردن مواضع و اندیشه حضرت امام (ره) روشن کنند.
- یکی از سؤالاتی که مطرح است راجع به قضیه 14 خرداد بود و اینکه آیا به آقای سیدحسن و هاشمی اهانت شد؟
به هر حال در سالگرد حضرت امام (ره) به نوه ایشان توهین شد. این کار خوبی نبود و مورد سوء استفاده دشمنان ما قرار گرفت که خوراک تبلیغاتی بیش از یک هفتهای برای دشمنان ما درست کرد.
- یکی از موضوعاتی که چندی پیش در همایشی در مورد مراجع مطرح کرده بودید درباره رابطه بهتر برقرار کردن بین سه قوه و مراجع بود. در طی چند روز اخیر شاهد حرکتهایی بودیم که تعبیر کلی که از آن میشود توهین به مراجع است. مثلا مساله شکستن شیشههای بیت آقای نوری همدانی در قم. فکر میکنید آبشخور این جریانها کجاست و اگر این فضای توهین ادامه پیدا کند چه نتایجی به دنبال دارد؟
روحانیت و مرجعیت پشتوانه اصلی حکومت است رابطه آنها و قوای سه گانه باید تقویت شود. از هر نوع حرکتی در تضعیف این نهاد باید جلوگیری کرد. حوادثی که در قم اتفاق افتاد کاملا اشتباه بود. در حقیقت کسانی که این کار را انجام میدهند میخواهند به خارج و دنیا بگویند که در قم و در مرکز روحانیت، حکومت اسلامی با مشکل مواجه است. در حقیقت این کاری که در آنجا انجام شد تصویرسازی منفی از اقتدار جمهوری اسلامی را دارد نشان میدهد و دشمنان ما از این رفتار سوء استفاده میکنند.
- شما سال 87 بحث دولت ائتلافی را مطرح کردید. آیا شما قائل به این هستید که باید بازپیرایی و بازسازی در جریان اصولگرا انجام شود؟
دو نکته اینجا مهم است؛ یکی اینکه اولا اداره کشور ایران نیاز به دولتی خیلی قوی و کارآمد دارد. ایران کشوری بزرگ است و مشکلات آن هم زیاد است، از مواجهه ای که ایران با آمریکا و اسرائیل دارد تا بحثهای داخلی ایران؛ اقتصاد بسیار بزرگ دارد، ما بیش از 70 میلیون جمعیت را هم به اینها اضافه کنیم. این خام اندیشی است که فکر کنیم یک نفر قهرمان در میان شخصیتهای کشور هست که این اگر بیاید تمام مشکلات کشور را حل میکند. باید دولتهای ائتلافی بیایند تا بتوانند کشور را اداره کنند. مساله دوم این است که ما احزاب قوی و با سابقه طولانی نداریم. در دنیا که احزاب کشور را اداره میکنند به دلیل قدمت تاریخی و تجاربی که از اداره کشور از دورههای گذشته در دل خود ثبت کردند و برنامه ها و کادرهای فراوانی که دارند کسی که رئیس جمهور میشود پشتوانه عظیم کادر، برنامه و تجربه آن فرد را برای اداره کشور پشتیبانی میکند. ما که در ایران چنین احزابی را نداریم. پس حتما بایستی تا رسیدن به آن نقطه از دولتهای ائتلافی استفاده کنیم. اما وقتی میگوییم دولت ائتلافی منظورم این نیست که افراد لیبرال را با افراد اصولگرا با هم قاطی کنیم. خوب معلوم است که اینها نمیتوانند با هم کار کنند. من وقتی میگویم دولت ائتلافی منظورم دولت ائتلافی متعهد و کارآمد است یعنی گروههای متعهدی که در این کشور هستند و کارآمدند با هم یک دولت تشکیل دهند. این مدلی بود که در انتخابات دنبال میکردم و همچنان هم معتقدم که تنها راه اداره کشور این است که دولت متعهد و کارآمد ائتلافی درست کنیم و تمام نیروهای متعهد کشور از هر سلیقه فکری که در نیروهای اصولگرا هستند حتی اگر در نیروهای جناحهای دیگر هستند افراد متعهدشان که دارای تعهد انقلابی و ارزشی هستند دور هم جمع شده و دولت کارآمد را سامان دهند.
- الان جریان اصولگرا به دو شق طیف قدیمی و اصیل و جریان دولتی تقسیم شده است. ارزیابی شما را از این دو جریان میخواهم. فکر میکنید کدام یک از این دو جریان، دوام دارد و میتواند از آرمانهای امام صیانت کرده و به پیش برود؟
هیچ کدام از این دو جریان به تنهایی نمیتواند کار مهمی انجام دهد. تنها راه فراروی جریان اصولگرا این است که همه دور هم جمع شوند و بر روی محور برنامه روشن و شفاف، پشت سر مقام معظم رهبری و بر محور ولایت، یعنی ولایت و برنامه توافق کنند؛ به نظر من غیر از این راهی نداریم. گروه آقای احمدی نژاد و دوستانشان را هم اگر کنار بزنند و گروه دیگری از اصولگرایان بر سر کار بیاید بازهم از همه ظرفیت ها استفاده نمیشود.
- فکر میکنید که در جبهه اصولگرایی انحرافی شکل گرفته؟
جامعه ما دارد این پدیده را نشان میدهد. باید دید علل این پدیده آیا نادانی است یا برنامههای جریانات خاصی پشت سر این پدیده است. این پدیده ای است که من قبول دارم الان در کشور ما شکل گرفته و با افراط گری هایی که انجام میدهند آب به آسیاب دشمن میریزند.
- پیش بینی شما از آتیه این جریان چیست؟
من متن جامعه و فطرت جامعه را مثبت میدانم و آینده خوبی در پیش خواهد بود. متن مردم اجازه نمیدهد جریانات منحرف از امام و رهبری شکل بگیرد.
- آقای رضایی چه خطراتی را برای جریان اصولگرایی پیش بینی میکنید و فکر میکنید این جریان باید نسبت به چه موضوعاتی هوشیار بوده و برنامه ریزی داشته باشد؟
به نظر من اولین تهدید جریان اصولگرا تک روی است. یعنی هیچ خطری بالاتر از تک روی در جریان اصولگرا نیست. مساله دوم بی برنامه بودن است و سلیقه محوری یعنی به جای اینکه برنامه روشن و شفافی برای اداره کشور داشته باشیم به سلیقه هایمان تکیه میکنیم. باید سلیقه محوری را کنار بگذاریم و برنامه محوری را در پیش بگیریم مساله سوم هم خودمان را بی عیب و نقص دانستن و تجدید نظر نکردن در رفتارهایمان است. به همین دلیل معتقدم جریان اصولگرایی باید یک انتقاد درونی از خودش را شکل دهد و صادقانه همه بایدبیایند و بنشینند و انتقاد سازنده ای از خودشان داشته باشند. همه آسیب هایی که در طی این 20 سال اخیر داشته اند را آسیب شناسی کنند و اگر هم لازم شد صادقانه مردم را در جریان بگذارند و بگوبند نقاط آسیب اصولگرایی کجا بوده است.
منبع :خبر آنلاین

