هادی خانیكی - عصر مشروطه ازهرجهت، جزو درخشان ترین ادوار فرهنگی و سیاسی ایران معاصر است. شاخصهای رشد واثرگذاری مطبوعات این دوره، میتواند شاهد و مؤیدی بر حكم فوق باشد. طبیعی است عاملی تا این حد اثرگذار، با تنگناها و محدودیتهای فراوانی نیز روبه رو خواهدشد. به این اعتبار مطبوعات
عصر مشروطه از سویی با صعود و تصاعد و ازسوی دیگر با افول و تنازل دست به گریبان بودند. آنچه ازپی میآید مقالهای است كه به بررسی نشریات مؤثر درجنبش مشروطه ایران میپردازد.
ذكر این نكته ضروری است كه این مقاله در همایش بزرگداشت یكصدمین سالگرد مشروطیت عرضه شده است. مقاله حاضر با اندكی تلخیص ارائه میشود.
نهضت مشروطیت ایران در وجه عام رسانهای آن جنبش تلگراف است، اما از آنجا كه مطبوعات در طلیعه توجه جامعه ایرانی به وسایل ارتباط جمعی قرارداشتهاند، لذا در فرایند تكوین وپیروزی مشروطیت «روزنامه» از جمله مؤثرترین رسانهها درحوزه گروههای مرجع و سازندگان افكارعمومی است.
اگرچه روزنامه نگاری درایران از آغاز پیدایش تا تكوین جنبش مشروطیت نقش كمرنگ دولتی دارد، اما هم شكلگیری «مطبوعات در تبعید» و هم «مطبوعات ملی» از مؤلفههای مؤثر در گسترش اندیشه مشروطه اند.
«كانونهای مشروطه خواهی» و «مطبوعات» نسبتهای وثیقی با یكدیگر دارند و همین حوزه تأثیرگذاری هر دو را در مشروطیت خواهی بیشتر میسازد. انجمنهای سری كه از پایههای جنبش مشروطه اند، ازسویی در شمار تحریریههای نشریات مشروطه گرا به حساب میآیند و ازسوی دیگر مراكز بحث، بررسی و توزیع مطبوعات ملی.حضور روزنامه نگاران دراین كانونها هم از نظر كمی و هم از نظر كیفی حائزاهمیت فراوان است.
درهم آمیختگی و همكاری و هماهنگی آزادیخواهان و روزنامه نگاران زمینه مساعدی برای توسعه مطبوعات در ایران به وجود آورد، پدیدهای كه تا سالها ازجمله موجبات بسط و نفوذ روزنامه تا مناطق مختلف كشور بود.
اینكه حتی مضمون سیاسی مطبوعات ایران توانست در دورانی، زبانی مردمی و فراگیر به خود بگیرد و موجد سبك و شیوه بومی در روزنامه نگاری شود، شاخصی دال بر كارآمدی مطبوعات عصر مشروطه است.
البته شاخص اقبال عمومی مطبوعات درایران از قوام و دوام برخوردار نیست، چنانكه در كمتراز دو دهه بعد رویكرد همگانی به نشریات چنان كاهش مییابد كه فروشندگان جراید برای امرارمعاش و واداشتن مردم به خرید مطبوعات متوسل به پخش خبرهای دروغ میشوند.
نگاهی تاریخی به مطبوعات عصر مشروطه
بنیانگذار روزنامه در ایران به گواه عموم پژوهشگران میرزا صالح شیرازی (كازرونی)، سیاح ولایت آزادی و از نخستین ایرانیان اعزامی برای تحصیل به فرنگ است.
شماره صفر روزنامه «كاغذ اخبار» در دهه آخر رمضان سال ۱۲۵۲ قمری و نخستین شماره آن سه ماه بعد در سال ۱۲۵۳ قمری انتشار یافته است. این روزنامه كه ماهی یكبار با چاپ سنگی منتشر میشد و چندسالی بیشتر دوام نیافت هدف خود را «تربیت ساكنین ایران» عنوان كرده و درپی استفاده از اخباری بوده است كه «استماع آن موروث آگاهی و دانش و عبرت اهالی مملكت باشد».پس از كاغذ اخبار و طی پنج دهه حكومت ناصرالدین شاه، حدود ۳۶ عنوان نشریه ادواری و دهها شبنامه در ایران منتشرشده است.
پس از دوران ناصری نیز تا صدور فرمان مشروطه ازسوی مظفرالدین شاه لقب اعتمادالسلطنه به هركسی كه مسؤولیت وزارت انطباعات را به عهده میگرفت، اطلاق میشد.خلاصة الحوادث نخستین نشریه روزانه ایران است كه ازسوی همین وزارت انطباعات در ۱۳۱۶ قمری انتشار یافته است.
اما بعد از صدور فرمان مشروطه، جریده ملی اولین نشریه ایرانی است كه در تبریز در رمضان ۱۳۲۴ قمری بدون كسب امتیاز از وزارت انطباعات منتشر شده است.
در عصر مظفری حدود ۵۸ نشریه ادواری در ایران و ۲۰ نشریه فارسی زبان درخارج از كشور و دهها شبنامه انتشار یافته است.
از ویژگیهای مهم این دوره، ممنوعیت ورود نشریات چاپ خارج، زندانی كردن و تبعید روزنامه نگاران و نشر دولت نامهها، تشكیل انجمنهای مخفی و مشاركت روزنامه نگاران ایرانی در صدور فرمان مشروطه وتشكیل مجلس است.
مرحوم محیط طباطبایی ویژگیهای این دوره را چنین ترسیم میكند: «روزنامههای عصر مظفری كه درداخل كشور منتشر میشوند، مردم را به چند موضوع مهم كه عبارت از تعلیم و تربیت، تمدن جدید، عدل و قانون، نظم و ترتیب، عبرت از كار ژاپن، تذكر مفاخر قدیم، دعوت به اخوت اسلامی و معرفی سیاست روس و انگلیس در آسیا باشد، دعوت میكردند.
با آغاز سلطنت محمدعلی شاه (۱۳۲۵ قمری)، وزارت انطباعات منحل شد و بخشی ازوظایف آن كه رسیدگی به امور چاپخانهها و روزنامه دولتی، صدور امتیازها و جرایم مطبوعاتی محدود بود، به وزارت علوم و معارف واگذار گردید.
مطالعه تاریخ مطبوعات ایران به خوبی نشان میدهد كه پس ازاعلام مشروطیت و آزادی مطبوعات، تعداد روزنامهها افزایش یافته است، چنانكه بیش از ۵۰درصد از مجموع ۲۱۰ روزنامهای كه از سال ۱۲۵۳ قمری تا سالهای ۱۳۲۵-۱۳۲۶ قمری در داخل و خارج از كشور به زبان فارسی انتشار یافته اند، درطول سالهای ۱۳۲۵ و ۱۳۲۶ قمری و بعد از مشروطیت بوده است.
به موجب آماری كه ادوارد براون میدهد، تیراژ روزنامهها نیز پس ازانقلاب مشروطه افزایش قابل ملاحظهای پیدا كرده است، چنان كه تیراژ روزنامه مساوات كه از جراید مهم و مؤثر انقلاب شمرده میشد به سه هزار و روزنامه صور اسرافیل به پنج هزار و تعداد نسخ روزنامه مجلس به تدریج از هفت هزار به ده هزار و روزنامه انجمن ملی به پنج هزار نسخه رسیده است. روزنامه صوراسرافیل كه در سال ۱۳۲۵ قمری منتشر شد، به سبب تفسیر و نشر اخبار سیاسی روز تحت عنوان چرند و پرند به قلم علی اكبر دهخدا محبوبیت بی اندازهای پیدا كرد و مورد پسند كلیه طبقات ملت قرار گرفت.
مطبوعات در سال ۱۳۲۵ و نیمه سال بعد از آن عمدتاً همسو با تحرك اجتماعی و سیاسی است و صحنه انعكاس اندیشهها و عقاید مختلف مردم محسوب میشود. سبك نگارش جدید، نثر روان و قابل فهم و بیان افكار به زبان سهل و ساده نیز سبب شده است كه این نشریات با استفاده از این شیوه نو، حمایت عامه مردم را به دست آورند و به فروش بیسابقهای دست پیدا كنند. البته این دوران مطبوعات توأم با فشار دربار شاه نیزهست و به طور مكرر دولتیان خواستار تغییر روش مطبوعات میشوند. یكی از این اقدامات توقیف موقت صوراسرافیل است كه نخستین توقیف مطبوعات پس از مشروطیت به حساب میآید پس از آن هم توقیف حبلالمتین كه اعتراض همگانی روزنامه نگاران، كتابداران و كاركنان چاپخانهها را در پی دارد شكل دهنده نخستین اعتصاب در تاریخ مطبوعات ایران است. یكی دیگر از توقیفهای مهم در این دوره، توقیف نشریه روح القدس است كه منجر به محاكمه مدیر این نشریه - شیخ احمد تربتی (سلطان العلمای خراسان) - میشود. با بمباران مجلس در ۲۳ جمادی الاول ۱۳۲۶ همه مطبوعات توقیف و روزنامه نگاران و مخالفان شاه دستگیر شدند. در این سال میرزا جهانگیرخان شیرازی و شیخاحمد تربتی بر سر قلم جان دادند و بسیاری از روزنامه نگاران یا به حبس افتادند یا در سفارتخانهها متحصن شدند یا روبه شهرهای دیگر نهادند. گروهی نیز به خارج از كشور مهاجرت كردند و تا سقوط محمدعلی شاه، بازار نشر مطبوعات فارسی برون مرزی را رونق دادند.
بعداز سقوط محمدعلی شاه و فتح تهران (نیمه دوم ۱۳۲۷ قمری ) روزنامه نگاران مهاجر به كشور بازگشتند و مطبوعات ایران دوباره پررونق شد. نكته قابل اهمیت در این دوره، تغییر سبك حروفچینی، ستون بندی، صفحه بندی و قطع بعضی نشریات بود. همزمان با مجلس دوم روزنامههای بسیاری منتشر شد. دراین زمان مطبوعات به طور عمده ابزاری برای پیشبرد نظر گروههای سیاسی بودند، نشریات اصطلاحاً «ارگانی » مشخصه مهم این مرحله است.
نشریات مؤثر دوران مشروطیت
می توان پنج نشریه حبل المتین، صور اسرافیل، تربیت، روح القدس و انجمن ملی آذربایجان را در دوران نخست مشروطیت مؤثرتر دانست. حبل المتین موضع گیریهای مختلف به نفع طبقات گوناگون جامعه، به ویژه بازرگانان، داشته كه همین مسأله موجب برخی قضاوتهای محتاطانه نسبت به شخصیت مسؤولان این روزنامه شده است. به هر رو حبل المتین، معرف انتقال جریان روشنفكری خارج كشور به داخل است. تربیت، نشریهای منفرد و میانه رو است كه نثر فارسی زیبا و تأكید آن بر وجوه تمدن جدید از یك سو و انتشار مداوم آن قبل و بعد از مشروطه و نفوذ در میان محافل فرهنگی از سوی دیگر، آن را شایسته بررسی در آستانه استقرار مشروطیت میكند.
انجمن ملی آذربایجان، نشریه رسمی نهادهای مشروطهخواهی است كه هم از حوزه فكری قفقاز و عثمانی تأثیر پذیرفته و هم در سراسر كشور طرفداران و علاقه مندان فراوانی داشته است. این نشریه وابسته به انجمن تبریز بوده و توانسته است قوت و قدرت یك نشریه مؤثر شهرستانی را به نمایش بگذارد. دو نشریه صوراسرافیل و روح القدس معرف دو جریان مطبوعاتی تندرو مشروطه هستند كه مدیران هر دو نیز جان بر سر عقاید خویش نهادند.
مطالعه این پنج نشریه به عنوان عمده ترین نشریات مؤثر دوران مشروطیت نشان میدهد كه به رغم تأثیرگذاری مشترك، این مطبوعات الزاماً از مضمون و سوگیری واحدی تبعیت نكرده اند. برای نمونه بررسی ساختار كلی موضوعات شمارههای منتشر شده این نشریات در فاصله میان پیروزی جنبش مشروطه تا حاكمیت استبداد صغیر متضمن تفاوتهای ذیل است:
۱- روح القدس بیش از بقیه و تربیت كمتر از همه به انتشار مقالههای سیاسی پرداخته اند.
۲- انجمن ملی بیشتر از همه و تربیت كمتر از همه در حوزه مباحث اجتماعی فعالیت داشتهاند.
۳- تربیت بیشترین توجه را به مقولههای فرهنگی و حبل المتین كمترین میزان را به خود اختصاص داده اند.
۴- در اهتمام به مسایل خارجی تربیت در سال دوم پس از پیروزی مشروطیت بیشترین سهم و روح القدس كمترین سهم را داشتهاند.
به طور كلی میتوان نتیجه گرفت كه غالب مطبوعات عصر مشروطه به مباحث سیاست داخلی بیشترین توجه را داشته اند و غلظت این مسأله در نشریات جدید التأسیس بیشتر است.
ویژگیهای كمی و كیفی نشریات عصر مشروطه
۱- كم شدن حد نظارت بر مطبوعات
۲- پیدایش گروههای مطبوعاتی
۳- افزایش تیراژ
بررسی شاخصهای كمی ۵۲۱ نشریه در دوره پراكندگی قدرت:
۱- سیاسی بودن بیشتر نشریات
۲- تابعیت محل انتشار مطبوعات از فعالیت كانونهای سیاسی
۳- بیشتر بودن سهم نشریات هفتگی
۴- دارا بودن جهت انتقادی
۵- بالا بودن سهم توقیف دولتی در قیاس با سایر وجوه توقیف
شاخصهای كیفی (ساختار و تحلیل محتوا):
۱- توجه بیشتر به سیاست داخلی
۲- بالا بودن سطح انتقاد از اركان قدرت
شاخصهای بازنگری (تحلیل گفتمان)
3- تأكید بر ترقی و احیای پیشینه پرعظمت ایران برپایه نوعی ناسیونالیسم همپذیر و سازگاری مذهب و ملیت
4- تأكید بر گفتار آزادی
تحول گفتمان دموكراسی در مطبوعات مشروطه
یكم: دوره مشروطه، به عبارتی نقطه آغاز ظهور گفتار دموكراتیك در فاهمه عمومی است. تحلیل گفتاری متون مطبوعاتی این دوره نشانگر نكات مهمی در خصوص تحول ساختار گفتار دموكراتیك در ایران است. مؤلفههای اساسی دگرگونی این نظم گفتاری را میتوان چنین برشمرد:
۱- ظهور نیروی پنهان و شگرف مردم به مدد عنصر آگاهی
گرایش به دموكراسی در ایران عمدتاً متأثر از خلق و ظهور نیروی پنهان و شگرف مردم در دوران جدید است. شاید تحولاتی چون تحریم تنباكو كه با نیروی بسیج كننده دینی صورت تحقق پذیرفت، از وجود بالقوه این نیروی بی حد و حصر سخن گفت. نیرویی كه توانسته بود اراده مستبدانه حكومت را منقاد خود نماید.
بر مبنای میل به این نیروی شگفت است كه فاصله گیری از «فرد» و تلاش در جهت ساماندهی به یك «مای» هر چه ممكن بزرگ و فراگیر از بنیادهای متون مطبوعات این دوره است. در واقع، گوی جادویی كه قادر بود این نیروی پنهان را آزاد كند عنصر «آگاهی» است. به همین سبب نیز اولاً روزنامه اساس تنظیمات جهان امروز به شمار میرفت و ثانیاً در منظومه این گفتمان آگاهی و به تبع آن زبان، مفاهیم، ایدئولوژیها و منابع تكثیر مفاهیم یك باره موضوعیت یافت.
سرشت «آگاهی» مورد نظر در این نظم گفتاری متضمن یك «سامان ادراكی» نیست. گویا قرار نیست مردم از طریق منابع تولید و تكثیر آگاهی به امور تازهای چشم باز كنند. آگاهی متاعی است نزد روشنفكران و تودههای مردم مقرر است در فرایندی سلسله مراتبی مراحلی را برای وصول به چنان مدارجی طی كنند. به عبارتی این آگاهی بیشتر از جنس «ایمان آوری» است، نوعی باور آگوستینی به آن كه «ایمان بیاور تا بدانی» در بنیاد آن وجود دارد. به همین سبب در این منظومه گفتاری بیشتر با وجوه تحریكی و عاطفی سر و كار داریم تا وجوه اقناعی. وجه رازآلود سخن در این دوره -تا جایی كه به روزنامههای معتبر عصر مشروطه مربوط میشود- وجهی رازآلود به خود گرفته است.
۲- محوریت امر سیاسی
تقدم انتولوژیك امر سیاسی در گفتمان مطبوعات مؤثر مشروطه مشهود است كه به تبع خود «مقوله دولت» را در كانون مینشاند. در این روایت همواره مخاطب رویاروی صحنهای است كه یك سوی آن وضع ایده آلی و متعالی جهان جدید است كه ملتزم به خیر دنیوی و اخروی مخاطب است و سوی دیگر آن وضع بسیار نكبت بار جاری. در چارچوب این نظم گفتاری، سیاست بستر وصول به چنان رستگاری جمعی است.
مضمون آیینی دموكراسی نیز كه در متون این دوره خودنمایی میكند از همین وجه كانونی امر سیاست نشأت میگیرد. در واقع دموكراسی در این دوره از حد و حدود خواستهای عرفی فراتر میرود. دموكراسی در یك نظام گفتار و حتی كردار آیینی معنا پیدا میكند و به جای نظام اقتصادی، قدرت سیاسی، دعوی فلاح و رستگاری در این جهان را سامان میبخشد.
۳. اتكا به روایت غیرلیبرال از دموكراسی
گفتمان دموكراسی ناظر به وجوه آیینی و در خدمت تعالی دینی یا دستیابی به اهداف جمعی است و این تحقق نمییابد مگر با انحلال در یك جماعت بزرگ. در عین حال قدرت نیز بر بنیادهای مصنوع قابل تصرف استوار نیست، بنابراین ایده دموكراسی دست كم با معیارهای آزادی منفی و لیبرالی به معنای آزادی در انتخاب و عمل و برحسب تشخیص و مصلحت سنجیهای فردی نیست بلكه به معنای بیرون آمدن از انفعال و در خدمت یك انقیاد مثبت و متوجه به منافع و مصالح عمومی است.
۴. ضرورت فراگیری از «غیر»
ایده دموكراسی در این دوره بر نظام ایده آلی زندگی دلالت میكند كه از چنته فرهنگی و از خاطرات تاریخی ما بیرون است و ضروری است از دیگران آموخته شود. روشنفكران به عبارتی در حلقه واسط این منظومه ایده آلی و موجود زندگی غربی و الگوی بومی زندگی ایستاده اند و رسالت تاریخی آنان آموزش این الگوی زندگی است.
۵. روایت متكی بر ایده پیشرفت
یكی از مشخصات بنیادی نظم گفتاری دموكراسی در دوره مشروطه كه به نحوی عامل اصلی بازخوانی منابع و مبانی سنت است ورود عنصر زمان وتاریخمندی در روح و كالبد گفتاری است. همواره دركی از زمان در ساختار روایی گفتار این دوره مندرج است. ما همواره در ابتدای آن هستیم و گاهی جهان غرب در وضع موجود آن در انتهای آن واقع شده است. روح متكی بر ایده زمانمندی گفتار دموكراسی را میتوان ناشی از اتكای روایت مذكور به ایده كانونی ترقی و پیشرفت دانست.
ناسازههای ساختاری گفتار دموكراسی
دموكراسی در این دوره تحت استیلای ناسازه هایی نیز هست كه متن را واجد قابلیت روایتهای دوگانه میسازد:
الف: ناسازه میان ترقی و سنت: بر مبنای نسبت میان ترقی و سنت و حدود حضور هر یك در ساختار گفتار سیاسی، دونظم گفتمانی از منظومه گفتارهای این دوره قابل استنباط است: دموكراسی تابع گفتار دین كه با مفهوم تعالی كسب معنا میكند و دموكراسی تابع گفتار ترقی كه با تولید نیرو برای ترقی و توسعه این جهانی معنا و مفهوم پیدا میكند. به تبع نكته فوق الذكر میتوان جوهر گفتمانی گفتار دموكراسی را دو ایده «دین» و «ترقی» دانست كه این دوایده به مثابه دوجوهر متفاوت در متن حضور دارند. گاهی ترقی با مدد ایده دین بومی شدن را جست وجو میكند و گاهی ایده دین با مدد ایده ترقی جهان بومی را در بردارنده و متضمن جهان توسعه یافته امروزی قلمداد میكند.
ب: رابطه ناسازگار میان مردم و پادشاه: گفتار دموكراتیك در این دوره با یك ناسازه روایی دیگر نیز بر حسب نسبت میان مردم و پادشاه مواجه است: با گوهری خواندن نقش پادشاه این متن به یك متن رسمی و در منظومه باز تولید مناسبات حاكم نزدیك میشود و به حسب كانونی خواندن نقش مردم به یك منظومه گفتار غیررسمی و ناقد رادیكال نظم موجود.
ج: وجوه نوشته و نانوشته متن: یك ناسازه دیگر گفتاری را میتوان در نسبت میان مصرحات متن و مبانی تصریح نشده متن جست وجو كرد. همواره متن به حسب مصرحات با زمینه فرهنگی خود پیوندی وثیق برقرار میكند اما در عین حال مسبوق به مبانی بنیادینی همانند فردگرایی و نفی مرجعیتهای بیرونی خردگرایی و غیره هست كه با زمینه فرهنگی بیگانه اند. یك مصداق دیگر این فرایند را باید در كاركردهای متفاوتی جست وجو كرد كه ساختارهای روایی بومی و مسبوق به مبانی آن جهانی در جهت تثبیت ایدههای این جهانی و عرفی به عهده گرفته اند.
دوم: خشونت و دگردیسی ساختار گفتار دموكراتیك پس از مشروطه
پیروزی انقلاب مشروطه در ایران سرآغاز شكل گیری مناسبات توأم با خشونت سیاسی میان نیروهای رقیب در عرصه سیاسی نیز هست. این خشونت در گفتار سیاسی متمایل به دموكراسی در این دوره انعكاس دارد، ظهور خشونت در ساختار گفتار سیاسی دوره مشروطه در وهله نخست به معنای دگردیسی ساختار گفتاری به گفتاری است كه رابطه میان مردم و پادشاه و سایر مصادر قدرت را رابطهای مبتنی بر خشونت و نزاع وانمایی میكند اما علاوه بر آن این نظم گفتاری دگردیسیهای عمیق تری نیز پذیرفته است و اهم آنها به شرح زیر است:
رویكرد خشونت آمیز دموكراتیك كه روایت طبیعی از قدرت سیاسی را به روایتی صناعی بدل میكند. این روایت صناعی شرط پیشینی برای گشودن زبان خشونت علیه مصادر قدرت سیاسی است. به تبع نكته فوق الذكر ایده دموكراسی به هیچ روی ایده راهنمای كسب قدرت توسط واضعان و مدافعان آن نیست بلكه ایده كنترل و یا تصاحب قدرت سیاسی است.
۱. بازگشت به گذشته زمان در افق گفتار خشن از دموكراسی، بیرون از فضای فرهنگی، تاریخی و تمدنی نیست. این گفتار به صراحت از وجود آنچه دیگران دارند در افق پشت سر و به همین اعتبار از بازگشت آب رفته به جوی سخن میگوید. به این اعتبار زمان در افق متن حركت به سوی آیندهای كه صرفاً حال كشورهای غربی است نیست بلكه گذشته از دست رفته و پشت سر نیز هست. در ساختار این گفتار نسبت میان ملت و دولت ایران با دول غربی دگرگون شده است.
اگرچه همچنان این باور وجود دارد كه ملت و دولت ایران در اوج حضیض اند و ضروری است در عداد ملل متمدن در آیند اما این تحول از شمار تحولات آموزشی و تحول یك كودك به بزرگسالی نیست بلكه از نوع به جو آمدن آب رفته است. به این معنا كه در سوابق و حتی پیشینه نزدیك ایران و ایرانی در اوج سطوت و آقایی بوده اند به طوری كه محل امن و امان سایر دول محسوب میشدهاند، اما اینك چنان شده است كه در پناه اجنبی است.
۲. به حاشیه رفتن ایده ترقی و توسعه
تفاوت بسیار مهم گفتار خشن دموكراتیك با قبل از آن، عبارت از آن است كه ترقی و توسعه در كانون متن جای نگرفته است. این گفتار وضعیت تیره ایران را نه وضعیت عقب ماندگی بلكه ذلیلانه وانمایی میكند. این ذلت در نسبت مستقیم با پدیده استبداد ارزیابی شده است. اگر مردم به حقوق خود آگاه شوند و استبداد سیاسی به كلی رخت بربندد، یكباره در نتیجه اراده و خواست مردم عزت از دست رفته دوباره به كف خواهد آمد.
۳. ایده استقلال و پررنگ شدن ایده نفی اجنبی
در نظم گفتاری خشن از دموكراسی ایده اجنبی ظهوری پررنگ پیدا كرده است و بر این ضرورت پای فشرده شده است كه ضروری است در نسبت ذلیلانه با آنان به سر نبریم.
۴. واقع شدن نقش آفرینی مردم ذیل اراده خداوند
در این روایت از گفتار دموكراسی كه مستلزم بسیج گسترده مردم است، باور پیشین به نقش آفرینی مردم ذیل اراده و خواست الهی وانمایی شده است. در این الگوی گفتاری مشروطیت عطیهای الهی قلمداد میشود كه خداوند به خواست خود به ملت عطا فرموده است.
۵. تفكیك میان آگاهی از اراده
در متن روزنامههای پیش از مشروطیت - مثل قانون- آگاهی گشاینده راه برای بسیج ارادههای عمومی است. اما در نظم گفتاری خشن از مقوله دموكراسی «آگاهی» صرف كفایت نمیكند. اینك ضرورت دارد ارادهها نیز در این زمینه بسیج شوند. گویا آگاهی بدون اراده در صحنه عمل به هیچ روی راهگشا نیست.
۶. خوش بینی به حال
گفتار سامان یافته با طنین خشن در قیاس با روایتی كه پیش از انقلاب و بروز خشونتهای سیاسی ظاهر شد، همچنان به ایده ترقی و ساختار زمانمند گفتار سیاسی وفادار است اما به زمان حال خوشبینتر است. به هر حال آگاهی بخشی در مطبوعات ایران در آستانه پیروزی جشن مشروطیت و پس از آن نقش محوری دارد: به صورت «صرف» یا همراه با اراده یا به صورت تبلیغی یا اعمال قدرت سیاسی.

