سیدقاسم ذاکری- ورود محمد البرادعی به صحنه سیاست داخلی در مصر به بهانه انتخابات ریاست جمهوری 2011 در فضای ابهام آلود مصر بعد از مبارک باعث جلب توجه افکار عمومی داخلی مصر و جامعه جهانی نسبت به مسائل داخلی مصر شده است. بنظر میرسد با توجه به موانع جدی فراروی نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری برای افراد مستقل و تشکلهای غیر وابسته به حزب حاکم، هدف اصلی البرادعی از ورود.
به مسائل داخلی مصر، فراتر از هدف کوتاه مدت رئیسجمهور شدن، استفاده از ظرفیت شخصیاش جهت ایجاد روندها و ترسیم نقشه راه برای حل معضلات اساسی جامعه مصر باشد. البرادعی امیدوار است با جلب همدلی و همکاری کشورهای غربی همچنین طبقه متوسط و تحصیلکرده مصری بتواند دستور کار مشخصی را فراروی نسل جدید حاکمان مصری بعد از مبارک قرار دهد.
طرح موضوع
ورود محمد البرادعی مدیر کل سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی و برنده جایزه صلح نوبل به صحنه سیاست داخلی در مصر و اقدام وی در راهاندازی جبهه ملی تغییر در اوایل سال 2010 و اعلام آمادگی مشروط برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری در سال 2011 باعث توجه افکار عمومی جهانی به مسائل داخلی مصر شده است. در این مقاله سعی میشود تا اهداف البرادعی از ورود به مسائل مربوط به سیاست داخلی در مصر همچنین نتیجه احتمالی اقدام البرادعی بررسی و واکاویده شود.
اقدامات محمد البرادعی
از اواخر 2009 تاکنون
البرادعی در آخرین روزهای مدیر کلی خود در آژانس بینالمللی انرژی اتمی یعنی دقیقا در نوامبر 2009 طی مصاحبه اختصاصی با شبکه سی.ان.ان آمادگی خود برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری مصر بهشرط وجود تضمینهای مکتوب و عینی در برگزاری یک انتخابات آزاد، سالم و شفاف را ابراز نمود.
بدنبال مصاحبه مزبور و بازتاب آن در داخل مصر دفتر البرادعی در وین طی ارسال نامهای برای روزنامه مصری الشروق اعلام کرد که محمد البرادعی هنوز تمایل و یا عدم تمایلش برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری 2011 را اعلام نکرده است و از آنجا که البرادعی تا پایان نوامبر 2009 مدیر کل آژانس میباشد بنابراین تا مدت مذکور تمام ذهن ایشان مشغول مسائل مربوط به آژانس خواهد بود. در چنین شرایطی برخی احزاب معارضه در مصر و از جمله حزب لیبرالی الوفد آمادگی خود برای حمایت از نامزدی البرادعی در انتخابات 2011 بعنوان نامزد حزب یاد شده را اعلام نمودند. محمد البرادعی در مصاحبه مفصلی که در اواخر دسامبر 2009 با روزنامه مصری الشروق انجام داد از مبارک خواست تا با تشکیل کمیسیونی ویژه متشکل از حقوقدانانی که با رای مستقیم مردم انتخاب شده باشند مبادرت به تغییرات در قانون اساسی نه بخاطر تغییر مواد ناظر بر شرایط نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری بلکه بهمنظور احیای ارزشهای اصیل مدنی در جامعه نماید. وی در این مصاحبه ضمن بی اهمیت دانستن این موضوع که چه کسی در 2011 رئیسجمهور مصر خواهد شد با یادآوری فقر بعنوان مهمترین و فوری ترین مشکل مصر که خطر آن حتی میتواند بدتر از فروافتادن بمب اتمی بر مصر باشد خواستار توجه به روندهای طولانی مدت در کشور و تقویت طبقه متوسط بعنوان کمربند ایمنی جامعه شده است. البرادعی در این مصاحبه مفصل که در سه شماره روزنامه الشروق چاپ و منتشر شد بارها بصراحت تاکید کرده است که موضوع انتخابات 2011 بعنوان هدف کوتاه مدت اصلا مد نظر او نیست بلکه هدف اصلی او هشدار نسبت به مخاطرات اساسی و راهبردی فراروی مصر است.
محمد البرادعی در اولین روز بازگشت به وطن یعنی روز جمعه 19 فوریه 2010 در فرودگاه قاهره با استقبال شایان توجهی از طرف فعالان سیاسی و نمایندگان احزاب معارضه در مصر مواجه شد، نامبرده در اولین هفته اقامت خود در مصر بلافاصله با مهمترین شخصیتهای سیاسی و فرهنگی از جمله رهبران احزاب و گروههای معارضه، برخی رهبران مذهبی و عمرو موسی دبیر کل اتحادیه عرب ملاقات نمود. علاوه بر آن البرادعی در مدت یاد شده به منظور ارائه دیدگاههای سیاسی خود مبادرت به انجام مصاحبههای گستردهای با مطبوعات و شبکههای ماهوارهای و وسایل ارتباط جمعی مختلف نمود. مهمترین اقدام البرادعی در اولین هفته بازگشت به مصر تاسیس و راه اندازی «انجمن ملی برای تغییر» در فوریه 2010 بوده است. در تشکل یاد شده تقریبا نماینده و یا نمایندگانی از مهمترین احزاب و تشکلهای معارضه از جمله اخوان المسلمین، جنبش الکفایه، جریانات ملی گرای ناصری، احزاب و تشکلهای لیبرال دموکراسی، چپ سنتی، اساتید و نخبگان دانشگاهی مستقل و برجسته مصری، قضات و حقوقدانان خوشنام و مشهور مصری، برخی نخبگان ادبیات و داستان نویسی مانند علاء الآسوانی و برخی فعالان سیاسی قبطی مذهب حضور دارند. البرادعی در مصاحبهای که اخیرا با روزنامه القدس العربی انجام داده است تعداد اعضای انجمن ملی تغییر در سرتاسر مصر را دست کم 60 هزار نفر برآورد کرده است که عمدتا شامل جوانان تحصیلکرده و نخبگان جامعه میباشد.
واکنش جهات رسمی به فعالیتهای البرادعی
جهات رسمی در مصر ابتدا سعی کردند نسبت به البرادعی بی تفاوت باشند، لذا سانسور و بایکوت خبری نسبت به فعالیتهای البرادعی اولین واکنش جهات و رسانههای رسمی در مصر بود اما بتدریج و بدنبال بازتاب گسترده فعالیتهای البرادعی در داخل و خارج از مصر رسانههای رسمی و دولتی مصری و برخی چهرههای حزب حاکم دموکراتیک ملی حملات شدیدی را علیه البرادعی ساماندهی نمودند. بالاخره بدنبال جوسازیهای گسترده جهات رسمی در مصر علیه البرادعی وی در مصاحبه اخیر خود با روزنامه فرامنطقهای القدس العربی در ششم ژوئن 2010 اعلام کرده است از آنجا که بعید است در شرایط کنونی در مصر انتخابات آزاد و شفاف برگزار شود و انتخابات در مصر تنها دکوراسیون و صورت ظاهر دموکراسی است، بنابراین در چنین انتخاباتی نامزد نخواهد شد. لازم به یادآوری است سرکوب و قلع و قمع طرفداران البرادعی در خیابانها بوسیله حاکمیت مصر باعث موضعگیری رسمی آمریکا علیه سرکوبهای یاد شده گردید. در هر حال ارزیابی کلی در حاکمیت مصر اینگونه است که نظام مصر از ظرفیتها و اعتماد بنفس کافی برای کنترل و مهار مساله البرادعی در انتخابات 2011 برخوردار میباشد.
زمینهها و عوامل ورود البرادعی
به صحنه سیاسی مصر
کهولت سن و وضعیت بیماری رئیسجمهور 82 ساله مصر امکان نامزدی مجدد وی در انتخابات ریاست جمهوری 2011 را با ابهامات جدی مواجه نموده است. در چنین شرایطی با توجه به رقابتهای درون حاکمیت در موضوع جانشینی مبارک و شک و تردیدهای فراوان در موفق شدن جمال مبارک (پسر رئیسجمهور فعلی مصر و رئیس دفتر سیاسی حزب حاکم) برای جانشینی پدرش همچنین تردیدهای فراوان در مهارت وی برای کنترل و اداره امور مصر طبق برنامه و راهبردی که طی سی سال گذشته اعمال شده است، بهاضافه تداوم بحرانهای موجود در محیط پیرامونی مصر (غزه، سودان، سومالی، بحران آب در حوزه نیل و ...) باعث تصور ایجاد نوعی خلا در فضای سیاسی مصر بعد از مبارک شده است. اقدام حزب حاکم دموکراتیک ملی در ایجاد تغییراتی در برخی مواد قانون اساسی در سال 2007 در کنار صعود جمال مبارک در ارکان حزب حاکم و ظاهر شدنش در برخی سفرهای مهم خارجی مبارک خاصه سفر وی به آمریکا همچنین تلاشهای وافر جمال در برخی پروندههای مهم کشور از جمله مقوله خصوصی سازی اقتصادی در کشور و تلاش در ارائه راهکار بلکه تنظیم راهبرد در برخی از مهمترین مسائل کشور از مجرای دفتر سیاسی حزب حاکم بیش از هر زمان دیگری شائبه تصمیم مبارک پدر برای جانشینی پسرش را تقویت نموده است. هر چند تا این لحظه نه مبارک پدر رسما چنین تمایلی را ابراز کرده و نه مبارک پسر بیشتر از امکان نامزد شدنش در انتخابات ریاست جمهوری 2011 بعنوان یک شهروند دارای حقوق سخن گفته است بنابراین فضای ژلاتینی و مبهم مصر بعد از مبارک این امکان را برای البرادعی فراهم نموده تا به بهانه انتخابات ریاست جمهوری 2011 بتواند گفتمانی را در صحنه سیاسی مصر دنبال نماید. شایان ذکر است بر اساس تغییراتی که اخیرا در سال 2007 در مواد 76،77 و 88 قانون اساسی بوجود آمده است شرط نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری کسب تایید و حمایت 3% از نمایندگان مجالس شعب (مجلس عوام) و شورا( مجلس سنا) از یک کاندیدا میباشد. علاوه بر آن احزابی که قصد معرفی نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری را داشته باشند نباید کمتر از پنج سال از تاسیس آن بگذرد؛ هر فرد مستقل نیز تنها در صورت موفقیت در کسب حمایت و تایید حداقل 250 نماینده از مجالس شعب (عوام)، شورا (سنا) و شوراهای استانها میتواند نامزد انتخابات ریاست جمهوری بشود. در چنین شرایطی با توجه به سیطره قاطع نمایندگان حزب حاکم بر مجالس شعب و شورا و شوراهای استانی عملا ورود نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بصورت مستقل و یا از طرف هر حزبی غیر از حزب حاکم از نظر قانونی غیرممکن و منتفی میباشد.
علی رغم زمینه سازیهای حزب حاکم برای بهقدرت رسانیدن جمال در یک فرایند بظاهر دموکراتیک و با وجود موفقیت جمال در کسب حمایت مهمترین نخبگان اقتصادی در مصر و جهاتی از تصمیم سازان در آمریکا و اسرائیل ولی برخی بدشانسیهای وی همچنان مانع از تصمیم قاطع واشنگتن و مبارک پدر برای اعلام رسمی جانشینی وی شده است. از جمله این بدشانسیها میتوان علاوه بر تداوم بحرانهای کمرشکن در محیط پیرامونی مصر که به برخی از آنها اشاره شد همچنین رقابتهای جدی جهاتی در داخل حزب حاکم (حرس قدیم و دستگاه امنیت) با جمال به برخی بدشانسیهای دیگر جمال بشرح ذیل اشاره نمود: ناکامی در اجرای پروژه خصوصی سازی اقتصادی مصر بعنوان مدخلی برای کسب محبوبیت و مقبولیت مردمی (بخاطر مواجه شدن با بحران مالی جهانی)، پررنگ شدن ایده لزوم عدم دخالت آشکار واشنگتن در مساله جانشینی مبارک در محافل تصمیمسازی آمریکا، ناامیدی آمریکا و اسرائیل از آینده مصر، نارضایتی کلی واشنگتن از کارآمدی مبارک پدر و سیاست اعمال شده طی سی سال گذشته در مصر، ناکامی جمال در کسب محبوبیت مردمی و جلب رضایت نخبگان فکری.
در شرایطی که مبارک پسر هنوز نتوانسته خلا سیاسی مصر بعد از مبارک پدر را پر نماید، همچنین در فضای فقدان چهره سیاسی موثر و کاریزما در مصر البرادعی خود را به معادلات سیاست داخلی در مصر تحمیل نموده است. لازم بهذکر است چند هفته قبل از مصاحبه البرادعی با سی.ان.ان برخی محافل و رسانهها در مصر خبر و یا شایعه رایزنیهای جدی و پشت پرده نخبگان و فرهیختگان مصری برای متقاعد کردن یکی از سه نفر ذیل برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری 2011 را منتشر کرده بودند. سه نفر مزبور عبارت بودند از: محمد البرادعی، احمد زویل (برنده جایزه نوبل در رشته شیمی و ساکن در آمریکا) و عمرو موسی (دبیر کل اتحادیه عرب). از میان سه فرد مذکور البرادعی و عمرو موسی بنحوی آمادگی خود برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری 2011 را ابراز داشتند که البته عمرو موسی پس از مدتی از چنین تمایلی عدول نمود.
اهداف و برنامههای احتمالی البرادعی
رئوس برنامهها و اهداف البرادعی را میتوان بصورت اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تصور نمود. چنانکه برنامهها و اهداف کوتاه مدت وی را میتوان در قالب اهداف و برنامههای انجمن ملی تغییر بصورت بسیار خلاصه و بشرح ذیل ارائه نمود:
1- پایان دادن به وضعیت فوق العاده در کشور.
2- نظارت کامل قوه قضائیه و قضات مستقل بر فرایند انتخابات در مصر.
3- امکان نظارت تشکلهای مدنی داخلی و خارجی در مصر بر روند انتخابات.
4- ایجاد فرصتهای برابر در رسانهها برای تمامی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری.
5- فراهم نمودن امکان مشارکت مصریهای ساکن در خارج از کشور در انتخابات فرضا از طریق ایجاد تسهیلاتی در نمایندگیهای مصر در خارج از کشور.
6- احراز صلاحیت نامزدی ریاست جمهوری بدون اعمال سلایق و مقررات تنگ نظرانه بر اساس تعهدات مصر به مقررات حقوق سیاسی و مدنی بینالمللی و محدود نمودن حق کاندیداتوری ریاست جمهوری فقط برای دو دوره متوالی.
7- ریخته شدن آراء به صندوقها بر اساس کد ملی رای دهندگان و ارائه تضمینهای لازم برای تغییر در مواد 76،77 و 88 قانون اساسی.
با عنایت به ویژگیهای شخصیتی البرادعی همچنین بر اساس اظهارات خودش بنظر میرسد هدف اصلی، راهبردی و بلند مدت البرادعی از ورود به صحنه سیاسی مصر به بهانه انتخابات ریاست جمهوری 2011 فراتر از اهداف کوتاه مدت یاد شده باشد. بنابراین وی تصمیم گرفته تا از فرصت دکوراسیون برگزاری انتخابات ریاست جمهوری استفاده نماید تا اذهان و عقول مصریها بلکه جامعه جهانی را متوجه مهمترین و اساسی ترین مشکلات این کشور بنماید و گرنه بعید است حتی در ارزیابی شخصی البرادعی خودش هم شانس زیادی برای رئیسجمهور شدن قائل باشد.
البرادعی در یک ابتکار شخصی ارزشمند سعی کرد با گردهم آوردن و جمع کردن تقریبا تمامی چهرههای معارضه و ایجاد یک انجمن و تشکل نخبگی (نه تاسیس جبهه سیاسی و یا حزب سیاسی) بر مخرج مشترک و حداقل درخواستهای نخبگان و افکار عمومی تاکید نماید. خاصه آنکه درخواستها و تقاضاهای یاد شده هم منطبق با اصول دموکراسی در غرب میباشد و هم اینکه اجرائی شدن چنین توصیههایی در مصر بارها از طرف جهات مورد اعتماد غرب به مراکز مهم تصمیم سازی در این کشورها خاصه آمریکا بعنوان مهمترین جهت موثر بر سیاستهای دولت مصر ارائه شده است. در نتیجه میتوان تصور کرد که تشدید فشارهای داخلی و خارجی بر نظام فعلی مصر و ارائه نقشه راه اصلاحات به رئیسجمهور بعدی مصر از جمله اهداف میان مدت البرادعی بوده باشد و طبیعتا در چنین فضائی نه تنها بر رئیسجمهور آتی مصر فشار بیشتری وارد خواهد آمد بلکه امکان حمایت همه جانبه اروپا و آمریکا از ادامه سیستم تکحزبی در مصر را نیز با چالش مواجه میسازد. البرادعی در اقدامی دیگر خارج از درخواستهای هفتگانه یاد شده ضمن انتقاد از برخی سیاستهای اعمال شده در مصر نظیر پیوستن مصر به ان.پی.تی در شرایطی که همسایه مصر بصورت بالفعل از زرادخانه هستهای برخوردار است همچنین مشارکت مصر در محاصره ظالمانه غزه و یادآوری افول جایگاه منطقهای مصر سعی دارد بنحوی به حاکمیت مصر و حامیان خارجی آن تفهیم نماید که با عنایت به بحران ناکارآمدی نظام مصر اهداف و درخواستهای کوتاه مدت انجمن ملی تغییر حداقلها و بهقول معروف کف خواستههای مردم و نخبگان در مصر است وگرنه فضای انتقادی حاکم بر افکار عمومی مصر بهمراتب بیشتر از درخواستهای فوری هفتگانه مزبور میباشد.
مهمترین موانع فراروی البرادعی
در فرایند اصلاحات
علاوه بر موانع جدی ورود کاندیداهای مستقل و یا کاندیداهای غیر وابسته به حزب حاکم در انتخابات ریاست جمهوری 2011 میتوان به برخی دیگر از موانع و محدودیتهای فراروی البرادعی در روند اصلاحات در مصر بشرح ذیل اشاره نمود؛ آشفتگی و نابسامانیهای فکری و تشکیلاتی معارضه در مصر و نفوذ دستگاه امنیت در تمامی ارکان احزاب و تشکلهای معارضه در کنار بی تفاوتی و رخوت عجیب و کشنده توده مردم و خوگرفتن توده به وضعیت موجود بخاطر فقدان امید و اعتماد در میان ایشان از مهمترین موانع هرگونه فعالیت اصلاح طلبانه در مصر تلقی میشود. چنانکه گسترش فقر در جامعه و برخورداری حزب حاکم از تمامی ابزارهای سرکوب و تهدید و تطمیع کار را برای هر جهت مقابل حزب حاکم سخت و دشوار نموده است.از طرف دیگر شکستهای اخیر هر گونه تجربه اصلاح طلبانه در مصر میتواند بعنوان عنصر بازدارندهای برای البرادعی در نظر گرفته شود. بعنوان مثال متعاقب تشکیل انجمن ملی تغییر توسط البرادعی اکنون این بحث رایج شده است که قبل از البرادعی هم تا همین چندی پیش افراد موجه و معتبری نظیر مرحوم عزیز صدقی (نخست وزیر اسبق مصر) دقیقا همین ابتکار البرادعی در تاسیس انجمن ملی تغییر و جمع کردن چهرههای برجسته معارضه از طیفها، سلایق و تشکلهای گوناگون برای پیگیری حداقل مطالبات قانونی دموکراتیک را تجربه کردند، اما هیچ سودی نداشت و انجمن ملی تغییر مرحوم عزیز صدقی بخاطر مشکلات غیر قابل علاج درون معارضه و روشنفکران خیلی زود از هم پاشید بنابراین اصلا بعید نیست بخاطر نفوذ دستگاه امنیت در ارکان احزاب معارضه و یا رقابتها و اختلافات گسترده میان روشنفکران و سرکردههای معارضه اصلا قبل از دخالت دستگاه امنیت خیلی زود انجمن ملی تغییر وابسته به البرادعی نیز از هم بپاشد.
ویژگی البرادعی در تلاش برای نمایندگی طبقه متوسط تحصیلکرده خاصه هفت میلیون نفر مصری ساکن در خارج از کشور همچنین حضور طولانی مدت وی در خارج از مصر میتواند موانعی در برقراری ارتباط و تماس وی با توده میلیونی فقیر مصر بعنوان اکثریت جامعه مصری ایجاد نماید. هر چند وی تلاش دارد در صورت برطرف شدن مشکلات و فراهم شدن زمینه برای ورودش به انتخابات ریاست جمهوری با انجام سفرهای استانی در سرتاسر مصر این نقص را برطرف نماید ولی این مساله که البرادعی بیشتر نماینده تقاضاهای طبقه متوسط مرفه در جامعه میباشد موضوع مهمی است حداقل اینکه تاکنون البرادعی هیچ راه حل فوری و برنامه مشخصی برای کاستن از فقر محرومان در مصر ارائه نکرده است.
مشکل دیگر البرادعی در صحنه مصر پدیده اسلامگرایان و نفوذ خارق العاده ایشان در عرصههای فکری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه مصر است. البرادعی از منظر یک لیبرال و سکولار متعهد صریحا از ایفای نقش اخوان المسلمین در تمامی عرصههای جامعه بدلیل واقعیت حضور و نفوذ ایشان از یکطرف و ماهیت اسلامی جامعه و فرهنگ مصر از طرف دیگر و تصریح قانون اساسی به شناسائی شریعت اسلامی بعنوان منبع وضع قوانین دفاع مینماید. دفاع جدی البرادعی از فعالیتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اخوان المسلمین و دعوت وی از رئیس فراکسیون اخوان در مجلس شعب برای حضور در تشکل انجمن ملی تغییر باعث بوجود آمدن مجموعه مشکلات پیچیده و متنوعی برای البرادعی خواهد شد. اگر با عنایت به تعهد البرادعی به اصول سکولاریسم و لیبرالیسم بخواهیم سهم هر تشکل و جریان سیاسی را بهاندازه واقعیت نفوذ اجتماعی و توانمندیهای تشکیلاتی ایشان تعیین کنیم در نتیجه کمترین سهم در مصر به جریانات غیر اسلامی تعلق خواهد گرفت. حالا بگذریم که در صورت عملی شدن چنین شرطی گریزی جز شناسائی و تعامل با جریانات اسلامگرای تندرو و فراتر از اخوان المسلمین نیز وجود نخواهد داشت. در نتیجه بخاطر وزن سنگین اخوان المسلمین در کلیت معارضه طبیعتا جریانات غیر اسلامگرا در ادامه کار انگیزه کمتری برای تعامل و همراهی با انجمن ملی تغییر خواهند داشت.از دیگر سو تعهد البرادعی به کار با اخوان بعنوان بخشی از واقعیت سیاسی و اجتماعی مصر میتواند باعث رساتر شدن این ایده حاکمیت بشود که البرادعی ناخواسته تبدیل به سکوی پرتاب اخوان المسلمین بلکه سایر تشکلهای تندروی اسلامگرا در صحنه سیاسی مصر شده است و در آینده جریانات تمامیت خواه اسلامی با بالا رفتن از سکوی البرادعی خیلی زود بر تمامی مصر مسلط خواهند شد. طبیعی است که چنین ایدهای میتواند مورد توجه آمریکا و اسرائیل قرار بگیرد. البته معادله اخوان المسلمین- البرادعی وجه دیگری نیز دارد و آن اینکه در صورت حمایت علنی اخوان از هر کاندیدای مقابل حزب حاکم قطعا در صورت رای نیاوردن کاندیدای مورد حمایت اخوان روابط حاکمیت با اخوان مشکلتر از گذشته خواهد شد.
مشکل دیگر البرادعی نزد غربیها مواضع انتقادی او علیه اسرائیل و ابراز تمایل وی برای احیای اعتبار و جایگاه مصر در جهان عرب است که این مشکل در کنار تعهد وی به کار با اخوان المسلمین میتواند برای او دردسر ساز باشد. البرادعی ضمن ادعای مخالفت اسرائیل با نامزدی خودش در انتخابات مصر همچنین یادآوری مشکلتراشیهای مختلف اسرائیل در زمان تصدی مدیریت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در اظهار نظرش بعنوان یک شهروند مصری روابط مصر و اسرائیل را بخاطر ادامه سیاستهای خشونتگرایانه اسرائیل و ادامه اشغال فلسطین همچنان متشنج ارزیابی کرده و گفته است در صورت ادامه وضعیت فعلی این روابط همچنان متشنج باقی خواهد ماند. البرادعی ضمن تقبیح عملکرد نظام مصر در جنگ غزه دولت مصر را بخاطر تعهد به ان.پی.تی قبل از پیوستن اسرائیل به آن سرزنش میکند. البرادعی همچنین بارها ایده جریانات ملی گرای ناصری در مصر دائر بر لزوم احیای اعتبار و جایگاه مصر در جهان عرب را تایید کرده و در مقابل ایدههای هویت آفریقائی و یا مدیترانهای برای مصر مرجعیت اصلی مصر را جهان عرب و دنیای اسلام دانسته و احیای جایگاه مصر در دو منظومه یاد شده را ضروری دانسته است.
ارزیابی و نتیجه گیری
بعید است ورود البرادعی به صحنه سیاست داخلی در مصر بدون هماهنگی با جهاتی در اروپا و آمریکا انجام گرفته باشد، حداقل میتوان گفت جهاتی در غرب از ورود البرادعی به صحنه یاد شده به بهانه انتخابات ریاست جمهوری 2011 استقبال کرده اند. بعبارت بهتر میتوان تصور نمود که البرادعی بعنوان یک فرد متعهد به اصول سکولاریسم و لیبرال دموکراسی کاملا مورد اعتماد غرب است و اعطای جایزه صلح نوبل به وی دقیقا موید همین نکته است. آنچانکه از فحوای اظهارات البرادعی برمی آید هدف اصلی وی از ورود به صحنه سیاسی در مصر بیشتر جلب افکار عمومی داخلی و جامعه جهانی نسبت به بحرانهای بنیادین در مصر است تا تلاش واقعی برای رئیسجمهور شدن بعبارتی بعید است در شرایط فعلی خود البرادعی هم شانس زیادی برای رئیسجمهور شدن خود قائل باشد. از طرف دیگر ویژگی شخصیتی محافظه کار و مسالمت جوی البرادعی هم بزرگترین مانع در ورود فعالانه وی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری است چنانکه وی بارها طرفدارانش را به پرهیز از خشونت در هر شرایطی دعوت کرده است علاوه بر آن کرارا هم گفته است که انتخابات 2011 تنها بعنوان یک موضوع فرعی برای او اهمیت دارد.
ارزیابی کلی حاکی از این است که ورود البرادعی به صحنه سیاست داخلی در مصر میتواند در فضای خلأ سیاسی مصر بعد از مبارک واجد تاثیرات عمده ذیل باشد: 1- تقویت گفتمان تازه اصلاح طلبی در داخل مصر و جلب حمایتهای خارجی غرب از گفتمان یاد شده در میان مدت؛ موضوع اخیر از این جهت اهمیت دارد که آمریکا و غرب بعنوان مهمترین جهت تاثیر گذار در مسائل مصر بواسطه بحران ناکارآمدی نظام سیاسی در این کشور خود بدنبال نوعی راه حل و سیاست تازه در مصر میباشند.2- هر چند بعید است بتوان البرادعی را جایگزین مبارک پدر تصور نمود ولی فضائی که البرادعی اخیرا در صحنه سیاسی مصر بوجود آورده است میتواند بر این مساله که چه کسی جانشین مبارک بشود تاثیر بگذارد علاوه بر آن گفتمان اصلاح طلبی که البرادعی منادی آن شده است سیاست ادامه وضع موجود در آینده را برای جانشین مبارک سخت تر خواهد کرد.
اگر بخواهیم معیاری را برای امکان موفقیت البرادعی در انتخابات ریاست جمهوری 2011 در نظر بگیریم لازم است به نتیجه بخشی و یا توقف پروژه تعامل آمریکا و غرب با اخوان المسلمین که از آخرین سالهای ریاست جمهوری بوش پسر در دستور کار واشنگتن قرار گرفته بود توجه کنیم. بنابراین چون فعلا نشانه خاصی دائر بر نتیجه بخش بودن پروژه یاد شده حداقل در کوتاه مدت بدست نیامده است، بعید است البرادعی در انتخابات 2011 رئیسجمهور مصر بشود. علاوه بر آن هر نوع برنامه آمریکا و غرب برای مصر خواه نا خواه به عامل مهم مسائل فلسطین و غزه و روند گفتوگوهای صلح فلسطینی- اسرائیلی منوط خواهد بود. در نتیجه چون فعلا چشم انداز روشنی برای پرونده گفتوگوهای درون فلسطینی و روند گفتوگوهای بهاصطلاح صلح میان اسرائیل و فلسطینیها موجود نمی باشد، در نتیجه هنوز زود است که غربیها به رغم اعتمادشان به البرادعی و حداقل بخاطر فشارهای اسرائیل آماده واگذاری امور مصر به وی باشند.

